تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٥٦ - نكات آموزند١٧٢٨ سرگذشت نوح و فرزندش
عملى است غير صالح و درباره چيزى كه به آن اطلاع ندارى از من درخواست نكن.
من تو را موعظه مىكنم كه مبادا از جاهلان باشى.
نوح عرض كرد:
(رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاّ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ اَلْخاسِرِينَ؛[١]بار الها به تو پناه مىبرم از اينكه چيزى را كه به آن آگاهى ندارم، از تو درخواست كنم و اگر مرا نبخشى و رحم نكنى از زيانكاران خواهم بود.)
نكات آموزندۀ سرگذشت نوح و فرزندش
١ - با اينكه كنعان فرزند تنى حضرت نوح بود خداوند مىفرمايد: من قول دادم اهل تو را نجات دهم اما او از خاندان تو نيست، زيرا قبلاً حجت بر او تمام شده و كسى كه عمل و ايمانش با تو هماهنگى ندارد، از خاندانت به حساب نمىآيد و شايسته نجات و وساطت نيست و از ظالمين به حساب مىآيد كه گفتم درباره آنها با من صحبت نكن.
[٢] - «شايد منظور از جملۀ (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ) اين باشد كه او بر دين تو نيست؛ مثل اينكه سلمان از خاندان پيامبر نبود، ولى چون با آنها هم دين و آئين بود پيامبر فرمود: «سَلْمانٌ مِنّا أَهْلِ الْبَيْتِ» يعنى سلمان بر دين ما است لذا از اهلبيت ما به حساب مىآيد. امام صادق عليه السلام نقل مىكند: خداوند تعالى به نوح عليه السلام فرمود: (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ) (پسر تو از خاندانت نيست) چون با او مخالف بود و عملش او را از حضرت جدا كرد.»٢
٣ - حضرت نوح ابتدا از طريق اسِجال يعنى اخذ به وعده خداوند وارد شد و چون خداوند وعده نجات اهلبيت او را داده بود، از روى ادب مستقيماً درخواست
[١]- هود / ٤٨
[٢]- ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ٦، پيشين، سوره هود آيه ٤٨ ص ١٦٧