مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٨ - حکاِیت خواستگارِی امِیرالمؤمنِین از حضرت زهرا علِیهما السّلام و تارِیخچۀ مهرالسّنّة
مبارک و اِین پِیوند خجسته را مِیمون گرداند، و در ظِلّ عناِیات خاصّه و توجّهات کامله و تامّۀ مقام ولاِیت مطلقه و کلِّیّۀ الهِیّه، توأم با خِیر و عافِیت و مزِید رحمت و برکت قرار دهد، و با دعاِی خِیر بزرگان و سرورانِ حاضران از دو طاِیفۀ محترم مقرون به سعادت فرماِید، و با ائتلاف و استِیناس بر پاِیۀ محبّت استوار کند، و اِین مِهرها و وِدادهاِی جزئِیّه را به وُدّ و محبّت کلِّیّۀ خود قرِین فرماِید.
اللهمّ آلِف بَِینَهما بِأَحسَنِ ائتِلافٍ، و آنِس بَِینَهما بأفضلِ استِیناس، و امْلَأ قُلوبَهُما مِن عِلمِکَ و ِیَقِینِکَ و رَحمَتِکَ و فائضِ وُدِّکَ، و أِیِّدهُما فِی طَِیِّ مَدارِجِ العِلمِ و الِیَقِینِ، و سَدِّدهما علِیٰ صعود مَعارِجِ المَعرِفَة و الذروَةِ العُلِیٰا مِنَ العِرفانِ و التَّسلِیمِ و التَّفوِیضِ، و طَوِّل عُمرَهما وَ طِیِّب نسلَهما، وَ ارزُقهُما أولادًا صالحِین مِن عِبادِکَ المُخلَصِینَ و أولِیائِکَ المُقرَّبِین، و صلَِّی الله علِیٰ محمّدٍ و آله أجمعِینَ، ِیا أرحمَ الرّاحمِینَ و رَبَّ العالمِینَ.
حکاِیت خواستگارِی امِیرالمؤمنِین از حضرت زهرا علِیهما السّلام و تارِیخچۀ مهرالسّنّة
اِین مَهر معادل با مَهرِ صدِّیقۀ کبرِیٰ، فاطمۀ زهرا است که چون بزرگان قرِیش آن حضرت را خواستگارِی مِیکردند و بعضِی از آنها افراد مالدارِی بودند که صد شتر و دوِیست شتر مَهرِیه مِیکردند و حاضر بودند حضرت زهرا را با همِین مهرِیهها بگِیرند، لذا بعد از اِینکه عُمَر آن حضرت را از رسول خدا خواستگارِی کرد و پِیغمبر رد کردند، و ابوبکر خواستگارِی کرد و رد کردند، گفتند: «ِیا علِی، حالا تو خواستگارِی کن!» امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام فرمودند: «آخر من که مالِی ندارم، من که چِیزِی ندارم!» گفتند: «چه اشکال دارد؟ حالا خواستگارِی کن!»
در آن وقتِی که امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام خواستگارِی کردند، سنّشان ظاهراً بِیست و چهار سال بود و ظاهراً ِیک سال بعد از هجرت بود؛