ماهنامه موعود
(١)
شماره دويست- دويست و يكم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
سوزن بان
٤ ص
(٤)
اخبار
٦ ص
(٥)
حوادث طبيعى تير و مرداد و شهريور
٦ ص
(٦)
سيل
٦ ص
(٧)
سيل
٦ ص
(٨)
طوفان
٦ ص
(٩)
گرما
٦ ص
(١٠)
زلزله
٦ ص
(١١)
آتش سوزى
٧ ص
(١٢)
آتش سوزى
٧ ص
(١٣)
سيل
٧ ص
(١٤)
سيل
٧ ص
(١٥)
حوادث انسانى
٧ ص
(١٦)
بيمارى
٧ ص
(١٧)
تيراندازى
٨ ص
(١٨)
حمله انتحارى
٨ ص
(١٩)
كشتار
٨ ص
(٢٠)
مردم دنيا چه اندازه بازگشت منجى را نزديك مى دانند؟
٩ ص
(٢١)
بررسى چند نظرسنجى معتبر
٩ ص
(٢٢)
مقدّمه
١٠ ص
(٢٣)
مردم آمريكا به چه ميزان بازگشت عيسى مسيح را نزديك مى دانند؟
١٠ ص
(٢٤)
نظر مسلمانان و مسيحيان قارّه آفريقا در مورد بازگشت منجى چيست؟
١١ ص
(٢٥)
يك نظرسنجى بزرگ آخرالزّمانى بين مسلمانان و مسيحيان آسيا
١٢ ص
(٢٦)
نتيجه گيرى
١٢ ص
(٢٧)
امين اسرار خداوند و امانت دار ايشان
١٤ ص
(٢٨)
حسابگر خلق
١٥ ص
(٢٩)
منم امانت دار خداوند
١٥ ص
(٣٠)
تنها در، به حصار رازهاى خداوند
١٥ ص
(٣١)
اسرار خداوند نزد ماست
١٥ ص
(٣٢)
منم مؤتمن سرّ
١٥ ص
(٣٣)
واسطه فيض خداوند منّان
١٥ ص
(٣٤)
ايرانِ مهدى باور، براى ما بسيار خطرناك تر از داعش است!
١٩ ص
(٣٥)
مقاله موشه يعلون در سايت لس آنجلس تايمز
١٩ ص
(٣٦)
نكته
١٩ ص
(٣٧)
ضرورت وجود امام در زمين
٢٠ ص
(٣٨)
دسته بندى گروهى از روايات در باب مسئله امام
٢٠ ص
(٣٩)
1 وجود امام در هر عصر
٢٠ ص
(٤٠)
2 معرفت نسبت به امام
٢٠ ص
(٤١)
دسته بندى نظرات سه علم در باب امام
٢٠ ص
(٤٢)
1 فلاسفه
٢١ ص
(٤٣)
2 عرفان
٢١ ص
(٤٤)
3 اخلاق
٢١ ص
(٤٥)
تطبيق نظرات با روايات شريفه
٢١ ص
(٤٦)
چگونگى بهره مندى از امام غائب
٢١ ص
(٤٧)
اركان اربعه فرهنگ انتظار (2)
٢٣ ص
(٤٨)
آيا امام مرا مى شناسى؟
٢٩ ص
(٤٩)
كنكاشى پيام واره در احاديث مهدوى
٢٩ ص
(٥٠)
برخى نكات اين حديث
٢٩ ص
(٥١)
صاحب زمان و زمين
٣١ ص
(٥٢)
اى دل با تو مى گويم
٣٢ ص
(٥٣)
پرسش و پاسخ
٣٣ ص
(٥٤)
30 آيا تك قطبى كردن جهان مى تواند نجات بخش بشر باشد؟
٣٣ ص
(٥٥)
اشكال
٣٤ ص
(٥٦)
31 ماركسيست ها تكامل تاريخ را با چه شيوه اى توجيه مى كنند؟
٣٤ ص
(٥٧)
32 بينش انسانى، فطرى در تكامل تاريخ چيست؟
٣٤ ص
(٥٨)
33 رهبرى در حكومت عدل جهانى چه اهمّيتى دارد؟
٣٥ ص
(٥٩)
34 برپاكننده عدل جهانى چه شرايطى بايد داشته باشد؟
٣٥ ص
(٦٠)
35 تكامل تاريخ از نظر قرآن چگونه است؟
٣٥ ص
(٦١)
