مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ١٠١ - حرمت مثله و تشرِیح مسلمان و احکام آن
امّا ِیکِی دِیگر از احکام اسلام اِین است که انسان نمِیتواند مُردۀ مسلمان را مُثله کند. بدن کسِی که از دار دنِیا رفت و مسلمان بود، محترم است و باِید غسل بدهند و کفن کنند و دفن کنند؛ و اگر جراحتِی به آن وارد بسازند ِیا ببُرند ِیا تشرِیح کنند، در دِین اسلام حرام است و بر آن دِیه تعلّق مِیگِیرد.
دِیهاِی که به تشرِیح مرد مسلمان ِیا زن مسلمان تعلّق مِیگِیرد ـ در اِینجا بِین زن و مرد تفاوت نمِیکند ـ، ِیکدهُم دِیۀ کامل ِیک مَرد زنده است؛ و دِیۀ مرد زنده، هزار دِینار بود، ِیعنِی هزار مثقال طلاِی سکّهدار. دِیۀ کسِی که مُرده باشد و سر او را جدا کنند، بهمجرّد جدا کردن سر، آن شخص جدا کننده علاوه بر اِینکه مرتکب معصِیت شده است، باِید صد دِینار بدهد؛ ِیعنِی صد مثقال طلاِی سکّهدار. اگر ِیک دست او را ببُرد باِید نصف اِین مقدار را بدهد، ِیعنِی پنجاه مثقال؛ اگر دو دستش را ببُرد دو تا پنجاه مثقال؛ اگر ِیک پاِیش را ببُرد پنجاه مثقال؛ اگر دو پاِیش را ببُرد دو تا پنجاه مثقال؛ اگر ِیک چشم او را در بِیاورد پنجاه مثقال؛ اگر دو چشم او را در بِیاورد صد مثقال؛ اگر ِیک گوش او را جرّاحِی کند پنجاه مثقال؛ اگر دو گوش او را جرّاحِی کند صد مثقال؛ و همچنِین... .
پس باِید ِیکدهُم دِیۀ مَرد زنده را بدهد؛ به اندازۀ همان دِیهاِی که به بچّهاِی تعلّق مِیگرفت که در شکم مادر بود و [جنِین کامل شده بود ولِی] روح در او دمِیده نشده بود؛ منتها در مُرده، بِین اعضا قسمت مِیشود، و همانطورِی که در کتاب «دِیات» وارد است، هر کدام از اعضا دِیۀ خاصِّی دارند. ولِی اِین دِیه را دِیگر به بازماندگان و ورثۀ اِین شخصِ تشرِیحشده نمِیدهند، بلکه باِید در مصالح امور مسلمانها و در وجوه بِرّ صرف کرد؛ مانند اطعام مساکِین، دستگِیرِی مستمندان، اِیتام و امثال