مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٣٨ - شرکت به سبب معاملات ِیا ارث
دِیگرِی هم مالک نصف زمِین است که آن نصف شِیوع پِیدا کرده و تمام زمِین را گرفته است. اِین را مِلک مُشاع مِیگوِیند و اِین دو نفر با ِیکدِیگر در اِین عِین، نصف به نصف شرکت دارند.
شرکتِ در دَِین اِین است که مثلاً دو نفر معاملهاِی مِیکنند و جنسِی را که دارند، به ذمّۀ کسِی مِیفروشند و ذمّۀ آن شخص به هر دو نفر تعلّق مِیگِیرد؛ بنابراِین اِین دو نفر بالإشتراک، مالک ذمّۀ آن شخص و مالک دَِینِی مِیشوند که آن شخص به اِینها بدهکار مِیشود.
شرکت در منفعت اِین است که مثلاً دو نفر بالإشتراک، شخصِی را براِی کارِی اجِیر مِیکنند، مثل خِیّاطِی، نجّارِی، آهنگرِی، کنترات ساختمان، سِیمکشِی و امثال اِینها؛ هر دو با هم اجِیر مِیکنند، بنابراِین منفعت آن اجِیر، بالإشتراک مِلکِ اِین دو نفر است.
و همچنِین شرکت در حق اِین است که مثلاً اگر دو نفر آن حقوقِی را که قابل انتقال است بالإشتراک خرِیدند ِیا مصالحه کردند، بالإشتراک مالک آن حق مِیشوند.
شرکت به سبب معاملات ِیا ارث
حالا آن اسبابِی که موجب مِیشود دو نفر ِیا بِیشتر در مالِی، ِیا در منفعتِی، ِیا در حقِّی و ِیا در دَِینِی شرکت پِیدا کنند، چند چِیز است:
اوّل: معاملات است. دو نفر بهواسطۀ معاملۀ هِبه، معاملۀ صلح، معاملۀ خرِید و فروش، مالک ِیک چِیزِی مِیشوند.
دو رفِیق با هم دارند حرکت مِیکنند، مِیبِینند که شخصِی ِیک عدد قالِی روِی دوشش انداخته و دارد مِیفروشد. هر دو با هم مِیگوِیند: «اِین قالِی را به ما مِیفروشِی؟» مِیگوِید: «بله.» قالِی را معامله مِیکنند. اِین قالِی در معاملۀ با او بالإشتراک مِلک اِین دو نفر مِیشود.
دوّم: قِسم دوّم، ارث است. مالِی را که شخص متوفّا از خود باقِی