پرونده خانواده
٣٦ ص
(٦٢)
جنايت جنسى عليه كودكان
٣٧ ص
(٦٣)
\* آقاى دكتر براى اوّلين سؤال، لطفاً تعريفى از خشونت عليه كودكان و به طور خاص، خشونت جنسى عليه كودكان بفرماييد؟
٣٧ ص
(٦٤)
\* وضعيت خشونت جنسى عليه كودكان در دنيا چگونه است؟
٣٨ ص
(٦٥)
\* خشونت جنسى درايران چه وضعيتى دارد؟
٣٨ ص
(٦٦)
\* زمينه هاى ايجاد و تشديد آن در جهان و ايران چيست؟ چه عواملى را مؤثّر در تشديد اين واقعه مى توان بر شمرد؟
٣٩ ص
(٦٧)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در جهان چگونه است؟
٤٠ ص
(٦٨)
\* ضوابط قانونى مرتبط با اين موضوع در كشور ما چگونه است؟ تا كنون چه اقداماتى صورت گرفته است و خلاء هاى قانونى اين حوزه چيست؟
٤٠ ص
(٦٩)
\* در خاتمه، پيشنهادات شما براى رفع معضل خشونت هاى جنسى عليه كودكان چيست؟
٤٠ ص
(٧٠)
خانواده در جامعه معاصر ايران (4)
٤١ ص
(٧١)
فصل دوم راهكارها و بايسته ها
٤١ ص
(٧٢)
1 فراهم آوردن امكان تشكيل خانواده براى همه
٤١ ص
(٧٣)
2 توانمندسازى جوانان براى تشكيل و اداره خانواده
٤٢ ص
(٧٤)
الف- در آستانه ازدواج
٤٢ ص
(٧٥)
ب- پس از ازدواج
٤٢ ص
(٧٦)
ج- پس از ايجاد اختلاف
٤٣ ص
(٧٧)
3 تقويت مبانى اعتقادى و اخلاقى جامعه
٤٣ ص
(٧٨)
4 توجّه ويژه به آموزش و تربيت جنسى اقشار گوناگون
٤٤ ص
(٧٩)
پهلوان مسعود كيانتاش (قسمت آخر)
٤٦ ص
(٨٠)
در مسير كمال (قسمت آخر)
٥٢ ص
(٨١)
18 پوزش پذيرى
٥٢ ص
(٨٢)
19 عيادت و دل جويى
٥٢ ص
(٨٣)
20 پذيرش دعوت
٥٣ ص
(٨٤)
21 قدرشناسى و سپاس گزارى
٥٤ ص
(٨٥)
22 داد و دهش
٥٤ ص
(٨٦)
23 اميد بستن به نااميدى
٥٤ ص
(٨٧)
24 خدمت به همسر
٥٥ ص
(٨٨)
25 خالى ديدن دستان خود
٥٦ ص
(٨٩)
26 مداراى با مردم
٥٦ ص
(٩٠)
27 شكرگزارى به درگاه خداوند
٥٦ ص
(٩١)
بخش سوم چه دعاهايى بخوانيم؟
٥٧ ص
(٩٢)
1 گنجينه هاى چاره ساز
٥٧ ص
(٩٣)
2 دعاى ايمنى از شياطين جنّ و انس
٥٨ ص
(٩٤)
منتظر سرافراز
٦٠ ص
(٩٥)
جنگ جهانى جمعيت قتل عام خاموش
٦١ ص
(٩٦)
توليد واكسن هاى خوراكى براى عقيم سازى
٦١ ص
(٩٧)
اسلحه غذا، عقيم سازى و كنترل جمعيت
٦٢ ص
(٩٨)
سياست هايى براى ممانعت از رشد جمعيت
٦٢ ص
(٩٩)
مسموم كردن آب و غذا، براى عقيم سازى و سقط جنين
٦٢ ص
(١٠٠)
ميزان و تركيب جمعيت در جهان بايد تأمين كننده امنيت ملّى آمريكا باشد
٦٢ ص
(١٠١)
مديريت جمعيت، جنگ جهانى نوين، سياست استعمارى ديرين
٦٣ ص
(١٠٢)
جنگ عليه جمعيت؛ يك جنگ تمام عيار
