ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - عاشورا از نظر دكتر ژوزف فرانسوى
توماس ماساريك درباره حادثه كربلا چنين مىگويد
بسيارى از مورّخان ما به كمّيت و كيفيت اين رسم و ازدياد عزادارى واقف نبوده، جاهلانه سخن مىگويند و وضع عزادارى پيروان حسين (ع) را مجنونانه مىپندارند و ابداً بدين نكته پى نبردهاند كه اين مسئله در اسلام چه تحوّلاتى را به وجود آورده و اين جنبش و نهضت مذهبى كه از تعزيه دارى در اين قوم پيدا شده، در هيچيك از اقوام و ملل ديگر عالم پيدا نشده است، با يك نظر دقيق در ترقّيات دويست ساله پيروان على (ع) در هندوستان در مىيابيم كه آنان عزادارى را شعار خود نمودهاند.
دويست سال پيش، پيروان على و حسين (ع) در سرتاسر هندوستان، در اقلّيت بودند و همين حال را ممالك ديگر داشتند. امروزه در ممالك مترقّى و ثروتمند مسيحى، اگر بخواهند چنين ماتم و عزادارى را بهپا نمايند، با صرف ميليونها دلار، باز هم به برپايى چنين مجامع و مجالس عزادارىاى موفّق نخواهند شد. گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح (ع)، مردم را متأثّر مىسازند، ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين (ع) يافت مىشود، در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين است كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين (ع)، مانند پَر كاهى است در مقابل يك كوه عظيم.[١]
موريس دوكبرى مىنويسد
اگر مورّخان ما، حقيقت اين روز را مىدانستند و درك مىكردند كه عاشورا چه روزى است، اين عزادارى را مجنونانه نمىپنداشتند؛ زيرا پيروان حسين (ع) به واسطه عزادارى حسين (ع) مىدانستند كه پستى و زيردستى و استعمار و استثمار را نبايد قبول كنند؛ زيرا شعار پيشرو و آقاى آنها، تن ندادن به زير بار ظلم و ستم بود.
قدرى تعمّق و بررسى كنيم كه در مجالس عزادارى حسين (ع) چه نكات دقيق حياتبخشى مطرح مىشود. در مجالس عزادارى حسين (ع) گفته مىشود، كه حسين (ع) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت.
پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده، از زيردستى استعمارگران (بيگانگان) خلاصى يابيم و مرگ با عزّت را بر زندگى با ذلّت ترجيح دهيم؛ زيرا مرگ با عزّت و شرافت، بهتر از زندگى با ذلّت است.
مسلّم است ملّتى كه از گهواره تا گورِ تعليماتش چنين است، داراى چه مقام و مرتبهاى است! داراى هرگونه شرافت و افتخارى است. همه سرباز حقيقى عزّت و شرافتند.
علاوه بر منافع سياسى كه ذكر شد و آثارش طبيعى است، بزرگترين پاداش اخروى را مسلمانان در اين عمليات (يعنى تعزيهدارى حسين (ع)) مىدانند. آشنايان به تاريخ، تصديق خواهند نمود كه اصلاح اخلاق و تعليمات بينالمللى، جز به وسيله مذهب، بلكه در قرنها در ملل خاورميانه، غيرممكن است. جمعيّت طرفدار اخلاق، به خوبى بدين نكته پى بردهاند كه ملل خاور زمين، وطنخواهى و اتّحاد و اتّفاق را در سايه دين و مذهب و ديانت، به دست آوردهاند. امروزه در ممالك متّحده «آمريكا»، مردم را به نام خدمت به وطن دعوت مىكنند؛ ولى در «آسيا» مىتوان خدمات شايانى را به نام دين و مذهب حاصل نمود.
اگر مسلمانان، مذهب را ناديده انگارند و به نام وطنخواهى بخواهند ترقّيات سياسى حاصل كنند، به جاى نفع، زيان خواهند برد؛ زيرا اگر تعليمات سربازى را با دين توأم سازند، سربازان تا خون در بدن دارند، حاضر نيستند حتّى يك وجب از خاك مقدّس وطن را تسليم اجانب نمايند. امروز اگر استقلالى در مسلمانان مشاهده مىشود، عامل اصلى آن، پيروى از دستورات قرآن و اسلام است و خواهيم ديد روزى را كه سلطنتهاى اسلامى، در سايه همين نكته اساسى قوّت گيرند و بدين وسيله مسلمانان عالم در سايه اتّحاد و اتّفاق واقعى، مانند صدر اسلام، ممالك مشرق و مغرب عالم را مطيع اوامر خود سازند.
حسين (ع) شبيهترين روحانيان به حضرت مسيح (ع) است؛ ولى مصائب او سختتر و شديدتر است.[٢]
عاشورا از نظر دكتر ژوزف فرانسوى
دكتر ژوزف، مورّخ معروف فرانسوى، در كتاب «اسلام و مسلمانان» مىنويسد:
بعد از رحلت بنيانگذار اسلام، يعنى محمّدبن عبدالله (ص)، اختلاف كلمه و عقيده در تابعان و جانشينان وى پيدا شد. دستهاى به خلافت دامادش، علىبن ابىطالب (ع) قائل و دسته ديگرى، خلافت پدرزن او ابوبكر را قبول نمودند. دسته اوّل را شيعه و دسته دوم را سنّى ناميدند.
وقتى على (ع) به خلافت رسيد و عايشه، زوجه حضرت محمّد (ص) و دختر ابوبكر به مخالفت او برخاست و معاويه برادرزن ديگر محمّد (ص) در شام، پرچم پادشاهى را برافراشت، در اين موقع سه دستگى به