ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - گلبرگ هاى زهرايى
پاك باشد و بىهيچ پليدى ...
مباركتان باد
نگاه صميمانه خدا!
٢٦
«اهل بيت» كه مىگويند،
شماييد بانو،
با روحتان على،
جانتان حسن،
قلبتان حسين.
شماييد بانو،
اهل بيت رسول!
٢٧
كلام شما بانو،
شرحى ست بر
باورهاى سبز ما.
گفتيد:
«نماز» زدودن كبر است.
«زكات» پاكى روان.
«روزه» اثبات اخلاص.
«حج» قوّت دين.
«عدالت» الفت دلها.
و «امامت» مانع تفرقه و پراكندگى ...
٢٨
مىدانستيم بانو،
همه مىدانستيم ...
شما،
بى پيامبر،
زياد دوام نمىآورديد ...
چه در گوشتان گفتند كه آرام شديد،
نمىدانم ...
٢٩
فداى دل تنگىتان بانو،
هنوز صداى «سلام» پيامبر،
در گوشتان است
هر صبح و شام،
كه مىخواند شما را ...
٣٠
كوثر،
خير و بركت فراوان است ...
چه زيان،
اگر فدك از او غصب شود!
٣١
چه گوياست زبانتان بانو،
براى حق و عدالت،
براى قرآن و دين،
براى ذوالفقار و على.
بانوى من!
مولا، با حضور شما
هرگز تنها نيست ...
٣٢
فقهتان غوغا مىكند بانو،
پشتوانه كلام شما،
كلام خداست ...
كاش گوشها شنوا بودند!
٣٣
فصل نامردىاست بانو،
دلم آتش مىگيرد
از اين در سوخته
و محسن جان باخته ...
٣٤
آسمانى هستيد بانو،
مىدانم ...
هم خبرهاى آن سرى را مىدانيد،
هم الهام الهى را مىشنويد.
از «صحيفه» تان
پيداست ...
٣٥
چه غريبانه رفتيد بانو،
شبانه،
گمنام،
بىجمعيّت،
تنها ...
چه غريبانه رفتيد بانو،
با پهلوى شكسته ...
٣٦
دلم
براى حرم پنهانتان
تنگتر مىشود بانو،
وقتى كبوترهاى رضا
عاشقانه
طواف مىكنند ...
٣٧
نامههايى كه برايتان نوشتهام،
تا نزديكى بقيع رفته،
برگشت خوردهاند ...
اى كاش
نشانىتان را مى دانستم!
٣٨
همنام پدرتان است بانو،
و دستش پر از يادگارهاى رسول!
پرچم، شمشير و زره ....
عدالت،
تشنه نفسهاى اوست ...
مىرسد بانو،
همين جمعه.
همين جمعه
مىرسد ...
٣٩
خوابهايم را
پاك مىكنم
از گرد و غبارى كه
شايد،
بر دامان شما نشانند ...
بفرماييد بانو،
قدمهاتان گلباران!
٤٠
يكشنبهها،
از آن شماست بانو،
و من
سلامتان مىكنم،
اى آزموده آزمونهاى سخت
اى صبور،
بانوى زنان عالم!
«يا فاطمه اغيثينى ...»