تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٠٣ - برائت از كفّار و توكّل به خدا
لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَ اِغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ؛[١]به تحقيق براى شما در زندگى ابراهيم و پيروان او الگوى نيكو است وقتى به كافران گفتند ما از شما و بتهايى كه مىپرستيد، بى زاريم پرودگارا ما بر تو توكّل كردهايم و به سوى تو باز گشتيم و سرانجام همه به سوى تو است خدايا ما را مبتلا به عذاب و شكنجه كفّار قرار مده و ما را بيامرز كه غالب و درستكارى.)
مرحوم على بن ابراهيم در تفسير قمى نقل مىكند: حاطب بن ابى بلتعه كه تازه اسلام آورده بود به خويشان كافر خود - كه مىترسيدند پيامبر به جنگ آنها بيايد و از او در اين باره سؤال كردند - در مكه نامه نوشت كه پيامبر با شما قصد جنگ دارد. حضرت جبرئيل عليه السلام پيامبر را از اين واقعه باخبر كرد و پيامبر اكرم على عليه السلام و زبير بن عوام را فرستاد، در راه نامه را از زنى بنام صفّيه بگيرند و او ابتداء منكر شد و بعداً خواست آنها كنار بروند و نامه را از زير گيسوان خود بيرون آورد و پيامبر اكرم از مضمون آن باخبر شد و حاطب را توبيخ كرد و آيات آغازين سورۀ مباركه ممتحنه نازل شد كه: «اهل ايمان به هيچ وجه نبايد رابطه دوستانه با كفّار داشته باشند چون خداوند مودّت با منكرين به آئين اسلام را ملامت فرموده است تا مىرسد به اينجا كه مىفرمايد اهل ايمان بايد به حضرت ابراهيم عليه السلام و پيروان او تأسى (اقتدا) كنند و اين تأسى خوبى است چون به قوم و خويشان خود گفتند: ما از شما و معبودهاى باطل شما بيزاريم و منكر آنها و دين شمائيم و بين ما و شما رسماً عداوت برقرار است تا به خداوند بى همتا ايمان آوريد.»
بلى بايد به حضرت ابراهيم تأسى نمود در موردى كه به عمو يا جّد مادرى خود آذر فرمود: من براى تو از خدا طلب مغفرت مىنمايم ولى قول نمىدهم كه پذيرفته شود چون اختيار عذاب بندگان با خدا است و من قدرت دفع آنرا ندارم و اين وقتى بود كه او به آن حضرت وعده داد كه ايمان بياورد و چون تخلّف نمود بعداً حضرت از او تبّرى جست چنانچه داستان آن قبلاً در ضمن آياتى (١١٤) در سوره توبه گذشت. با اين وصف اين ترحّم و دلسوزى آن حضرت به كافر قابل تأسى
[١]- ممتحنه / آيات ٤ و ٥