ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢٣ اميد بستن به نااميدى
آنجا كه مىتوانيم خشنودى و رضايت دوست خويش را بر ديگر امور زندگى مقدّم بداريم و دعوتش را بپذيريم. رسول اكرم (ص) دراينباره مىفرمايند:
«و همه امّتم را اعمّ از آنهايى كه حاضرند و آنهايى كه غايبند، سفارش مىكنم كه دعوت برادر مسلمان خود را بپذيرند؛ اگرچه مجبور باشند پنج ميل (٢٠ كيلومتر) راه بپيمايند؛ زيرا اين عمل نشانه ديندارى فرد است.»[١]
آن حضرت در جاى ديگرى در بيان نشانههاى جفا مىفرمايند:
«سه چيز از نشانههاى جفا و پشت كردن به دوستان است ... و اينكه شخص را براى مهمانى و صرف غذا دعوت كنند؛ ولى او اجابت نكند يا در مهمانى حاضر شود؛ ولى غذا نخورد.»[٢]
البتّه بايد توجّه داشت همه نكاتى كه ما در اينجا تذكّر مىدهيم، به روابط و معاشرتهاى برادران مسلمان و دوستان و خويشان مربوط است؛ وگرنه شركت در هر مجلسى و پذيرفتن هر دعوتى به طور حتم جايز نيست. حضور در مجالس و محافلى كه در آنها، گناه و معصيت وجود دارد يا قبول دعوت كسى كه وجهه خوبى در اجتماع ندارد و سبب بدگمانى مردم مىگردد، به هيچ وجه شايسته نيست. براى مسئولان و مديران جامعه اسلامى نيز شركت در مهمانىهاى پرتجمّل و نشست و برخاست با طبقات مرفّه و خوشگذران اجتماع كه از درد مردم خبر ندارند، زيبنده نيست. مولاى متّقيان على (ع)، يكى از كارگزاران خود، به نام عثمان بن حُنَيف را به سبب شركت در يك مهمانى پرتجمّل و اشرافى مورد سرزنش و نكوهش قرار دادند و فرمودند:
«اى پسر حنيف! به من خبر رسيده كه مردى از جوانان بصره، تو را به مهمانى خوانده و تو نيز بدانجا شتافتهاى. [در آنجا] سفرهاى رنگين برايت افكنده و ظرفهايى پرطعام پيشت نهادهاند. هرگز نمىپنداشتم كه تو دعوت قومى را اجابت كنى كه بينوايان را از در مىرانند و توانگران را بر سفره مىنشانند! بنگر كه چه مىخورى، هر چه را در حلال بودن آن ترديد دارى، از دهان بيفكن و آنچه را يقين دارى از راه حلال به دست آمده است، بخور.»[٣]
٢١. قدرشناسى و سپاسگزارى
داشتن روحيه قدرشناسى و سپاسگزارى نسبت به ديگران، يكى از كمالات انسانى و از خصال اهل ايمان است. بدين بيان كه اگر كسى براى ما كارى انجام داد و زحمتى را هرچند ناچيز به خاطر ما متحمّل شد، سپاس و امتنان خود را ابراز كنيم تا طرف مقابل متوجّه شود ما قدر زحمتهاى او را دانستهايم و فرد ناسپاسى نيستيم. داشتن روحيه طلبكارانه نسبت به ديگران، برخورد متوقّعانه با اطرافيان و ناديده گرفتن تلاشها و زحمتهاى آنها نشانه بىشخصيتى، خودپسندى و سستى پايههاى ايمان فرد است. اين نكته در روايات مورد توجّه قرار گرفته است و امام رضا (ع) در اينباره مىفرمايند:
«هر كس لطف و احسان بندگان خدا را سپاس نگويد، خدا را هم به حقيقت شكر نخواهد گزارد.»[٤]
انسان بايد در زندگى، نسبت به هر كس كه به نحوى در رفع نيازمندىها و احتياجات او مؤثّر است و موانع و مشكلات را از پيش پاى او برمىدارد و در يك كلام، نسبت به همه كسانى كه بقا و حيات او بىوجود آنها امكانپذير نيست، سپاسگزار و قدرشناس باشد و اين قدردانى را نيز به نحوى ابراز كند.
بنابراين، خواه در برابر زحمات طاقتفرساى پدر و مادر خويش يا فداكارىها و ايثار همسرمان و خواه در برابر تلاشهاى صادقانه يك دوست يا زحمات بىشائبه يك آشنا قرار داشته باشيم، وظيفه داريم شاكر و سپاسگزار درگاه خداوند باشيم كه منعم حقيقى است، بلكه بايد از هر كس از بندگان خدا كه به نحوى بر گردن ما حقّى دارد، تشكّر و سپاسگزارى كنيم.
٢٢. داد و دهش
در طول زندگى، حكايتها و داستانهاى شگفتانگيز فراوانى از علماى اخلاق و اصحاب عرفان و معنا درباره كسانى كه از دنيا رفته و در عالم برزخ، به نجات و رستگارى دست يافته بودند، شنيده يا خوانده بودم كه در بسيارى از آنها، رمز نجات و رستگارى پس از مرگ، سخاوت، بخشندگى و به بيان شاعران شيرين سخن؛ «داد و دهش» بيان شده بود. اين موضوع برايم بسيار جالب و در عين حال، تأمّل برانگير بود و با خود مىانديشيدم كه آيا واقعاً سخاوت اين همه اثر دارد كه حتّى كسانى را كه در عمر خود، گناهانى بزرگ مرتكب شدهاند، از عذاب الهى نجات مىدهد!؟ اين پرسش همواره برايم مطرح بود تا اينكه به رواياتى برخورد كردم كه درباره فضيلت سخاوت و بخشندگى نقل شده بود. در بسيارى از روايات نقل شده در اين زمينه، سخاوت، درختى از درختان بهشت يا شاخهاى از شاخههاى درختان بهشتى معرفى و در آنها تصريح شده بود كه هر كه به اين درخت يا شاخههاى آن درآويزد، بىترديد به بهشت وارد مىشود.
در يكى از اين روايات، به نقل از رسول اكرم (ص) آمده بود:
«سخاوت درختى از درختان بهشت است كه شاخههاى آن در دنيا آويزان شده است، پس كسى كه سخاوتمند است، به شاخهاى از شاخههاى اين درخت درمىآويزد و آن شاخه او را به سوى بهشت هدايت مىكند و بخل درختى از درختان جهنّم است كه شاخههاى آن در دنيا آويخته شده است، پس كسى كه بخيل است، به شاخهاى از شاخههاى اين درخت آويزان مىشود و اين شاخه او را به جهنّم مىرساند.»[٥]
در روايت ديگرى كه از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده است، در همين زمينه، چنين مىخوانيم:
« [شخص] سخاوتمند به خدا، به بهشت و به مردم نزديك و از جهنّم دور است و [شخص] بخيل از بهشت و از مردم دور و به آتش نزديك.»[٦]
٢٣. اميد بستن به نااميدى
همه ما بارها اين سخن را شنيده يا در مواقع سختىها و مشكلات براى دلگرمى دادن به ديگران، از آن استفاده كردهايم كه در نااميدى بسى اميد است. اين سخن در جاى خود، بسيار درست است و كسى كه از