٦٣ ص
(١٠٣)
تأمين امنيت ملّى آمريكا با كاهش نرخ رشد جمعيت جهانى
٦٣ ص
(١٠٤)
برنامه ويژه براى كنترل جمعيت هر كشور
٦٣ ص
(١٠٥)
يك نمونه؛ برنامه ريزى براى خانواده فيليپينى(PFPP)
٦٣ ص
(١٠٦)
آغاز فعّاليت مركز ارتباطات ملّى فيليپين(NCC -39) 1993 م
٦٤ ص
(١٠٧)
سرمايه گذارى براى مديريت جمعيت در فيليپين
٦٤ ص
(١٠٨)
نتايج فعّاليت هاى ضدّ جمعيتى در فيليپين
٦٥ ص
(١٠٩)
واين توطئه ها همچنان در چهار گوشه جهان ادامه دارند
٦٥ ص
(١١٠)
ژئوپليتيك دينى غرب آسيا در متون مقدّس مسيحى (2)
٦٦ ص
(١١١)
الف ژئوپليتيك منطقه در دوران جنگ هاى صليبى
٦٦ ص
(١١٢)
ب تمايل مسيحيان به تورات و تأثير ايوانجليك ها بر ژئوپليتيك منطقه
٦٧ ص
(١١٣)
1 بازگشت يهوديان به فلسطين؛
٦٨ ص
(١١٤)
2 برپايى دولت اسرائيل؛
٦٨ ص
(١١٥)
3 وعظ انجيل براى تمامى ملّت هاى دنيا، ازجمله بنى اسرائيل
٦٨ ص
(١١٦)
5 به آسمان (بهشت) رفتن ايمان آورندگان به كليسا؛
٦٩ ص
(١١٧)
پرونده محرم
٧١ ص
(١١٨)
از حسين (ع) تا مهدى (عج)
٧٢ ص
(١١٩)
1 تفسير آيه هاى قدر
٧٢ ص
(١٢٠)
2 تفسير كهيعص
٧٢ ص
(١٢١)
كربلا از منظر انديشمندان جهان
٧٤ ص
(١٢٢)
حسين (ع) از نظر مسيو ماربين آلمانى
٧٤ ص
(١٢٣)
نهضت حسين (ع) از نظر مهاتما گاندى
٧٧ ص
(١٢٤)
محمّدعلى جناح درباره حسين (ع) سخن مى گويد
٧٧ ص
(١٢٥)
حادثه طَف از نظر لياقت عليخان
٧٧ ص
(١٢٦)
پورشو تامداس توندون 5 حسين (ع) را مى ستايد
٧٧ ص
(١٢٧)
اثر نهضت حسين (ع) از نظر گيبون مورّخ مشهور
٧٧ ص
(١٢٨)
چارلز ديكنز درباره نهضت حسين (ع) اين گونه مى گويد
٧٧ ص
(١٢٩)
حسين (ع) از نظر توماس كارلايل
٧٨ ص
(١٣٠)
سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه طف
٧٨ ص
(١٣١)
نهضت حسين (ع) از نظر فردريك جمس
٧٨ ص
(١٣٢)
ل م بويد
٧٨ ص
(١٣٣)
حسين (ع) از نظر واشنگتن ايروينك، مورّخ آمريكايى
٧٨ ص
(١٣٤)
توماس ماساريك درباره حادثه كربلا چنين مى گويد
٧٩ ص
(١٣٥)
موريس دوكبرى مى نويسد
٧٩ ص
(١٣٦)
عاشورا از نظر دكتر ژوزف فرانسوى
٧٩ ص
(١٣٧)
مصيبت چيست؟
٨١ ص
(١٣٨)
اعتقاد به قضا و قدر الهى
٨١ ص
(١٣٩)
اگر خدا بخواهد
٨١ ص
(١٤٠)
خدا دوستشان ندارد
٨٢ ص
(١٤١)
بخل چرا؟
٨٢ ص
(١٤٢)
او بى نياز است
٨٢ ص
(١٤٣)
امتيازات ويژه سيدالشهدا (ع)
٨٣ ص
(١٤٤)
1 عظمت مصيبت سيدالشّهداء (ع)
٨٤ ص
(١٤٥)
2 ثواب گريه برحضرت اباعبدالله (ع)
٨٤ ص
(١٤٦)
3 زيارات مأثوره
٨٤ ص
(١٤٧)
