ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - چند پرسش
القا مىفرمايد:
يكى اينكه دعا و تضرع به درگاه ربوبى و فرج و ظهور را بهطور جدى از خداوند خواستن، تاثير جدى دارد و آن را به جلو مىاندازد؛ زيرا تحقق ظهور بستگى به آمادگى، تشنگى، توجه، بيدارى و خلاصه شايستگى مردم دارد و همه اين عوامل در دعا و تضرع و خواستن حقيقى از خداوند جمع است.
و ديگر اينكه امام صادق، عليهالسلام، دوستان و شيعيان خاندان نبوت را هشدار و آگاهى مىدهد كه از غفلتخارج شده و شايستگى لازم را كسب كنند؛ بيدار شوند و به آستان حضرت حق رو آورند، از خداوند ظهور امام خود را در خواست نمايند.
چند پرسش
پرسش اول: اينكه شما اين قدر بر مساله دعا، تضرع و استغاثه به درگاه خداوند براى رسيدن ظهور امام عصر، عليهالسلام، پافشارى مىكنيد، اين امر با عدم آمادگى مردم، غفلت آنان و عدم بلوغ عقلى و روحى آنان اصلا سنخيت ندارد. به علاوه، دعا كردن در چنين حالتى نيز از محتوا و تاثير خود برخوردار نخواهد بود.
پاسخ به اين ايراد، بهطور خلاصه در سطور قبلى دادهشد. چنانكه ديديم اساسا بيان امام صادق، عليهالسلام، براى بيدار كردن و تنبه مردم نسبتبه همين غفلت و عدم آمادگى است. اگر قرار باشد ما همواره عدم آمادگى مردم را بنگريم، پس هيچ گاه نبايد از ظهور امام عصر، عليهالسلام، و تحريك و ترغيب مردم براى طلب جدى از درگاه ربوبى سخن بگوييم. بالاخره بايد با اين غفلت و عدم آمادگى مبارزه كرد، هشدار داد، آنان را ترغيب و تشويق نمود و كمكم زمينه پذيرش ظهور را در آنها به وجود آورد و (همانطور كه اشاره كرديم) خود اين دعا و درخواست و تضرع به درگاه الهى، بخصوص در حالت دسته جمعى و عمومىاش، در به وجود آوردن اين زمينه و آمادگى بسيار مؤثر است.
به علاوه، بارها اشاره نموديم كه اين دعا و درخواست، در كنار ديگر آمادگيها بايد باشد تا تاثير واقعى خود را ببخشد.
از اين گذشته، اكنون با گذشتبيستسال از انقلاب اسلامى ايران و بيدارى و آمادگى نسبى مردم ايران (و بلكه مسلمانان و مستضعفان جهان)، به نظر مىرسد سخن گفتن از «عدم بلوغ عقلى و روحى مردم» چندان موجه نباشد. اگر اين سخن در نيم قرن قبل و پيشتر از آن گفته مىشد، مىتوانست وجهى داشته باشد؛ اما اكنون شرايط و زمانه و زمينه نسبتبه آن دوران بسيار عوض شده است و افكار عمومى دنيا، روند تكاملى بشر و بلوغ فكرى و عقلى انسانها براى پذيرش چنين واقعهاى رشد چشمگيرى نموده است. پس در چنين شرايطى، سخن گفتن از آن آرمان مقدس و زمينهسازى براى تحقق آن، از جمله دعا و تضرع به درگاه الهى از تناسب و سنخيتبه دور نيست. اميد استبا لطف الهى اين تناسب و آمادگى به كمال خود برسد.
و نكته ديگر اينكه اين ما نيستيم كه بر مساله دعا و تضرع و استغاثه پافشارى مىكنيم؛ چنانكه ملاحظه مىشود خود رهبران دينى و امامان معصوم، عليهمالسلام، از جمله حضرت صادق، عليهالسلام، در احاديث و فرمودههاى خود به اين امر تاكيد فرمودهاند.
پرسش دوم: از كجا كه خطاب امام صادق، عليهالسلام، به شيعيان زمان خود نباشد؟ مگر نه اينكه برخى از ائمه، عليهمالسلام، بخصوص امام صادق، عليهالسلام، در پى زمينهسازى براى تشكيل حكومت در زمان خود بودهاند؟ پس شايد حديث آن حضرت فقط متوجه مخاطبان همان زمان بوده است؟
پاسخ: اينكه امام صادق، عليهالسلام، در پى زمينه سازى براى تشكيل حكومت و تحقق «امر» بودهاند، صحيح و متين است. اينكه اگر شيعيان آن حضرت آمادگى از خود نشان مىدادند، بىترديد آن حضرت بدين امر دست مىزد، اين نيز صحيح است. اما قرائن و شواهدى كه در خود روايت است، با احتمال مذكور سازگار نيست، زيرا:
اولا، آن حضرت در پايان روايتسخن از «منتهى شدن امر غيبتبه آخرين و دورترين مرحله آن» مىفرمايد؛ و مىدانيم كه اين موضوع