ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٤ - ب جلوه هايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارت ها
زده، از شفاعت امام بهرهمند مىشود. روشن است كه اين شفاعت خود احياى مُرده است؛ احياى كسى است كه اگر شفيعى واسطه بخشيدنش نشود، به سبب گناه به بن بست و نااميدى مىرسد. اينك به دو نمونه از متون زيارتى در اينباره اشاره مىكنيم:
در دعاى پس از «زيارت عاشورا» مىخوانيم:
«يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ وَ يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ أَتَيْتُكُمَا زَائِراً وَ مُتَوَسِّلًا إِلَى اللهِ رَبِّى وَ رَبِّكُمَا وَ مُتَوَجِّهاً إِلَيْهِ بِكُمَا وَ مُسْتَشْفِعاً بِكُمَا إِلَى اللهِ تَعَالَى فِى حَاجَتِى؛
اى اميرمؤمنان و اى اباعبدالله! آمدهام به درگاه شما براى زيارتتان و براى آنكه توسّل جويم به درگاه خدايى كه پروردگار من و پروردگار شماست و رو كنم به درگاه او به وسيله شما و شفيع گيرم شما را به نزد خداى تعالى در اين حاجتى كه دارم.»
در زيارت امام حسين (ع) در شبهاى قدر مىخوانيم:
«أَتَيْتُكَ يَا مَوْلَاىَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّكَ مُوَالِياً لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِياً لِأَعْدَائِكَ مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَى الَّذِى أَنْتَ عَلَيْهِ عَارِفاً بِضَلَالَهِ مَنْ خَالَفَكَ فَاشْفَعْ لِى عِنْدَ رَبِّكَ؛[١]
آمدم به خدمتت اى مولاى من! اى فرزند رسول خدا (ص) براى زيارت با معرفت به حقّ تو، دوستدار دوستدارانت و دشمن دشمنانت مىباشم. بينا به راه هدايت و صحيحى كه تو بر آن زيستى. عارف به گمراهى هر كه مخالف توست. شفيع من باش نزد پروردگارت.»
٧. رجعت
رجعت نيز از ديگر امورى است كه علاوه بر استدلالهاى قرآنى و حديثى پيرامونش، در متون زيارتى هم به آن اشاره شده است و زائر ائمّه اطهار (ع) اين جمله را بارها تكرار مىكند كه:
«وَ مُؤْمِنٌ بِإِيَابِكُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ؛[٢]
به بازگشت شما ايمان دارم و رجعت شما را تصديق مىكنم. منتظر امر شمايم و منتظر دولت شما هستم.»
ب: جلوههايى از محتواى انقلابى و ستم ستيزانه زيارتها
تاكنون دانستيم كه زائر امام در متن زيارتها با يك دوره كامل معارف دينى آشنا مىشود. اينك به اين مطلب مىپردازيم كه در زيارتها علاوه بر معرفت، به محبّت اولياى خدا و بغض به دشمنانشان نيز پرداخته و در كنار اين مسائل عاطفى، به ابعاد اجتماعى و سياسى هم توجّه خاص شده است تا آنجا كه يك زائر بر اساس اين رهنمودها، انسانى ظلم ستيز، انقلابى و خواستار تحوّل جامعه به سوى كمال و حامى مظلومان و دشمن ظالمان پرورش مىيابد.
در سيره پيامبر اكرم (ص) مىبينيم كه آن حضرت بارها به زيارت شهدا، از جمله شهداى جنگ احد و به ويژه عمويشان حضرت حمزه، مىرفتهاند. ترديدى نيست كه اين زيارت، يك زيارت مجاهدپرور و تجليل از مقام شهيد و شهادت و جهاد است. جالب آنكه امام حسين (ع) نيز در آغازين مرحله از قيام خويش در مدينه، به زيارت پيامبر (ص) مىرود و در سخنانى كه در زيارت جدّش مىگويد، به روشنى به نهضت خود و انگيزه و هدف و حتّى نتيجه آن اشاره مىكند:
«ان بايعتُ كَفَرتُ وَ ان أبَيتُ قُتِلتُ؛[٣]
اگر بيعت كنم، كفر ورزيدهام و اگر خوددارى كنم، كشته مىشوم.»
اينك به چند جلوه از زيارات كه حاوى مطلب انقلابى و ستم ستيزانه است، مىپردازيم:
١. نويسندگان كتب زيارت در آداب آن، به ويژه زيارت امام حسين (ع)، نوشتهاند: يكى از آداب زيارت «دعاى مظلوم عليه ظالم است».[٤] يعنى مقدّمه زيارت يك زائر اين است كه ظالم را بشناسد و جرئت لعن و نفرين بر او را پيدا كند.
٢. وجود مكرّر و فراوان تعابيرى همچون:
«انّى سِلمٌ لِمَن سَالَمَكُم وَ حَربٌ لِمَن حَارَبَكُم؛[٥]
من در صلحم با هر آن كس كه با تو در صلح است و در جنگم با آنكس كه با شما در جنگ است.»
متون زيارتى قطعاً تأثيرى بس عميق بر زائر دارد تا آنجا كه او را به صحنه مبارزه قهرآميز و حتّى جنگ عليه كسانى كه امام با آنها در جنگ است، مىكشاند.
٣. تولّى و تبرّى: تولّى، دوست داشتن كسانى است كه با ستمگران زمان خويش و با نفس ستم در هر زمان مخالف بودهاند. دوست داشتن امام كاظم (ع)، يعنى دوست داشتن بزرگترين دشمن هارون؛ دوست داشتن كسى كه هارون او را به زندان انداخته و نهايتاً به شهادت رسانده است. پس حتّى تولّى در بطن خود، داراى روح ستمستيزى