تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٤ - برائت از كفّار و توكّل به خدا
نيست و اگر هم هست تا وقتى است كه حقيقت حال روشن نشده است و طرف مقابل پيمان و عهد خود را نشكسته است.
حضرت ابراهيم و پيروانش به درگاه خداوند عرضه داشتند: (پروردگارا! ما از تمام كسان خود دست كشيديم و توكّل بر تو نموديم و به تو رو آورديم و بازگشت ما به حكم و قانون تو است ما را زير دست كفّار قرار مده كه مار را مبتلا كنند به عذابى كه بر اهل آن قابل تحمل نباشد و به ما بگويند اگر دين شما حق بود خدا ما را بر شما مسلط نمىكرد و ما را دشمن شاد مكن و طورى نباشد كه آنها بتوانند ما را از ما بگيرند و ما را بيامرز كه تو تواناى درست كردارى و متوسّل به خود را نجات مىدهى.[١]
«مرحوم ثقفى در تفسير روان جاويد مىفرمايد در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام نقل نموده كه اهل ايمان از بنى آدم همه فقير بودند و كّفار غنى و ثروتمند، تا وقتى حضرت ابراهيم عليه السلام عرضه داشت. (رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا؛[٢] خدايا ما را زير دست و دستخوش فتنه و آشوب و مورد آزار و شكنجه كافران قرار مده.) بعد از اين دعا بود كه غنى و فقير در هر دو دستۀ كافران و مؤمنان، وجود پيدا كرد.
[١]- على بن ابراهيم، تفسير قمى، ج ٢، پيشين، صص ٣٦١ و ٣٦٢
[٢]- محمد ثقفى، تفسير روان جاويد، ج ٥، پيشين، سوره ممتحنه ص ٢٣٨