مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٢٥ - حقّ مال و داراِیِی
أعوذ باللهِ من الشَِّیطانِ الرَّجِیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحِیم
و صلِّی الله علِیٰ محمّدٍ و آلهِ الطّاهرِین
و لعنةُ الله علِیٰ أعدائِهم أجمعِین
حقّ شرِیک
«و أمّا حقُّ الشّرِیک: فإن غابَ کفَِیتَه و إن حضَر رعَِیتَه، و لا تَحکُمَ دونَ حکمِه و لا تَعمَلَ برَأِیک دونَ مُناظرَتِه، و تَحفَظَ علِیه مِن مالِه، و لا تَخونَه فِیما عَزَّ أو هانَ مِن أمرِه، فإنّ ِیدَ الله عزّوجلّ مع الشّرِیکَِینِ ما لم ِیَتخاوَنا، و لا قُوّةَ إلّا بالله.»
”و امّا حقّ شرِیک تو اِین است که اگر غِیبت کند تو امور او را کفاِیت کنِی، و اگر حاضر باشد جانب او را مراعات کنِی، و بدون حکمِ او حکمِی نکنِی، و در شرکت بدون اِینکه با او گفتگو و مناظرهاِی کرده باشِی، تنها به رأِی خود عمل نکنِی، و مال او را حفظ کنِی؛ و در امورِی که بزرگ ِیا کوچک باشد خِیانتِی به او نکنِی، چون دست خداوند عزّوجلّ با شرِیکَِین است تا هنگامِی که خِیانت نکنند، و لا قوّةَ إلّا بالله.“
حقّ مال و داراِیِی
«و أمّا حقُّ مالِکَ: فأَن لا تأخُذَه إلّا مِن حِلِّه و لا تُنفِقَه إلّا فِی وجهِه،