مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٣١ - حقّ مسلمانان
«و حقُّ من ساءَک: أن تَعفُوَ عنه، و إن علمتَ أنَّ العفوَ ِیضُرُّ انتَصَرتَ، قال اللَهُ تبارک و تعالِیٰ: (وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعۡدَ ظُلۡمِهِۦ فَأُوْلَـٰٓئِكَ مَا عَلَيۡهِم مِّن سَبِيلٍ).[١]»
”حقّ کسِی که به تو بدِی مِیرساند اِین است که او را عفو کنِی؛ و اگر مِیدانِی که عفو کردن در اِین زمِینه ضرر دارد، انتصار کنِی و حقّ خود را از او بگِیرِی (و او را براِی آن بدِی که به تو کرده است، تنبِیه کنِی)؛ خداوند تبارک و تعالِیٰ مِیفرماِید: (آن کسانِی که بعد از ظلمِی که به آنها شده است انتصار مِیکنند و حقّ خود را مِیخواهند بگِیرند، بر آنها باکِی و اشکالِی نِیست و آنها مِیتوانند حق خود را بگِیرند.)“
حقّ مسلمانان
«و حقُّ أهل مِلَّتک: إضمارُ السّلامة لهم، و الرّحمةُ بهم، و الرِّفقُ بمُسِیئِهم، و تَألُّفُهم، و استصلاحُهم، و شکرُ مُحسنِهم، و کفُّ الأذِیٰ عنهم، و أن تُحبَّ لهم ما تُحبُّ لنفْسک و تکرَه لهم ما تَکرَه لنفسک، و أن ِیکونَ شِیوخُهم بمنزلةِ أبِیک و شُبّانُهم بمنزلة أخِیک و عجائزُهم بمنزلة أمِّک و الصِّغار بمنزلة أولادک.»
”و امّا حقّ اهل ملّت خود (ِیعنِی مسلمانان که در ملّت و آِیِین با انسان شرِیکاند؛ حقّ اهل ملّت خود و حقّ مسلمانانِی که با آنها در تماس هستِی و ِیا نِیستِی) اِین است که براِی آنها در دل خودت سلامت و عافِیت طلب کنِی و به آنها رحمت کنِی؛ و به آن افرادِی که به تو إسائه مِیکنند و بدِی مِیرسانند، رفق و مدارا کنِی؛ و با آنها به الفت و محبّت معاشرت کنِی و کارهاِی آنها را اصلاح کنِی؛ و افرادِی از آنها که به تو
[١]. سوره شورِیٰ (٤٢) آِیه ٤١.