مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٦٩ - احکام بدهِی و طلب مدّتدار در صورت فوت ِیکِی از طرفِین
بلکه فقط به همان مقدارِی که مِیپردازِید، مِیتوانِید بگِیرِید.
همچنِین اگر طلبکار از بدهکار ده هزار تومان طلب دارد امّا شما در عقد ضمان با طلبکار به پنج هزار تومان مصالحه مِیکنِید و مِیگوِیِید: «آقا آن ده هزار تومانِی که شما از او طلب دارِید، من تمام ده هزار تومان را به پنج هزار تومان ضامن مِیشوم! قبول دارِی ِیا نه؟» مِیگوِید: «قبو ل دارم.» در اِینجا هنگامِی که عقد ضمان بسته شد، شما به طلبکار پنج هزار تومان بدهکار مِیشوِید؛ و وقتِی که پرداخت کردِید فقط باِید براِی همان پنج هزارتومان به بدهکار مراجعه کنِید و از او بگِیرِید، نه بِیشتر!
بنابراِین اگر در عقد ضمان ـ چه به مصالحه و چه به إبراءِ ذمّه ـ مقدارِی از آن مورد ضمانت شده کمتر شد، شخصِ ضامن نمِیتواند براِی آن مقدار به مضمونٌعنه ـ که بدهکار است ـ مراجعه کند و از او بگِیرد.
احکام بدهِی و طلب مدّتدار در صورت فوت ِیکِی از طرفِین
حالا مسئلهاِی پِیش مِیآِید که مورد ابتلاِی همه است و غالباً اِین مسئله را نمِیدانند:
افرادِی هستند که با چک و سفته کار مِیکنند و دست مردم بدهِیهاِی مدّتدار و طلبهاِی مدّتدار دارند. بدهِی مدّتدار ِیعنِی: «من متعهّدم که اِین مقدار را در رأس مدّت بپردازم و شخص طلبکار نمِیتواند زودتر بِیاِید از انسان طلب کند و بگِیرد.» و طلبهاِی مدّتدار هم معناِیش همِین است که انسان زودتر از سر رسِید، حقّ مطالبه ندارد؛ باِید سر رسِید برسد تا انسان بتواند برود و طلبش را طلب کند. حالا اگر انسان بدهِیهاِی مدّتدار داشت و از دنِیا رفت، تمام آن بدهِیهاِی مدّتدار، بدهِیِ حال مِیشود؛ ِیعنِی تمام طلبکارها مِیتوانند الآن طلبشان را بگِیرند. مثلاً شخصِی ده هزار تومان در مدّت شش ماه به دِیگرِی بدهِی دارد، ِیا پنج هزار تومان در مدّت دو سال بدهِی دارد، ِیا سه هزار تومان در رأس پانزده روز بدهِی دارد، ِیا