مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٦١ - شروط لازم براِی تحقّق عقد ضمان
وقتِی طرفِین آمدند و صِیغه را خواندند و عقد ضِمان محقّق شد، براِی تحقّق عقد ضمان سه شرط لازم است:
شرط اوّل اِینکه: عقد ضمان باِید ثابت و پاِیدار باشد، که در لسان علمِی مِیگوِیند: «مُنجَّز باشد و معلَّق نباشد.» ِیعنِی ضامن به مضنونٌله بگوِید: «من طلب شما را بر عهدۀ خودم گرفتم!» اِین منجزّ است. امّا اگر معلَّق به شرطِی باشد، مثلاً بگوِید: «من طلب شما را بر عهدۀ خودم گرفتم اگر آن مدِیون از عهدۀ پرداخت دِیْن برنِیاِید!» اِین معلَّق به شرط است و باطل است؛ ِیا اِینکه بگوِید: «من طلب شما را به عهدۀ خودم گرفتم اگر آن مدِیون تا ِیک ماهِ دِیگر نتواند بپردازد!» اِین هم معلَّق است و باطل است؛ ِیا اِینکه بگوِید: «من طلب شما را به عهدۀ خودم گرفتم اگر پدر من اجازه بدهد!» باز هم مِیبِینِیم باطل است، چون در آن لفظِ «اگر» آمد؛ ِیا اِینکه بگوِید: «من طلب شما را به عهدۀ خودم گرفتم تا زمانِی که در اِین مسافرت به فلان شهر مِیرسم!» ِیا اِینکه «من طلب شما را به عهدۀ خودم گرفتم اگر فلان شرط واقع بشود!»
انسان هر قِیدِی را که به عنوان تعلِیق در اخذِ ضمان وارد کند، موجب بطلان ضمان است و اصلاً معامله باطل است؛ پس حتماً باِید منجَّز باشد: «من بر عهدۀ خودم گرفتم بدون هِیچ شرطِی!»
شرط دوّم اِین است که: آن مالِی را که انسان ضمانت مِیکند، فعلاً و در هنگام ضمان در ذمّۀ مضمون عنه ثابت باشد؛ مثل طلبِی که مضمونٌله از مضمونٌعنه دارد و انسان ضمانت مِیکند. مثلاً معاملۀ نسِیه کرده است و شخص باِیع و فروشنده ثمن را طلب دارد و الآن بر ذمّۀ شخص مشترِی است، انسان مِیآِید و ضمانت مِیکند.
ِیا اِینکه مالِی را فروخته است ولِی هنوز مبِیع تحوِیل مشترِی داده نشده