ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - چند پرسش
مختص به امام عصر، عليهالسلام، است و نه امام صادق و نه هيچ امام ديگرى غيبت نداشتهاند.
ثانيا، به فرض هم كه احتمال مذكور را بپذيريم، باز هم فرمايش امام صادق، عليهالسلام، با انطباق آن با زمان ما منافاتى ندارد. يعنى سخن آن حضرت «منحصر» به زمان و مخاطبان ايشان در آن برهه نيست، بلكه مىتواند مصاديق متعددى داشته باشد كه بر همه زمانها، از جمله زمان ما نيز منطبق گردد. بعلاوه، سياق روايت و روح كلى حاكم بر آن گواهى مىدهد كه آن حضرت درباره دعاى تعجيل فرج، برطرف شدن زمان غيبت و آمدن منجى سخن گفتهاند كه فقط بر امام عصر، عجلالله تعالىفرجه، و شؤون ايشان انطباق دارد.
پرسش سوم: يك پرسش مهم ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه در اين روايت، سخن از آمدن حضرت موسى براى سرنگونى حكومت ظالمانه فرعونى و رهايى بنىاسراييل از سلطه جابرانه اوست؛ با اين وصف آيا اين روايتبا وضعيت كنونى ما در نظام جمهورى اسلامى و برپايى حكومتحق سازگار است؟ زيرا ما در زمان طاغوت زندگى نمىكنيم تا از خداوند بخواهيم ما را از آن نجات دهد.
پاسخ: پاسخ اين پرسش نيز بس روشن است. اولا، آنچه در روايت امام صادق، عليهالسلام، بخصوص در قسمت دوم مورد تاكيد قرار گرفته، لزوما مبتنى بر اين نيست كه دعاى تعجيل فرج براى رهايى از سلطه و حكومت طاغوت است؛ بلكه روح و جوهره حديث (چنانكه در سطور قبل نيز بدان اشاره شد) توجه به آرمان مقدس و بزرگ اسلام است؛ يعنى رسيدن فرج و ظهور امام عصر، عليهالسلام، است.
به بيان ديگر روى سخن متوجه جنبه مثبت و آرمانى و اثباتى قضيه است، بدين معنا كه امام صادق، عليهالسلام، با هشدار و تذكار خود مىخواهند مردم را به سوى آرمان بزرگ ظهور و فرج سوق دهند و اين اعم است از اينكه مردم قبل از رسيدن به اين آرمان بزرگ، در مراحل قبلى و مقدماتى آن باشند؛ مانند دوران ما كه در نظام مقدس جمهورى اسلامى زندگى مىكنيم؛ نظامى كه آرمان نهايىاش رسيدن به دولت كريمه اهلبيت و حكومت جهانى امام عصر، عليهالسلام، است. و يا اينكه قبل از رسيدن به اين آرمان بزرگ، جامعهاى و ملتى در زير سلطه طاغوت باشند؛ در اين صورت حديث مذكور مشكلى نخواهد داشت. اشكال در سخن مستشكل در صورتى بروز مىكند كه ملتى مانند ما در نظام برحق و مقدس جمهورى اسلامى زندگى كنند. در اين حالت آيا حديث امام صادق، عليهالسلام، باز هم صادق خواهد بود؟
پاسخ مثبت است؛ زيرا اشكالى ندارد كه ملتى در نيمه راه برپايى اسلام عزيز، آرمان رسيدن به مرحله نهايى و تكاملى آن را داشته باشد و براى زودتر رسيدن به آن، به درگاه خداوند روى آورده و با دعا و استغاثه آن را طلب نمايد؛ بلكه بايد گفت مگر ما آرزو، خواسته و آرمانى جز اين داريم؟!
ثانيا، ما بايد وسعت ديد و گستره نگرش خود را از محدوده كشور و نظام خود فراتر ببريم و امت اسلام و بلكه مستضعفان و محرومان جهان را در نظر بگيريم.
آيا اكنون كشورهاى اسلامى گرفتار چنگال طاغوتها و فرعونها نيستند؟ آيا بشر مستضعف و سيه روز كنونى در جهان، تحتسلطه استكبار به سر نمىبرد؟ آيا در آتش ظلم آن نمىسوزد؟ آيا ستم و بيداد و بدبختى و تباهى دنيا را فرا نگرفته است؟
نكته ظريف ديگرى كه ظاهرا در فرمايش امام صادق، عليهالسلام، ديده مىشود در تغبير «لفرج الله عنا» است (اگر شما شيعيان از خداوند بخواهيد، خداوند متعال «براى ما» گشايش و فرج را خواهد آورد).
اگر منظور امام صادق، عليهالسلام، خود اهل بيتباشد، در اين صورت مفهوم اين بخش از حديث اين خواهد شدكه: اگر شما شيعيان از خداوند درخواست كنيد، ما را از سختى و فشار نجات داده و «به كار ما» گشايش عنايتخواهد فرمود.
چنانچه استنباط نكته مزبور صحيح باشد، اين روايتبايد شيعه و دوستدار اهلبيت، عليهمالسلام،