مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٩٠ - احکام جناِیت عمدِی و شبه عمد
شود؛ مثل اِینکه شخصِی شخص دِیگرِی را به قصد تأدِیب مِیزند و مِیخواهد او را ادب کند و قصد کشتن او را هم ندارد، ولِی آن زدن منجر به موت و هلاکت او مِیشود. اِین را جناِیت شِبه عمد مِیگوِیند.
صورت سوّم که جناِیت خطائِی است، اِین است که انسان نه قصد آن فعل را دارد و نه قصد دارد که آن جناِیت از او صادر شود؛ قصد هِیچکدام را ندارد. مثل اِینکه شخصِی با تِیر مِیزند تا حِیوان ِیا پرندهاِی را صِید کند و تِیر خطا مِیرود و به انسانِی مِیخورد و کشته مِیشود. در اِینجا نه قصد تِیر زدنِ به انسان را داشت و نه قصد کشته شدن بهواسطۀ تِیر زدن به انسان؛ در هِیچکدام از فعل و آن غاِیت و غرضِی که الآن روِی داده است، قصد نداشته است. اِین را جناِیت خطائِی مِیگوِیند.
احکام جناِیت عمدِی و شبه عمد
در صورت اوّل که جناِیتِ عمدِی است، شخصِ مَجنِیٌّعلِیه ـ ِیعنِی آن کسِی که جناِیت بر او واقع شده است ـ حقّ قصاص دارد و مِیتواند عِین اِین جناِیتِی را که بر او واقع شده است، بر جانِی (ِیعنِی جناِیتکننده) وارد کند. مثلاً اگر کسِی عمداً و به جناِیت عمدِیّه دست کسِی را برِید، آن شخصِی که دستش برِیده شده است مِیتواند عِین همان جناِیتِی را که بر او وارد شده است، بر همان شخصِی که اِین جناِیت را به او وارد ساخته است، وارد کند؛ اگر دست راست است، دست راست؛ اگردست چپ است، دست چپ؛ اگر از زَنْد است، از زند؛ اگر از مِرفَق است، از مرفق؛ و اگر از کِتْف است، از کتف.[١]
امّا اگر اِین جناِیت مستلزم قتل شده بود، ِیعنِی مَجنِیٌّعلِیه بهواسطۀ اِین جناِیت کشته شده بود، در اِین صورت اولِیاِی دم او ـ ِیعنِی وُرّاث او
[١]. سوره بقره (٢) آِیه ١٩٤؛ سوره مائده (٥) آِیه ٤٥؛ سوره نحل (١٦) آِیه ١٢٦.