ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - اركان اربعه فرهنگ انتظار (٢)
جنگ، دندان مباركشان خونآلود شد، چهره ايشان خونآلود شد. به خدا قسم كه جانم در دست اوست! اين حكومت برپا نمىشود تا اينكه عدّهاى خون و عرق از پيشانيشان پاك كنند.» (يعنى بايد عدّهاى از جان گذشته و فدايى مخلص باشند.)
اگر قرار باشد در دوران ظهور هم عدّهاى مثل سليمان بن صرد خزائىها بگويند ما به خاطر دنيايمان امام را تنها گذاشتيم، من اگر بگويم عجّل على ظهورك، بعد كه امام تشريف آوردند، بگويم من مريض دارم، قرض دارم، خانه ندارم و ...، يعنى انتظاراتى از امام زمان (عج) دارم كه ايشان بيايند تا نه در خدمت دين، بلكه در خدمت ما باشند تا مشكلات ما را حل كنند. طبيعى است كه اگر به چنين افرادى بگوييد كه آقا امام زمان (عج) دارند تشريف مىآورند و شما آماده شويد براى جهاد تا پاى جان در ركاب ايشان، ممكن است كشته هم بشويى، مىگويند نه، ما كلّى مشكلات داريم؛ مثل طرمّاح شاعر كه گفت: اجازه بدهيد آذوقه خانه را برسانم، بعد مىآيم؛ بنابراين ما خودمان بايد فكر كنيم تا ببينيم ما واقعاً منتظر امام زمان هستيم يا خير.
خداوند در آيه ٧١ سوره نساء، مىفرمايد:
«كسانى مىتوانند در راه خدا جهاد كنند كه زندگى دنيوى را به بقاى اخروى فروخته باشند.» اگر كسى چنين جهادى را نكرده باشد، نمىتواند اهل جهاد باشد.
همچنين مىفرمايد:
«شما اى پيامبر! گروهى را نمىيابى كه به خدا و پيامبر ايمان داشته باشند؛ امّا با كسانى كه با خدا و پيامبرش مخالفند، بخواهند دوستى كنند؛ ولو اين دشمن، پدران، مادران يا برادران يا پسران و خواهران آنها باشند.»
زيارت شريف اربعين، امام صادق (ع) خطاب به جدّ بزرگوارش، اباعبداللهالحسين (ع) مىفرمايند:
«قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَس؛
همانا كسانى كه دست به دست هم دادند عليه تو، كسانى بودند كه دنيا فريبشان داد و بهره خود را فروختند به پستترين بها و آخرت خود را از دست دادند به بهاى ناچيز.»
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِى انْتِظَارُ فَرَج» و در مرحله بالاترى فرمودند:
«أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِى انْتِظَارُ الْفَرَج»
پس طبق اين روايت نبوى، سؤال اساسى اين است كه چه كسانى مىتوانند در ركاب امام زمان (ع) جهاد كنند؟ جواب اين است كه اوّل بايد كسانى باشند كه آماده جهاد باشند؛ يعنى كسانى كه به فرموده قرآن، زندگى دنيوى را به حيات اخروى فروخته باشند كه لازمه اين كار، جهاد اكبر، يعنى جهاد با نفس است كه شدّت تعلّق و رفع تعلّق، ثمره چنين جهاد اكبرى است. اصحاب اباعبدالله (ع) در كربلا، داراى اين دو ويژگى بودند: شدّت تعلّق و رفع تعلّق كه دو ويژگى و صفت غالب و برجسته ايشان بود. در مقابل، سپاهيان ابنزياد در ضعف تعلّق و اوج جهالت و شدّت تعلّق و دنيازدگى به سر مىبردند. يكى از اين شخصيتها وهب مىباشد كه در اوّل ازدواجش كه شيرينترين بخش زندگى يك جوان است، به سر مىبرد. او حالا كه تا پاى جهاد در ركاب امام حسين (ع) پيش آمده، نزد همسرش مىآيد و به او مىگويد:
مىخواهم در ركاب امام حسين (ع) جهاد كنم. در تاريخ ثبت است كه همسرش گفت:
من به اين شرط رضايت مىدهم كه به امام حسين (ع) بپيوندى كه من را نيز با خودت ببرى تا توفيق خدمت به امام حسين (ع) را داشته باشم.
طبرى، مورّخ نامى عرب مىنويسد: اينها تنها زوج شهيد در كربلا هستند؛ چون دلبستگى را هردو كنار گذاشتند.
پىنوشتها:
[١]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، «بحار الأنوار» (ط- بيروت)، چاپ دوم، ١٤٠٣ ق.، ج ٥٠؛ ص ٣١٨
[٢]. «مفاتيح الجنان»، دعاى شريف ندبه.
[٣]. «النجم الثاقب»، صص ٤٢٤- ٤٢٥.
[٤]. همان.
[٥]. اقتباس از كتاب «النجمالثاقب»، ص ٤٢٥.
[٦]. «كمالالدين و تمام النعمه»، ج ٢، ص ٣٥٢، باب ٣٣، ح ٥٠.
[٧]. «فلسفه انتظا ر»، ميرزا عباس مهدوىفرد، صص ١٤٨- ١٥١.
[٨]. «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ١٣٠، ح ٢٦.
[٩]. همان، ص ١٤٣، ح ٦٠.
[١٠]. «كمالآلدين و تمامه النعمه»، ج ٢، ص ٣٧٨.
[١١]. «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ٢٥٤.
[١٢]. همان، ج ٥٢، ص ١٢٥.
[١٣]. «مكيالالمكارم»، ج ٢، صص ٢٢١- ٢٢٢.
[١٤]. سوره كهف، آيات ١٠٤ و ١٠٥.
[١٥]. «تحفالعقول»، ص ١٧٤؛ «مقتل»، الخوارزمى، ج ١، ص ٢٧٣.