ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - انقلاب اسلامى و تاريخ آينده
زنگ تاريخ جديد در نهانخانه قلب مردان مرد بصدا درآمده است؛ تاريخى كه با نام «خدا» آغاز مىشود. و هيچ قدرتى قادر به جلوگيرى از اين رويكرد نيست.
در دو دهه پايانى قرن بيستم بسيارى با گوش جانشان صداى اين زنگ را شنيدند. چنانكه خمينى بزرگ شنيد. اما بايد اعتراف كنيم كه ما هنوز صداى اين زنگ را نشنيدهايم، كه اگر شنيده بوديم استراتژى «تعرب بعد الهجره» را پيشه نمىكرديم.
انقلاب اسلامى و تاريخ آينده
تقارن «انقلاب اسلامى» با فصل جديدى كه حيات بشر را ديگرگون مىكند براى بسيارى از آنان كه از صورت مىگذرند خبر از اين حادثه بزرگ دارد و اين تاريخ سير اكمالى خود را طى مىكند. تفكر خود را مىگسترد، فرهنگ خود را مىنماياند و بشر را ناگزير مؤدب به ادب دين مىكند حتى اگر همگان امروز انكارش كنند. حتى اگر همه ايرانيان سر در پى روشنفكرى منفعل بگذارند. وقت جديد، بخت دولتى را مىگشايد كه وعده داده شده. چنانكه فرموده بودند براى هر كسى دولتى است. دولتحق در تاريخ جديدى كه شكفتن آغازيده ظهور خواهد كرد «وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ».
قرن بيستم، همه سرها را به سنگ ياس و نوميدى كوفت، همه ادعا را شكست تا دانسته شود صاحب قدرت، و ولى مطلق خداوندى است كه اگر همه عالميان بدو كفر ورزند بر دامن كبريايش ننشيند گرد. به همان سان كه قدرت آدمى را در تجربه بزرگ زمينى نمودار ساخت. ديدار انسان قرن بيستم، ديدار موجودى است كه در عين «قدرتمندى» در «ياس» دست و پا مىزند. ظاهربينان قدرت را مىنگرند اما از تماشاى عجز و ياس آن غافلند.
قرن بيستم ميدانى فراهم ساخت تا انسان با غور در زمين همه جمال و جلال سنتهاى نهفته در ميان پديدهها را دريابد اما، بغلط اينهمه را به خود منتسب نمايد و مستغنى از غير خود روى به خودكامگى و استكبار آورد. اما، فرو غلتيدن در همه بحرانهاى اخلاقى، اقتصادى، سياسى و طبيعى او را متذكر مىسازد كه راهى جز رجعتبه حقيقت هستى ندارد.
سردبير