مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٢٨ - حقّ طالب نصِیحت و نصِیحتکننده
مکن؛ و اگر تو در دعواِی خود مُبطل هستِی و دعواِیت صحِیح نِیست، در اِینصورت از خداِی عزّوجلّ بپرهِیز و توبه کن و ترک دعوا کن.“
حقّ مشورتگِیرنده و مشورتدهنده
«و أمّا حقُّ المُستشِیر: إن علِمتَ له رأِیًا حَسنًا أَشَرتَ علِیه، و إن لم تَعلم أَرشَدتَه إلِیٰ من ِیَعلم.»
”حقّ آن کسِی که در امرِی از امور با تو مشورت مِیکند، اِین است که اگر رأِی خود را رأِی خوبِی مِیبِینِی، به او اشاره کنِی و آنچه واقعاً فِیما بَِینک و بَِین اللهِ دربارۀ او مِیپسندِی به او بگوِیِی؛ و اگر فکرت نمِیرسد و صلاح او را نمِیفهمِی، او را به کسِی که مِیداند ارشاد و هداِیت کن و در مقابل استشارۀ او نفهمِیده و نسنجِیده رأِی نده.“
«و حقُّ المُشِیرِ علِیک: أن لا تَتَّهمَه فِیما لا ِیوافِقک مِن رأِیه، و إن وافَقَک حَمِدتَ اللهَ عزّوجلّ.»
”حقّ مشِیر (ِیعنِی رأِیدهنده و کسِی که با او مشورت مِیکنِی، که او مشِیر مِیشود و تو مستشِیر) بر تو اِین است که در آن رأِیِی که مِیدهد اگر موافق رأِی تو نبود، او را متّهم نکنِی و نگوِیِی در اِین ارشاد و مشورتِی که من با او کردم، غرضِی داشت و چنِین رأِیِی داد؛ و اگر هم رأِی تو با رأِی او موافق بود، حمد خدا را بجا بِیاورِی.“
حقّ طالب نصِیحت و نصِیحتکننده
«و حقُّ المُستَنصِح: أن تُؤدِّیَ إلِیه النَّصِیحةَ، و لِْیَکُن مذهبُک الرّحمةَ و الرِّفقَ به.»
”و حقّ کسِی که در امرِی از تو طلب پند و اندرز و نصِیحت و راهنماِیِی مِیکند، اِین است که آن نصِیحت واقعِی را که به فکرت مِیرسد به او بگوِیِی؛ و در هنگام نصِیحت، مطلب را با رحمت و رفق به او بفهمانِی، نه با خشونت و زنندگِی.“