مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠ - شروط لازم براِی تحقّق عقد ضمان
هبه و وقف نِیست که وقتِی تمام شراِیطش تام نباشد بتوانند آن را برگردانند. انسان در هبه مِیتواند برگرداند و در وقف تا هنگامِی که انسان آن مال را در قبضِ متولِّی قرار نداده است مِیتواند از آن برگردد؛ امّا در ضمان همِینکه عقد ضمان بسته شد دِیگر لازم است و اگر طرفِین پشِیمان هم بشوند دِیگر فاِیدهاِی ندارد.
ولِیکن در ِیک صورت، فسخ از طرف مضمونٌله جاِیز است و حقّ فسخ دارد، و آن صورتِی است که اِین شخصِ ضامن که ضمانت کرده است، مُعسِر باشد (ِیعنِی قادر بر اداءِ آن مورد ضمانت نباشد) و مضمونٌله هم جاهل باشد به اِینکه ضامن مُعسِر بوده است. ضامن پِیش اِین شخص آمده و گفته است: «شما تعهّد من را براِی آن طلبِی که از زِید دارِید، قبول مِیکنِید؟» درحالتِیکه خودش ندارد و نمِیتواند بپردازد؛ مضمونٌله هم گفته است: «قبول دارم» ولِی نمِیدانسته است که او ندارد. در اِین صورت مضمونٌله حقّ فسخ دارد و مِیگوِید: «اِین عقد ضمانِی را که بستِیم، فسخ کردم؛ چون من نمِیدانستم که شما مُعسِر هستِید.» مُعسِر: ِیعنِی ندارِید و نمِیتوانِید از عهدۀ آن بربِیاِیِید. اِین ِیک صورت.
صورت دِیگر اِین است که مضمونٌله ِیا ضامن ِیا هر دو براِی خودشان در ضمن عقد ضمان، حقّ فسخ بگذارند. مثلاً شخصِ ضامن به مضمونٌله مِیگوِید: «من از طرف زِید براِی شما ضامن مِیشوم ولِی حقّ فسخ هم مِیگذارم که هر وقت خواستم اِین ضمانت را فسخ کنم، ِیا از الآن تا دو روز، ِیا از الآن تا ِیک ماه من بتوانم فسخ کنم.» ِیا اِینکه مضمونٌله براِی خودش حقّ فسخِ مطلق ِیا محدود به زمانِی بگذارد، ِیا هر دو براِی خودشان حقّ فسخ بگذارند؛ در همۀ اِین موارد مِیتوانند حقّ فسخ بگذارند و اشکالِی ندارد.