ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٩ - شكوفه امامت بر شاخسار نبوت
شكوفه امامت بر شاخسار نبوت
محسن علىبيگى
اسلام، سيماى تازهاى به شبهجزيره عربستان بخشيد.
يكتا پرستى، جاى بتپرستى را گرفت.
قبيلهپرستى به مساوات و برابرى كشيد و فحشا به حيا تبديل گشت.
ايمان در نهاد جانها پاى نهاد و زندگى و زندگانى رامعنى و مفهومى نو پيدا شد ...
سال دهم هجرت، نفوذ اسلام بر سراسر مملكت عربستان سايهگستر شده بود؛ حجّةالوداع، شكوهى بىسابقه داشت؛ تا آن روز، در هيچ نقطه از سرزمين اعراب، جمعيتى بدانسان گرد نيامده بود.
صد هزار مسلمان، قبيله، قبيله؛ صد هزار مردم، ملازم ركاب صاحب اختيار خويش، در بازگشت از آخرين حج پيامبر (ص) او را همراهى مىكردند.
محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، مىدانست چون ساير مخلوقات، راهى ديار مرگ خواهد شد؛ او حاصل نبوت و رسالت خويش را در بطن رهبرى امت مىديد. او تلاش خود را در جهت پيشبرد انقلاب بيست و چند ساله خود مصروف داشته، موانع را از ميان برداشته و شرك و خودپرستى را در هم كوبيده بود. اما براى ادامه پيروزى و جهانى شدن آيين اسلام، به جانشينى بزرگ و والاقدر احتياج داشت؛ تا مجرى قانون الهى باشد؛ رهبرى كه حكومتش، همچون محمد (ص) منطبق با معيارهاى اسلامى باشد.
مردمى كه در راه هدايت و ارشاد آنها به سوى انسانيت، خونها ريخته و كوششهاى جانفرسا، شده است و هنوز از مدنيت اسلام، به دليل نداشتن روح فرهنگى، آگاهى كاملى ندارند، نبايد تنها و بدون راهبرى سليم، گذارده شوند. اسلام را پشت و پناهى بايد. رهبرى بايد كه يادآور شريعت احمدى باشد. كسى بايد سمبل اسلام شود كه شرايط و خصوصيات محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، را داراست.
و چه كسى جز على، عليه السلام، مىتواند بار اين مسؤوليت عظيم را بر دوش كشد؟
محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، بخوبى مىدانست كه هيچ يك از پيروان و نزديكانش به جز على ابن ابىطالب، عليه السلام، ياراى برافراشتن پرچم لاالهالااللّه و لياقت جانشينى او را ندارند.
على، عليه السلام، يگانه رادمردى است كه طغراى خانهزادى حق و سرخط خانهپرورى رسول حق، به نام نامىاش رقم خورد. ذكر معانى او جز در كلام خدا و بيان محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، نمىگنجد.
بحر كرامتش را هفت دريا نپويد و آسمان نعمتش را نُه كرسى فلك نپايد.
جوانمردى كه يك ضربت شمشيرش، عبادات جنّ و انس را به ميزان آرد، حديث سجدهاش را ملكوت بر نتابد.
على، عليه السلام، نمايانگر مدينه فاضله محمد (ص) است.
براستى كه در راه شناخت يكى، ابتدا بايد ديگرى را شناخت.
كيست كه بيشتر از محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، به اسرار الهى و رفتار متعالى حيدر آشنا باشد؟!
كيست كه بهتر از على، عليه السلام، بتواند آيينگزار رسالت محمدى گردد؟
او بزرگترين يادگار روزهاى سختى و ايام تنهايى است. او يگانه جليس خلوت حراست.
او درخشانترين حماسه طلوع سبز است.
او دلافروزترين خاطره بدر و حنين است.
پس بايد على را به جانشينى انتخاب نمود.
روز هجدهم ذىالحجه بود و چه هنگامى براى انجام اين مهم و براى كامل نمودن رسالت، بهتر از اين روز كه صد هزار مسلمان از قبايل