4 جايگاه تربت كربلا
٨٥ ص
(١٤٨)
5 استجابت دعا نزد قبر سيّد الشّهداء (ع)
٨٥ ص
(١٤٩)
6 نماز در حائر حسينى
٨٥ ص
(١٥٠)
7 انتقال مقام امامت به نسل امام حسين (ع)
٨٥ ص
(١٥١)
وقايع غريب پس از واقعه عاشورا
٨٦ ص
(١٥٢)
گريه آسمان ها و زمين
٨٧ ص
(١٥٣)
تغيير حالات آسمان
٨٧ ص
(١٥٤)
جوشيدن خون از زمين
٨٧ ص
(١٥٥)
نداى غيبى از آسمان
٨٧ ص
(١٥٦)
ديده شدن قلم آهنين
٨٧ ص
(١٥٧)
تغيير ماهيت اشياى به غارت رفته از حرم امام حسين (ع)
٨٧ ص
(١٥٨)
شنيده شدن صداى نوحه جنّيان
٨٧ ص
(١٥٩)
يزيد بن معاويه، كسى كه در وجودش خيرى نبود
٨٩ ص
(١٦٠)
جنگ با حسين (ع)، جنگ با خداوند
٨٩ ص
(١٦١)
يزيد، امام فاسق و كافر
٩٠ ص
(١٦٢)
فجر عاشورا
٩١ ص
(١٦٣)
1 فجر عاشوراى حسينى
٩٢ ص
(١٦٤)
2 سوگند به شب عاشورا
٩٢ ص
(١٦٥)
اين راه براى عاشورائيان باز است
٩٣ ص
(١٦٦)
انسان كامل و جايگاه توحيدى او
٩٣ ص
(١٦٧)
سوره فجر و سلوك ولايى
٩٥ ص
(١٦٨)
3 سوگند به حسين (ع)
٩٥ ص
(١٦٩)
4 بازهم سوگند به حسين (ع)
٩٦ ص
(١٧٠)
5 سوگند به رفتن شب
٩٦ ص
(١٧١)
6 آيا كسى هست كه در اين حقايق تأمّل كند؟
٩٦ ص
(١٧٢)
7 جريان دائمى عاشوراى حسينى
٩٦ ص
(١٧٣)
8 آنان كه حقّ امام حسين (ع) را غصب كردند
٩٦ ص
(١٧٤)
9 عذاب دشمنان حسينى، از همه سنگين تر است
٩٨ ص
(١٧٥)
10 هان اى نفس مطمئنّه
٩٨ ص
(١٧٦)
انتقام خون حسين (ع) و داد انسانيت
١٠٠ ص
(١٧٧)
نخست شأن ربوبى است
١٠٠ ص
(١٧٨)
دوم شأن انسان كامل و امام معصوم (ع) است
١٠١ ص
(١٧٩)
سوم شأن انسانى و انسانيت است
١٠١ ص
(١٨٠)
چهارم شأن جهان است
١٠١ ص
(١٨١)
فرهنگ عاشورايى در زيارت هاى شيعى
١٠٢ ص
(١٨٢)
نگاهى دوباره به زيارتنامه ائمّه معصومان و محتواى آنها
١٠٢ ص
(١٨٣)
الف جلوه هايى از محتواى احياگرانه زيارت ها
١٠٢ ص
(١٨٤)
1 امر به معروف و نهى از منكر
١٠٢ ص
(١٨٥)
2 توحيد
١٠٢ ص
(١٨٦)
3 نبوت
١٠٣ ص
(١٨٧)
4 معاد
١٠٣ ص
(١٨٨)
5 امامت
١٠٣ ص
(١٨٩)
6 شفاعت
١٠٣ ص
(١٩٠)
7 رجعت
١٠٤ ص
(١٩١)
ب جلوه هايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارت ها
١٠٤ ص
(١٩٢)
1 حضرت فاطمه (س)
١٠٦ ص
(١٩٣)
2 درباره حضرت على (ع)
١٠٦ ص
(١٩٤)
معرفى كتاب فرهنگ سوگ شيعى
١٠٨ ص
(١٩٥)
گلستانه
١١٠ ص
(١٩٦)
مرگ سرخ
١١١ ص
(١٩٧)
حد تو «رثا» نيست
١١١ ص
(١٩٨)
زنده جاويد
١١١ ص
(١٩٩)
حسين ابن آفتاب
١١١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - ٣ سوگند به حسين (ع)

