مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ١١٥ - احکام پرداخت خسارت در تصادفات وساِیل نقلِیّه
امّا اگر پلِیس آمد و تشخِیص داد که اِین شخص تقصِیر کرده است و شخص دِیگر هم بِین خود و خدا، خودش را مقصّر مِیداند، باِید طرف مقابل را راضِی کند و تنها به آن حکم اکتفا نکند. ِیا بگوِید: «آقا من مسلمانم و در اِین تصادف، خودم را نِیز مقصّر مِیدانم. درست است که تقصِیر شما بِیشتر بوده است، ولِی من هم مقصّر بودهام؛ بنابراِین باِید حساب کنِیم و ببِینِیم که در اِین خسارت چقدر سهم من مِیشود و چقدر سهم شما.» [ِیا بگوِید]: «من مالِی ندارم بدهم، از من بگذر!» اگر گفت: «گذشتم» چه بهتر، و اگر نگذشت باِید از عهده بر بِیاِید.
همچنِین باِید به طرف مقابل کاملاً بفهماند که: خسارتِی که واقع شده است اِینقدر قِیمت دارد و مثلاً چهار هزار تومانش سهم من است و از اِین مقدار بگذر! نهاِینکه بگوِید: «هرچه که واقع شده است اجمالاً بگذر!»
کما اِینکه قبلاً صحبت کردِیم، دِیۀ کامل ِیک مرد مسلمان، هزار دِینار طلا است. اگر در تصادفِی ِیک قتل واقع شد، آن شخصِی که قاتل بوده است، ولو در قتل خطائِی، باِید هزار دِینار طلا که تقرِیباً در حدود سِیصد هزار تومان است، دِیه بپردازد. البتّه ذکر شد که در قتل خطائِیِ محض، دِیه را باِید عاقله بپردازد، ولِی اگر شبه عمد بوده است باِید آن شخص از جِیب خودش بپردازد؛ و در اِین تصادفهاِیِی که واقع مِیشود، غالباً قتل شبه عمد است و دِیه بر خود آن کسِی که تصادف کرده است تعلّق مِیگِیرد، نه به عاقله. حالا اگر اِین شخص بهواسطۀ اِین تصادف، قتلِی واقع ساخت، باِید به ورّاث آن شخص بفهماند که: «من در اِین تصادف به قِیمت سِیصد هزار تومان بدهکارم و ذمّۀ من مشغول است. اگر از من مِیگذرِید، بگذرِید، و الاّ به هر مقدار که تماِیل دارِید بگِیرِید؛