مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٣٠ - حقّ بدِیکننده
نگِیر و جلوِی آنها قدم مگذار و خودت در راه رفتن ِیا در صحبت کردن جلوِی آنها، مقدّم نشو؛ و به آنها نسبت جهل و نفهمِی نده، و اگر آنها تو را جاهل مِیدانند و نسبت جهل مِیدهند، به جهت حقّ اسلامِی که دارند و به جهت حُرمت آنها تحمّل کن و آنها را بزرگ بشمار.“
حقّ اطفال
«و حقُّ الصّغِیر: رحمتُه فِی تعلِیمِه و العفوُ عنه و السَّترُ علِیه و الرِّفقُ به و المَعونةُ له.»
”و حقّ کوچکان و اطفال اِین است که در تعلِیم و تربِیت، با آنها به طرِیق رحمت رفتار بنماِیِی و از خطاهاِی آنها بگذرِی و روِی عِیوب آنها را بپوشانِی و با آنها به رفق و مدارا رفتار کنِی و در کارها به آنها کمک کنِی.“
حقّ حاجتمند و معطِی
«و حقُّ السّائل: إعطاؤُه علِیٰ قدر حاجتِه.»
”و حقّ کسِی که حاجتمند و سائل است، اِین است: بر مقدارِی که حاجت دارد به او إعطا کنِی.“
«و حقُّ المسئول: أنّه إن أعطِیٰ فاقبَل منه الشُّکرَ و المعرفةَ بفضلِه، و إن منَع فاقبَل عذرَه.»
”(و اگر از کسِی سؤالِی کردِی و حاجتِی داشتِی) حقّ آن کسِی که مسئول است، بر تو اِین است که اگر حاجت تو را بر آورد و به تو عناِیت کرد، از او با شُکر بپذِیرِی و به فضل و بزرگوارِی او اعتراف کنِی؛ و اگر تو را منع کرد و حاجت تو را بر نِیاورد، عذر او را بپذِیرِی.“
حقّ خوشحالکننده براِی رضاِی الهِی
«و حقُّ من سرَّک بشِیءٍ لِلَّه تعالِیٰ: أن تحمدَ الله عزّوجلّ أوّلًا ثُمّ تشکرَه.»
”حقّ کسِی که تو را براِی رضاِی خدا، به چِیزِی خوشحال مِیکند (تو را شاد و مسرور مِیکند و منظورش قربت است) اِین است که اوّلاً حمد خداِی عزّوجلّ را بجا بِیاورِی و سپس از او تشکّر کنِی.“