و به ولايت ايشان راضى بودى و اكنون به ثواب الهى «مرضى» خواهى شد، داخل بندگان من شو.»

امام صادق (ع) فرمودند: «منظور خداوند از «عبادى»، محمّد و أهلّ‌بيت او است و مى‌فرمايد: اكنون داخل بهشت من شو.»

سپس فرمودند: «در اين حال، براى شخص محتضر، هيچ چيز محبوب‌تر از اين نيست كه روحش قبض شده و به آن نداكننده، ملحق مى‌گردد.»

تمام سخن، كلام خداى بزرگ به آن شخص است كه «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ الى محمّد و اهل‌بيته (ع)»؛ يعنى متعلَّق اطمينان به نفس را، انسان‌هاى كامل و معصوم قرار داده است؛ يعنى اى كسى كه نفس‌ات به محمّد و اهل‌بيت او، آرام و مطمئن شده است ...

نكته معرفتى مهم در اينجا، همان شأن توحيدى انسان كامل است و در واقع دريچه‌اى به روى فرزانگان معرفت‌آموز، مى‌گشايد كه در مسير توحيدى خويش، از اين شأن سترگ، غفلت نورزند. بر مبناى اين نگاه معرفتى، انسان كامل، سر تا پا، نماياننده خداست، به طورى كه اساساً از او، با اضافه «به خدا» تعبير مى‌شود؛ يعنى گفته مى‌شود او يدالله است و عين‌الله، وجه‌الله و ... و اين يعنى از خود هيچگونه تعين و خوديتى ندارد و همچون آيينه كه هرگز خود را نشان نمى‌دهد، فقط صاحب خود را كه در مقابل اوست، مى‌نماياند و اگر كسى به آيينه بنگرد، فقط تصوير درون آن را مشاهده مى‌كند. البتّه اين تمثيلات نيز، بيانگر همه حقيقت نيستند.

بر اساس اين نگاه، انسان كامل، جز توحيد و جز خدا را نشان نمى‌دهد و شئون او، همه، توحيدى و خدايى است.

بنابراين اطمينان به او، دقيقاً اطمينان به خداست و كسى كه در اثر معرفت، محبّت، اطاعت و پيوند روحى و معنوى با او، در مراتب خود، كار كند و ارتقا يابد، در يكى از عالى‌ترين آنها، به نفس مطمئنّه مى‌رسد، نفس مطمئن به ولايت و صاحب ولايت كه امام اوست.

سوره فجر و سلوك ولايى‌

براساس آنچه تا كنون گفته شد، بزرگترين ارمغانى كه از اين سوره و روايات مربوطه، نصيب انسان‌هاى ژرف‌انديش و مشتاق وادى توحيد مى‌شود، سلوك ولايى است.

بنابراين كسانى كه طالب و تشنه سلوك حسينى و عاشورايى بوده، در ايام عزادارى سالار شهيدان به‌سر مى‌برند و خواهان طى مراتب معرفت نظرى و عملى در اين مسير هستند، بسيار شايسته است كه اين درس بزرگ را از سوره فجر گرفته و در پى اسوه و الگوى خود؛ يعنى حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) براى رسيدن به نفس مطمئنّه خويش، تلاش و مجاهدت نمايند. امروزه صاحب نفس مطمئنّه كامل در عالم، امام عصر (ع) هستند و اگر كسى طالب مسير توحيد و سلوك ولايى براى نيل به مقام اطمينان نفس است، لاجرم بايد در كوى ولايت آن حضرت، گام نهد.

