مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٤٣ - شرکت به سبب امتزاج در اجناسِ قِیمِی
که إنشاءالله مفصّل بِیان مِیکنِیم. اِین هم ِیکِی از اقسام شرکت است.
اگر دو جنسِی که آنها دارند مثل گَرد نباشند امّا دانههاِی خِیلِی رِیز داشته باشند، مثل خشخاش ِیا دانۀ کنجد، و با هم مخلوط شوند، شرکت واقعِی پِیدا مِیشود؛ گرچه هر دانۀ خشخاشِ اِین شخص غِیر از دانۀ خشخاشِ شخص دِیگر است و الآن هم که با ِیکدِیگر مخلوط مِیشوند، در واقع از هم جدا هستند، ولِی چون عرفاً جنس واحد حساب مِیشوند، بِین آنها شرکت واقعِی پِیدا مِیشود.
امّا اگر آن دانهها خِیلِی رِیز نباشند مثل دانۀ گندم و دانۀ نخود و عدس و امثال اِینها و با ِیکدِیگر مخلوط شوند، در اِینجا شرکت واقعِی پِیدا نمِیشود، بلکه شرکت ظاهرِی است؛ چون نمِیتوانند از هم جدا کنند. مثلاً کسِی که ِیک خروار گندمش با ِیک خروار گندم رفِیقش مخلوط شده است، دِیگر نمِیتواند آنها را جدا کند؛ چون گندمهاِی او مشخّص نِیست تا اِینکه جدا کند ِیا اگر هم مشخص باشد، بهاندازهاِی مشکل است که چهبسا افرادِی براِی اِینکه اِین دانهها را از دانۀ رفِیقشان جدا کنند، از اصل مال مِیگذرند! چه کسِی مِیتواند بنشِیند و ِیک خروار گندم سفِید را که با ِیک خروار گندم زرد مخلوط شده است، دانه دانه از هم جدا کند؟! اِینجا هم شرکت پِیدا مِیشود، منتها شرکت واقعِی نِیست بلکه شرکت ظاهرِی است.
اِینها همه مِثلِیّات هستند. مِثلِی: ِیعنِی آن چِیزِی که در خارج مِثل دارد؛ گندم، جو، آبلِیمو، آبغوره و سرکه، اِینها همه مثل دارند، لذا مِثلِی مِیگوِیند.
شرکت به سبب امتزاج در اجناسِ قِیمِی
امّا آن چِیزهاِیِی که مِثلش در خارج نِیست بلکه شبِیهش وجود دارد، مثل گوسفند، شتر، گاو و اسب، اِینها را اجناسِ قِیمِی مِیگوِیند؛