ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - ٢ سوگند به شب عاشورا
عاشورا تجلّياتى گوناگون در همه ابعاد هستى و حيات انسانى دارد؛ در ساحت تكوين، به گونهاى و در ساحت تشريع، به گونهاى.
امّا ساحت تشريع، خود جلوههايى ناب را داراست كه قرآن عزيز، والاترين آنهاست و از جمله آنها سوره فجر است.
از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«سوره فجر را در نمازهاى واجب و نافله خود بخوانيد؛ زيرا كه آن، سوره حسينبن على است. هركس آن را [در نمازهايش] قرائت كند، در قيامت، با حسين (ع) و در درجه آن حضرت خواهد بود؛ همانا خداوند شكستناپذير و حكيم است.»[١]
شايد برخى تصوّر كنند كه فقط آيه آخر اين سوره، با سالار شهيدان، حسينبن على (ع)، ارتباط دارد؛ زيرا آن حضرت مصداق اعلاى «نفس مطمئنّه» است. از قضا در روايتى وارد شده كه شخصى به نام ابواسامة از حضرت صادق (ع) سؤال مىكند:
چگونه اين سوره، خاصّ حسينبن على (ع) شده است؟
حضرت فرمودند:
«آيا نشنيدهاى اين آيه را: «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»؛ إِنَّمَا يَعْنِى الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِىٍّ (ع) فَهُوَ ذُو النَّفْسِ الْمُطْمَئِنَّةِ الرَّاضِيَةِ الْمَرْضِيَّة ...؛
آيا اين آيه (از سوره مزبور) را نشنيدهاى: «ياأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ...» منظور حسينبن على است و اوست صاحب نفس مطمئنّه راضيه مرضيه ...»
سپس حضرت فرمودند:
«هَذِهِ السُّورَةُ فِى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ (ع) وَ شِيعَتِهِ وَ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً مَنْ أَدْمَنَ قِرَاءَةَ وَ الْفَجْرِ كَانَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ (ع) فِى دَرَجَتِهِ فِى الْجَنَّةِ- إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيم؛[٢]
اين سوره، خاصّه در شأن حسين بن على و شيعيان آل محمّد است؛ هركس قرائت سوره فجر را تداوم بخشد، در بهشت، با حسين و در درجه آن حضرت خواهد بود؛ همانا خداوند عزيز و حكيم است.»
روشن است كه آيه آخر اين سوره، بارزترين آيات آن در ارتباط با حسين بن على (ع) است و امام صادق (ع) نيز، به همين دليل در پاسخ به آن شخص، به اين آيه استناد كردند؛ امّا خود آن حضرت، چنانكه ديديم، فرمودند:
«اين سوره، سوره حسين بن على (ع) است»؛ يعنى تمام سوره را مورد تأكيد قرار دادند. بنابراين بايد در اين سوره تأمّل كرد و نگريست كه عاشورا چه جلوهاى در آن دارد. آنچه درپى مىآيد، نكاتى در همين زمينه است:
١. فجر عاشوراى حسينى
نخستين آيه، سوگند به سپيده دم است:
«وَالْفَجْرِ؛»
فجر در اصل، به معناى شكافتن وسيع است و از آنجا كه نور صبح، تاريكى شب را مىشكافد، از آن تعبير به فجر شده است.
در تفسير اين آيه، مصاديق متعدّدى، مادّى و معنوى، بيان شده كه يكى از مهمترين آنها، قيام حسينى است كه سالار شهيدان با آن، فجرى جاودانه در امّت و در جهان بشريت به وجود آورد. تفسير «نمونه» در اين زمينه مىنويسد:
آيه مفهوم وسيعى دارد ... و قيام عاشوراى حسينى، در آن دشت خونين «كربلا» و شكافتن پردههاى تاريك ظلم بنىاميه و نشان دادن چهره واقعى آن ديو صفتان، مصداق ديگر بود ...[٣]
چنانكه ملاحظه مىشود، نخستين آيه اين سوره، در يكى از مصاديق و مراتب آن، با حسين (ع) و عاشوراى خونين حضرتش آغاز مىشود و اين حقيقت، آنقدر در نزد خداى متعال ارجمند بوده كه به آن سوگند خورده است.
از اينجا، مىتوان دريافت در آياتى كه خداوند، به زمان يا قطعهاى از آن قسم خورده، بايد مورد قسم، زمانى باشد كه در آن، حقّ و حقيقت، جلوهاى بس ارجمند و بسيار متعالى و ارزشمند پيدا كرده است؛ خصوصاً جلوهاى كه در آن، حقّ و حقيقت در مقابله با باطل، بسيار آشكار و خيرهكننده بوده است؛ به همين دليل، سوگند خدا به عصر، در سوره «والعصر» نيز مىتواند لااقل در يكى از مراتب و احتمالات، عصر عاشوراى حسينى باشد كه در آن، مقابله و مبارزه حقّ با باطل و ظلم بنىاميه، جلوهاى عظيم و هميشگى يافت.
٢. سوگند به شب عاشورا
در آيه بعد، خداوند به شبهاى دهگانه (وَ لَيالٍ عَشْرٍ) سوگند مىخورد كه در معروفترين مصداق، به شبهاى دهگانه ذىحجّه كه شاهد بزرگترين و تكاندهندهترين اجتماعات عبادى سياسى مسلمانان جهان است ... تعبير شده و بعضى آن را شبهاى آغاز ماه محرّم تفسير كردهاند.[٤]
بنابراين ممكن است (به عنوان آخرين اين شبهاى دهگانه)، مورد سوگند خداوند واقع شده باشد.
اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا ميان حركت و قيام حسينى با تفسير معروف ليالٍ عشر، يعنى شبهاى دهگانه ذىحجّه، مىتوان ارتباطى يافت؟ يعنى علاوه بر مصداق شبهاى دهگانه محرّم، آيا تفسير معروف شبهاى ذىحجّه نيز، با سالار شهيدان ارتباطى دارد؟
در اين مورد يكى از كتب تفسيرى، چنين مىنويسد:
حركت سيدالشّهداء (ع) دقيقاً منطبق بر مضمون سوره فجر مىباشد:
آن حضرت حدود ٢٧ ماه رجب سال ٦٠ هجرى، از «مدينه» خارج شده، سوم شعبان وارد «مكّه» مىشود. از «مكّه» ٨ ذىحجّه يا ١٠ ذىحجّه، بعد از فجر عيد قربان، به سوى «كوفه» حركت مىكند.
با توجّه به اضطرابى كه در طول مسير مدينه تا مكّه، بر كاروان حاكم بود و با توجّه به استشهادات حضرت به آيات سوره قصص در مورد خروج موسى (ع) از «مصر» به طرف «مدين» و اينكه مدين پايگاه امن موسى خواهد بود، معلوم مىشود حضور در مكّه براى حضرت، فراتر از جريان سياسى، به عنوان پايگاه راز و نياز و خلوتگاه انس با خدا و كسب توشه عظيم معنوى براى حركت عظيم الهىاش مىباشد. از اينرو، مىبينيم كه حضرت سه چلّه در مكّه حضور داشت كه چلّه