آرى، عبور از مراتب نازله نفس و رسيدن به مدارج عاليه آن، تنها و تنها توسّل و در پى آن، توصّل به امام عصر، ارواحنا له الفداء را مى‌طلبد. او نفس كل است و شعاعى در هر نفس جزئى دارد و اصلاح و تهذيب نفس و گذر از مراحل نفس امّاره و نفس لوّامه، به راضيه و مرضيه و مطمئنّه و والاتر از آن، فقط به وسيله امام، امكان‌پذير است. اين ساختار و طرّاحى حكيمانه خداوند در عالم است. برمبناى معرفت والا و گران‌قدر «انفسكم فى النفوس‌» كه در زيارت جامعه آمده، همه نفوس از شعاع امام آفريده شده و بنابراين، فعليت و شكوفايى هر نفس جزئى؛ يعنى تعالى و تكامل هر انسان، تكويناً و تشريعاً هيچ راهى جز پيوند با آن نفس كل، ندارد.

اينكه فرموده‌اند:

«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه ...؛[١]

خداوند به واسطه ما عبادت مى‌شود، شناخته مى‌گردد و به يگانگى پرستش مى‌شود»، بيانگر همين حقيت است. عبادت، معرفت و توحيد، به بعد تشريعى اشاره دارد و «بنا» به بعد تكوينى. اين، يك نظام راهبردى براى انسان‌هاست؛ سخن ذوقى نيست. خداوند بناى خود در خلقت انسان را بر محوريت وجود حجّت و امام قرار داده و بر اين اساس، هر فرعى بايد به دنبال اصل و هر جزئى در پى كلّ خود، حركت كند و در پرتو نور او، به ساحت «اللّهُ نورُ السَّماواتِ و الأرض‌» نزديك گردد. بنابراين، اگر از ما خواسته‌اند به رتبه نفس مطمئنّه برسيم، برمبناى اين ساختار و بناى الهى، لزوماً بايد به صاحب نفس مطمئنّه كل؛ يعنى امام، بپيونديم. اين، درس بزرگ عاشوراى حسينى است كه حماسه سرخ كربلاى او نيز، شعاعى از اين خورشيد تابناك و شاخه‌اى از اين شجره طيبه است.

آنكه امام ندارد و در سايه انسان كامل سير نمى‌كند، بى‌ترديد نفس مطمئن و آرام نيز نخواهد داشت و بى استثنا آنان كه در مسير تهذيب و اصلاح خود به مراتبى از تجرّد و اعتلاى نفس و نيل به درجات عالى توحيد و بندگى رسيده‌اند، خداوند با دست خود؛ يعنى امام آنان را سير داده، بلكه در حقيقت، امام صاحب تمامى درجات كمال است و هركس به قدر استعداد و ظرفيت خويش به يكى از اين درجات نايل مى‌شود و در سايه بلندپايه امام كه همه درجات را پوشش داده، جاى مى‌گيرد. هرگز كسى پاى از اين منظومه بيرون نمى‌تواند گذارد و هرچه به دست آورد، جز نمى از يم كمالات و مراتب وجودى امام نخواهد بود.

\*\*\*

ليال عشر و فجر حضرت در مكّه، وليكن قربان‌گاه حضرت به همراه عزيزانش در كربلاست و اين تنها، ليال عشر و فجرى است كه به عروج حيرت‌انگير حاجيانش ختم مى‌شود و حج‌كننده و قربانى يكى است.

در طول تاريخ، ليال عشر، از آدم (ع) تا خاتم (ص) تا زمان ما، هرگز در منابع دينى مصداقى براى ليال عشر و فجر سوره فجر، با ويژگى عروج نفس مطمئنّه و در هم شكسته شدن صولت جبّاران، غير از جريان سيدالشّهداء (ع) وجود ندارد ...[٢]

به هر حال، ليال عشر را چه دهه اوّل ذى‌حجّه بگيريم يا دهه اوّل ماه محرّم، ارتباط آن با سالار شهيدان، حسين‌بن على (ع) محقّق است.

٣. سوگند به حسين (ع)

در بعضى از رواياتى كه اشاره به بطون قرآن مى‌كند، فجر به وجود