ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - مظهر جمال و جلال خدا
عبارت از مجموعه ارزشهاى معنوى و انسانى بودند كه به واسطه تعليم آنها آدم خصيتبسيار والايى پيدا كرد و اين معارف از طرف حضرت آدم، عليهالسلام، بعدها به پيامبر بعدى از او به پيامبر بعد تا به پيامبر اكرم، صلىالله عليهوآله، و بعد از آن حضرت به اوصياى آن حضرت رسيد و چون همواره در عالم هستى يك انسان كاملى وجود دارد كه داراى اين اسماء است؛ امروزه وجود مبارك امام عصر، عجلالله تعالىفرجه، وارث و خزانه اين اسماء است. بنابراين، اين اسماء در وجود مقدس آن حضرت است و مجموعه ارزشهاى معنوى منادىاش امام عصر است. به عبارت ديگر آن حضرت با داشتن اسماء چهره خدا و وجه خدا مىشود. در سوره مباركه الرحمن مىخوانيم:
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ.
تمام قرا «ذوالجلال» خواندهاند، و بنابراين «ذوالجلال» وصف وجه است؛ يعنى وجه خداست كه داراى جلال و جمال است. وجه خدا يعنى چهره خدا، يعنى صورت خدا، يعنى تمام نور خدا و تمام جلوه خدا.
بنابراين اسمائى كه خدا تعليم كرد و ملائكه سجده كردند به آدم؛ آن اسماء آن قدر بلند و ارزشمند است كه مىشوند جلال و جمال خدا؛ يعنى صفات ثبوتيه و سلبيه خدا. بنابراين آن چيزى كه باقى است وجه و چهره خداست و آن عبارت از همه ارزشهاى الهى است. پس ارزشهاى الهى است كه باقى است.
امام عصر، عليهالسلام، مجموعه آن ارزشهاست؛ يعنى همه حقيقت، همه فضيلت، همه حكمت همه عدالت، همه رحمت، همه رحمانيت و همه آنچه جمال و جلال است، در وجود امام زمان، عليهالسلام، تجسم يافته است. و ما منتظر چنين كسى هستيم. در قرآن كريم در سوره نور مىفرمايد:
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ.
يعنى نور خدا از مشكوة مىدرخشد؛ در مشكوة هم چراغى هست، پس نور خدا تابشش از چراغ است، نور خدا به چراغ وارد مىشود چراغ مشكوة را روشن مىكند و آن گاه مشكوة جهان را روشن مىنمايد؛ يعنى خداوند جل و علا نورش در مصباح است و آن مصباح هم در مشكوة قرار داده شده است. به عبارت ديگر نور خدا دو حجاب دارد كه يكى مصباح و ديگرى مشكوة استبعد از آن دو حجاب است كه نور خدا قرار دارد، چهره خدا قرار دارد. بنابراين اين انسان كامل چهره خداست، وجه خداست كه جهان را روشن مىسازد.
جامعه بشرى در انتظار آن وجه خداست؛ در انتظار او كه تمام زيبايى است. لذا جامعه منتظر بايد خود زيبا بشود و مظهر خدا گردد تا به وجه خدا بتواند نزديك بشود.
حالا جا دارد كه حساب كنيم كه آيا صندوقخانه قلب ما الآن چنين است؟ آيا صفات ما نشات گرفته از جلال و جمال حق است؟ اگر چنين نباشد، يعنى آنچه غالب است هواى نفس باشد و با هواى نفس بودن با امام عصر بودن نمىسازد.
امام عصر، عجلالله تعالىفرجه، خداپرست است ... اگر ما دنبال شهوت رفتيم؛ امير ما شهوت بود و هر جا كه خواست ما را برد. يا همراه خشم رفتيم يا دنبال لذات دنيا؛ يعنى پول و مقام و ... رفتيم. آيا باز مىتوانيم بگوييم ما عاشق امام زمان هستيم؟ ما منتظر امام زمانيم؟ اگر جوانان ما اسير هوى و هوس شدند دنبال هوى رفتند بديهى است كه نمىتوانند ادعاى منتظر بودن بكنند؛ چون كسى كه عاشق امام زمان شد دنبال حق، صداقت و عدالت مىرود ... دنبال نماز بموقع مىرود. ولى اگر ديديم من و شما اذان صبح را گفتند