ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٣ - غدير، جارى در همه اعصار
اين است كه تخطئه كنيم خدا را و رسول خدا را و اميرالمؤمنين را، براى اين كه حكومتسياست است، حكومت كه دعا خواندن نيست، حكومت كه نماز نيست، حكومت روزه نيست. حكومت، حكومت عدل اسباب اين مىشود كه اينها اقامه بشود، اما خود حكومتيك دستگاه سياسى است. آنى كه مىگويد دين از سياست جداست، تكذيب خدا را كرده است، تكذيب رسول خدا را كرده است، تكذيب ائمه هدى را كرده است. و اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قايل شدهاند- و ارج هم دارد- براى اين است كه با اقامه ولايتيعنى با رسيدن حكومتبه دست صاحب حق، همه اين مسائل حل مىشود، همه انحرافات از بين مىرود. اگر حكومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير، عليهالسلام، حكومتى را كه مىخواهد بپا كند، تمام انحرافات از بين رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم مىشد كه آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند، عرفا كه داراى افكار هستند، حكما كه داراى افكار هستند، فقها، همه براى آنها مجال هم پيدا بشود. از اين جهت اسلام «بنى عباس خمس»، نه معنايش اين است كه ولايت در عرض اين است، ولايت اصلش مساله حكومت است، حكومت هم اين طورى است، حكومتحتى از فروع هم نيست. آن چيزى كه براى ائمه ماقبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن اقامت است كه در روايت هست كه «حسن و حسين امامان قاما او قعدا» وقتى قعد است كه امام نيست. امام به معناى حكومت نيست، اين يك امام ديگرى است و آن مسالهاى ديگرى است. آن مساله، مسالهاى است كه اگر او را كسى قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم بجا بياورد باطل است. اين غير حكومت است، آن در عرض اينها نيست، آن از اصول مذهب است، آنى است كه اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است. و انحرافى كه پيدا شده است- علاوه بر همه انحرافاتى كه- همين انحراف است كه ما باور كرديم كه سياست به ما چه ربط دارد. غدير آمده است كه بفهماند كه سياستبه همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن سياست اقامه صلوة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى اين كه صاحب افكار، يعنى آرام كند كه صاحب افكار، افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارايه بدهند. بنابراين اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه ولايتى كه در اين جا مىگويند آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است، نخير؛ اين ولايت عبارت از حكومت است، حكومت مجرى اينهاست، در عرض هم به اين معنا نيست، مجرى اين مسايل ديگر است. اين انحرافات خيلى زياد است، نمىشود همهاش را احصا كرد.[١]
پىنوشتها:
[١]. عدل: مانند و مثل چيزى در وزن و اندازه
[٢]. صحيفه نور، ج ٢٠، ص ٢٧- ٣٠ (سخنرانى امام راحل در تاريخ ٢/ ٦/ ٦٥).