ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - انسان كامل و جايگاه توحيدى او
سوم حضرت، دقيقاً منطبق بر چلّه ميقات حضرت موسى (ع) (ماه ذىقعده، به اضافه دهه اوّل ذىحجّه) با خداوند بود.
آنچه بيشاز تحرّك سياسى براى اولياى خدا مطرح است، انس با خدا و كسب هرچه بيشتر رزق معنوى مىباشد. از اينرو، با توجّه به اهميت سياسى كه دهه آخر چلّه سوم دارد، كه همان ليال عشر سوره فجر و دهه تكميلى حضرت موسى (ع) مىباشد ...[١]
اين راه براى عاشورائيان باز است
سخن در اين است كه فرهيختگان و عارفان وارسته، در مسير توحيد، وارد كوى ولايت، خصوصاً كوى حسينى مىشوند. در اين آيات، حسين (ع) به يكى از بزرگترين مقامات و شئون سلوك بندگى؛ يعنى رسيدن به نفس مطمئنّه، توصيف مىشود. رهروان اين كوى نيز، به دنبال اسوه و الگوى خود، حسين (ع) در پى نيل به همين مقام، در حدّ ظرفيت و استعداد خويش هستند.
«... با ياد خداست كه تزلزلها ريخته مىشوند (و) اطمينان پيدا مىشود. وقتى اطمينان پيدا و ذكر و ياد خدا شد، وقتى است كه (انسان) مخاطب مىشود به اين خطاب: «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ». در روايت است كه خطاب به سيدالشهداست. آن وقت است كه به شما مىگويند: «فَادْخُلِيفِي عِبادِي»، نه «فى عباد الله»، نه فى عباد ديگر، «فى عبادى» ... وقتى اينطور شد، جنّتش هم فرق دارد با جنّتهاى ديگر ...»[٢]
انسان كامل و جايگاه توحيدى او
انسان كامل و امام معصوم، جايگاهى بىبديل در عالم دارد، بهطورى كه در بسيارى از تعاملات و مناسبات و شأن توحيدى او ظهور كرده و تعامل با او، تعامل با خدا شمرده مىشود.
از جمله مظاهر اين شأن سترگ، رجوع به او است كه رجوع به خداوند به شمار مىآيد. در آيه ٢٥ و ٢٦ سوره غاشيه مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد:
«إِنَّإِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ؛
همانا بازگشت مردمان به سوى ماست، سپس حسابشان بر عهده ماست.»
امّا در زيارت جامعه كبيره، خطاب به ائمّه (ع) مىخوانيم:
«و إياب الخلق إليكم و حسابهم عليكم.» سرّى از اسرار توحيد و اشاره به آن است كه رجوع به انسان كامل، رجوع الى الله است؛ زيرا كه انسان كامل، فانى مطلق و باقى به بقاءالله است و از خود تعين و انّيت و انانيتى ندارد؛ بلكه خود از اسماء حسنا و اسم اعظم است؛ چنانكه اشاره به اين معنا در قرآن و احاديث شريفه، بسيار است.[٣]
بر اين اساس، اگرچه متعلَّق اصلى اطمينان نفس، ياد خداست؛ چنانكه در آيه ٢٨ سوره رعد بر آن تصريح شده است و از اينرو نفس مطمئن و آرام، اطمينان و آرامش خود را از خداوند و از اعتماد و پيوند با او، اخذ مىكند؛ امّا در اينجا نيز، همان شأن توحيدى انسان كامل، متجلّى شده و چون مظهر و ظهور كامل خداوند است، مىتواند كسانى را نيز كه با او پيوند يافته و با اطمينان كامل، خود را به او سپرده و در سايهسار ولايت او به مقام آرامش نفس و اطمينان قلب رسيدهاند، همراه با خود به ساحت والاى نفس مطمئنّه، ببرد.
در زيارت جامعه كبيره، مىخوانيم:
«وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِى وَ حَوَائِجِى وَ إِرَادَتِى فِى كُلِّ أَحْوَالِى وَ أُمُورِى مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلَانِيَتِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِى ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ؛[٤]
اى امامان و آقايان من! من شما را بر تمامى خواستهها، حوائج و اراده خود و در تمام حالات و امور زندگىام شما را مقدّم مىدارم.
و به ظاهر و باطن شما و به هركه از شما ظاهر و غايب باشد و به اوّل و آخر شما، ايمان و اعتقاد دارم؛
و تمامى اين موارد و حالات و امور و خواستهها را به شما تفويض و واگذار كردم.»
آيا اين، همان اطمينان به انسان كامل و صاحب نفس مطمئنّه به واسطه اين اعتقاد و تفويض نيست؟ پاسخ در نزد عارفان به مقام ولايت، قطعاً مثبت است.
از اين صريحتر، روايتى گرانقدر است كه در رابطه با همان آيات آخر سوره فجر وارد شده است:
سدير صيرفى گويد:
به امام صادق (ع) عرض كردم: اى فرزند رسول خدا، فدايت گردم، آيا انسان مؤمن، نسبت به قبض روح خود، ناراحت است؟
حضرت فرمودند: «لا والله.»
سپس فرمودند: «وقتى فرشته مرگ براى قبض روح او مىآيد، [ابتدا] به جزع مىافتد؛ امّا فرشته مرگ به او مىگويد: اى دوست خدا، جزع و فزع مكن، به خدايى كه محمّد را برانگيخت، من اكنون بر تو از يك پدر و مادر مهربان، نيكوكارتر و دلسوزترم.
سپس مىگويد: چشمان خود را بگشا و بنگر.»
امام (ع) فرمودند: «در اين هنگام رسول خدا (ص)، اميرالمؤمنين (ع)، فاطمه، حسن و حسين و فرزندانشان از ائمّه (ع) براى او متجلّى و ممثّل مىشوند.
پس به او گفته مىشود: اينان رسول خدا، اميرالمؤمنين، فاطمه، حسن و حسين و ائمّه (ع) هستند كه- از اين پس- رفقاى تو هستند.»
آنگاه امام صادق (ع) فرمودند:
«فَيَفْتَحُ عَيْنَيْهِ فَيَنْظُرُ فَيُنَادِى رُوحَهُ مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ فَيَقُولُ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ ارْجِعِى إِلى رَبِّكِ راضِيَةً بِالْوَلَايَةِ مَرْضِيَّةً بِالثَّوَابِ فَادْخُلِى فِى عِبادِى يَعْنِى مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ وَ ادْخُلِى جَنَّتِى فَمَا مِنْ شَىْءٍ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنِ اسْتِلَالِ رُوحِهِ وَ اللُّحُوقِ بِالْمُنَادِى؛[٥]
پس آن شخص، ديدگانش را مىگشايد و نگاه مىكند. در اين حالت يك منادى از جانب حضرت پروردگار عزيز به روح او چنين ندا مىدهد:
اى نفس مطمئن و آرام كه بر محمّد و اهل او ايمان و اطمينان داشتى