ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٢٧ شكرگزارى به درگاه خداوند
«روزى رسول خدا كه درود خدا بر او و خاندانش باد! بر ما وارد شد و فاطمه كنار ديگى نشسته بود و من عدس پاك مىكردم. فرمودند: «اى اباالحسن!» گفتم: لبيك اى رسول خدا! فرمودند: «از من بشنو و من سخن نمىگويم؛ مگر از جانب پروردگارم؛ هيچ مردى نيست كه همسرش را در خانه يارى دهد، مگر اينكه براى اوست در برابر هر مويى كه بر بدن خود دارد، [پاداشى] عبادت يك سال كه روزهاى آن را به روزهدارى و شبهاى آن را به شبزندهدارى گذرانده است ... اى على! به عيال (همسر) خدمت نمىكند؛ مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خدا برايش خير دنيا و آخرت را خواسته است.»[١]
٢٥. خالى ديدن دستان خود
در سالهاى آغاز طلبگى، به سفارش استاد اخلاقم، هر از چند گاه، به قبرستان قديمى شهر «شيراز» كه به آن «دارالسّلام» مىگفتند، مىرفتم و ساعتها در آن قبرستان كه پيشينه چند صد ساله داشت، قدم مىزدم و هر از چند گاه، بر سر قبورى كه توجّهام را جلب مىكرد، مىنشستم. به راستى كه آن قبرستان خاموش، گوياى تاريخ پرفراز و نشيب «ايران» و آمد و رفت نسلهاى پى در پى بود. قبور عالمان، عارفان، مجاهدان، شاعران، اديبان، حاكمان و بزرگان در كنار قبور مردمى از نسلها و عصرهاى متفاوت و از طبقات گوناگون اجتماعى؛ واقعاً صحنه عبرتآموز عجيبى بود؛ ولى آنچه در اين ميان، بيش از همه توجّه مرا به خود جلب مىكرد، دو چيز بود: يكى حديثى از اميرمؤمنان على (ع) كه بر روى سنگى در ابتداى قبرستان نقش بسته بود و ديگرى شعرى كه در آغاز نوشته بسيارى از قبور حكّاكى شده بود.
حديث اميرمؤمنان على (ع) اين بود:
« [و چون از صفّين باز مىگشت، به گورستان برون «كوفه» نگريست و فرمود:] اى آرميدگان خانههاى هراسناك و محلّههاى تهى و گورهاى تاريك و اى غنودگان در خاك! اى بىكسان! اى تنها خفتگان! اى وحشت زدگان! شما پيش از ما رفتيد و ما بىشماييم و به شما رسندگان. امّا خانهها، در آنها آرميدند، امّا زنان، به زنىشان گزيدند. امّا مالها، بخش گرديدند. خبر ما جز اين نيست، خبرى كه نزد شماست، چيست؟ [سپس به ياران خود نگريست و فرمود:] اگر آنان را رخصت مىدادند كه سخن گويند، شما را خبر مىدادند كه بهترين توشهها، پرهيزگارى است.»[٢]
امّا شعرى كه در مطلع نوشته بسيارى از قبور آمده بود، چنين بود:
|
شدم وارد به مولاى كريمى |
چه زشت آنكه مهمان توشه آرد |
|
|
نه كار نيك نى قلب سليمى |
چو باشد ميزبان شخص كريمى |