تحليلى بر دعاهاى انبيا در قرآن - خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٩٨ - تقاضاهاى حضرت سليمان ١٩٧ اجابت دعاى سليمان
كه تو فرمان دادهاى و مايۀ خشنودى تو است به كار گيرم و از مسير حق منحرف نگردم كه اداى شكر اين همه نعمت جز به مدد و يارى تو ممكن نسيت.
٢ - مرا موفق دار تا عمل صالحى بجاى آورم كه تو از آن خشنود مىشوى در اين تقاضا حضرت سليمان اشاره مىكند به اينكه آنچه براى من مهم است بقاى اين لشكر و حكومت و تشكيلات وسيع نيست، مهم اين است كه عمل صالحى انجام دهم كه مايۀ رضاى تو گردد.
٣ - عرضه داشت پروردگارا! مرا به رحمتت در زمرۀ بندگان صالحت داخل گردان.
اجابت دعاى سليمان
خداوند بعد از اينكه حضرت سليمان مُلك و سلطنت خواست، آرزوى او را بر آورده ساخت و قدرت و سلطنتى بى نظير و هر بّنا و غواصّى از شياطين را به اختيار او قرار داديم تا بعضى در دريا براى او غواصّى كنند و بعضى درخشكى، هر ساختمانى مىخواهد بسازند و گروه ديگرى از شياطين را در غُل و زنجير مسخّر او كرديم و در سلطهاش قرار داديم و به او گفتيم اين عطاى ما است به هر كس مىخواهى و صلاح مىدانى ببخش و از هر كس مىخواهى امساك كن و حسابى بر تو نيست و براى سليمان نزد ما مقامى ارجمند و سر انجامى نيك است[١]
اين بود سرگذشت اجمالى زندگى حضرت سليمان و خواستههاى او كه خداوند چون وى را فردى لايق و شايسته يافت، حاجات او را بر آورده ساخت و هر كجا ذرهّاى به غير خدا توكّل كرد و اميد بست، وى را اصلاح و امتحان نمود و به او فهماند هر چه مىخواهى طلب كن ولو فرمانروائى و سلطنت مطلقه باشد و بعد از آن اين امكانات را به هر كه خواستى عطا كن و خيرش را بديگران برسان و در
[١]- ق/ آيات ٣٦ تا ٤٠