مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨ - وظِیفۀ امام علِیه السّلام ِیا نائب امام در قبال کفّار
ِیهود، و مجوس هم بنا بر قول أقوِیٰ[١] ـ کفّار حربِی حساب نمِیشوند. اِینها دو صورت دارند: ِیا در تحت پناه اسلام و در ذمّۀ اسلاماند و به دولت اسلام جِزِیه و خَراج مِیدهند، در اِین صورت کفّار ذمِّی مِیشوند. و اگر در ذِمّۀ اسلام نِیستند، در اِین صورت نه ذمِّی هستند و نه حربِی؛ ِیعنِی نه احکام کفّار حربِی بر آنها مترتّب مِیشود و نه احکام کفّار ذمِّی.
وظِیفۀ امام علِیه السّلام ِیا نائب امام در قبال کفّار
امّا کفّار حربِی، اوّل باِید امام علِیه السّلام ِیا نائب امام آنها را به اسلام دعوت کند؛ اگر پذِیرفتند که هِیچ، امّا اگر نپذِیرفتند بر امام ِیا نائب امام واجب است که در تحت شراِیط و اقتضائات و امکانات با آنها جنگ و جهاد کند، ِیا اِینکه کشته شوند ِیا اِینکه اسلام را قبول کنند، و شِقّ ثالثِی ندارد.
ولِیکن آن کفّارِی که به خدا و کتب آسمانِی قائل هستند، بر امام علِیه السّلام و نائب امام واجب است که با آنها جنگ کند؛ ِیا کشته مِیشوند ِیا اسلام مِیآورند ِیا جزِیه مِیدهند. حکم اِینها ِیک درجه از آن صورت کفّار حربِی خفِیفتر است. اگر اسلام آوردند که دِیگر دولت اسلام با آنها کارِی ندارد؛ نه از خاک آنها چِیزِی مِیگِیرد، نه از اموال آنها چِیزِی مِیگِیرد و نه از آنها اسِیر مِیگِیرد، فقط اسلام آوردهاند و لشکر اسلام از جهاد بر مِیگردد. و اگر آنها حاضر به اسلام آوردن نشدند، باِید جزِیه بدهند؛ ِیعنِی باِید به دولت اسلام خَراج بدهند.
مقدار خراج، مقدار مشخّصِی نِیست، بلکه بسته به نظرِیّۀ امام ِیا نائب امام است و آن جزِیه به حسب اختلافات و اقتضائات، مختلف
[١]. رجوع شود به وسائل الشِّیعة، ج ١٥، ص ١٢٦ ـ ١٢٩؛ الله شناسِی، ج ٣، ص ٨٣؛ مطلع انوار، ج ٢، ص ٢٨٣.