ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ٣٠ آيا تك قطبى كردن جهان مى تواند نجات بخش بشر باشد؟
پرسش و پاسخ
نويسنده: ماجد ناصر الزبيدى/ مترجم: مجيد شمسآبادى
٣٠. آيا تكقطبى كردن جهان مىتواند نجات بخش بشر باشد؟
برخى مىگويند: تنها راه نجات بشر از ظلم و بىعدالتى و رسيدن به سعادت، تك قطبى كردن جهان و به اصطلاح نظم نوين جهانى است و برخى از نظريهپردازان به جهت اقتدار تمام عيار و همه جانبه «آمريكا»، اين كار را تنها ساخته آمريكايىها مىدانند.
پاسخ: نظريه تك قطبى كردن جهان، از گذشتههاى بسيار دور بين فلاسفه و دانشمندان عالم مطرح بوده است.
فيلسوف يونانى زيو ٣٥٠ سال قبل از ميلاد مىگويد:
بر جميع مردم عالم است كه از يك نظام جهانى واحد، پيروى كنند تا سعادت و نجات يابند.
بنابراين اسكندر كه معاصر زيو بود، درصدد برآمد تا با اتّكاى بر قدرت خويش اين نظريه را به اجرا گذارد.
بلتاك نويسنده يونانى صد سال قبل از ميلاد، با طرح حكومت واحد جهانى مىگويد:
بر مردم است كه سعى نموده تا مجتمع واحدى را تشكيل دهند و از قانون واحدى پيروى كنند.
ويليام لويد (١٨٣٨ م.) از فيلسوفان متأخّر آمريكايى مىگويد:
هرگز بشر نمىتواند به دوستى و زندگى مسالمتآميز برسد؛ مگر آنكه حكومت واحد جهانى تأسيس نمايد.[١]
دانته، اديب مشهور ايتاليايى مىگويد:
لازم است تا كّل مردم زمين نسبت به يك حكومت و حاكم خاضع باشند تا آرامش و صلح به جهان سايه افكند.[٢]
راسل مىگويد:
عالم در انتظار مصلحى است كه تمام مردم را تحت يك پرچم و شعار در آورد.
جورج بوش پدر مىگويد:
نظم نوين عبارت است از صلح و دمكراسى براى همه جهان، تحت رهبرى «ايالات متّحده».
او همچنين در سخنرانى خود در كنگره مىگويد:
در ميان ملّتهاى جهان تنها آمريكاست كه هم از ارزشهاى اخلاقى و