ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - ايمان و امان
ايمان و امان
اسماعيل شفيعى سروستانى
يادش بخير، روزهايى كه ناشران و توليد كنندگان محصولات فرهنگى (كتاب و لوح فشرده و ...) براى چاپ و تكثير آثار جديد خود، در نوبت چاپ و تكثير و صحافى مىماندند.
سير نزولى تيراژ نشر اين محصولات و كاسته شدن از تعداد عناوين جديد، طىّ چند سال اخير كار را به آنجا كشانده كه هر روز، چاپخانهها، صحافها، ليتوگرافها و تكثيركنندگان لوحهاى فشرده دربهدر به دنبال مشترى مىگردند و روزى نيست كه بساط يكى، دو تا از اين كاسبىهاى شريف جمع نشود ...
مثل روز برايم روشن است كه نگارش مقاله و سرمقاله كه هيچ، چاپ يك دو جين كتاب هم در توصيف اوضاع فرهنگ و آشفتگى احوال اهل فرهنگ، افاقه نمىكند. براى جماعتى كه سياست و اقتصاد را قطب عالم پنداشتهاند و فرهنگ را به مثابه چرخ زاپاس به صندوق اتومبيل پرت كردهاند، اين سخن بيهودهگويى و گزافهگويى است. به قولى: نرود ميخ آهنين در سنگ.
خانه پُر، در كنار گوش حضرات مىخوانند كه نويسنده، مرضى به جانش است و از جايى تير شده است. پس بايد بىاعتنا شد.
براى كارمندان سازمانها و ادارات متولّى امر فرهنگ هم كه آب و نان و جيره و مواجب سال و ماهشان به راه است- صدقه سر حقوق ماهانه- چه فرقى مىكند كه به چه ميزان از تيراژ نشر كتب و مجلّات و ... كاسته شود يا چه تعداد از اهالى فرهنگ در گوشه عزلت سماق بمكند.
بانك و بيمه و اداره ماليات هم كه اين حرفها را نمىفهمد. هر كدام سر ماه، سهم خود را مىطلبند. كسى چه مىداند كه يك ملّت تا به ثمر رسيدن يك نويسنده، مترجم، محقّق، روزنامهنگار و ... چه هزينهاى را طىّ نزديك به ٣٥ سال مىپردازد؛ چنانكه كمتر كسى مىتواند آثار وحشتناك زمينگير شدن نويسندگان، محقّقان، روزنامهنگاران، مترجمان، ناشران و ساير متولّيان امر توليد محصولات فرهنگى را محاسبه كند.
از آخرين سالهاى دولت فخيمه دهم، سير نزولى فعّاليتهاى فرهنگى و به تبع آن، توليد و عرضه محصولات فرهنگى (كتاب، نشريه، لوح فشرده و ...) سرعت گرفت. همان ايّام، يكى از نويسندگان سخنى با اين مضمون گفته بود كه: بلايى بر سر فرهنگ آمده كه تا چهل سال ديگر قابل جبران نيست. اين سخن، برخى را خوش نيامد؛ امّا اهل فرهنگ مىدانند كه اين سخن بيراه نبود.
آثار سوء كمكارى، ندانمكارى و يلهگذارى فرهنگ و اهل فرهنگ، فىالمجلس ظاهر نمىشود.
با بسته شدن دفتر آن دولت و گشوده شدن دفتر بخت اين دولت، در گام اوّل همه منتظر جا افتادن دولت بودند. چند ماهى گذشت و انتظار رو شدن طرح و برنامههايى جدّى براى اصلاح، بازسازى و ارتقاى كميت و كيفيت فعّاليتهاى فرهنگى به درازا كشيده شد. اگر چه به قول قديمىها: آنچه در آينه جوان بيند، پير در خشت خام آن بيند؛ از روز اوّل مىشد دريافت كه هيچيك از نامزدها در نطقهاى انتخاباتى، جايى براى فرهنگ و اهل فرهنگ نگذاشتهاند.
در غوغاى سياست و اقتصاد، با چاشنى زد وبندهاى سياسى، اقتصادى، ركن ركين حيات اين سرزمين و ساكنانش از يادها رفت و به تبع آن، ايمان و امان.
شايد همه منتظر ماندهاند تا صلحنامه گفتوگوهاى اتمى، مثل غول چراغ جادو، در طرفةالعينى امور را به سامان برساند.
صرفنظر از فعّالان به ظاهر فرهنگى و در اصل سياسى كه با حمايتهاى مالى ويژه، گوى سبقت را از فعّالان حقيقى، دردمند و پيراسته از اغراض ربودهاند، از وضعيت اهالى فرهنگ (ناشران، چاپخانهداران، صحافان، پژوهشگران، روزنامهنگاران، نويسندگان و توليدكنندگان محصولات فرهنگى گروه دوم) و تيراژ آثار منتشر شده آنان، طىّ سالهاى اخير جستوجو كنيد تا دريابيد چه بر سر سرمايههاى اصلى فرهنگ كشور آمده است.
در طول تاريخ و در تجربه هزارهها، هيچ پادشاه و حاكمى، قادر به متوقّف كردن آثار سوء ولنگارى فرهنگى با زور و ضرب و شحنه نبوده است.
به وقت مهجور ماندن اهالى اصيل و دردمند فرهنگ، دلّالان فرهنگى بازار گرم يافته و رهزنى مىكنند.
ايمان و امان، باعث دوام و ماندگارى اقوام است و اهل فرهنگ به حقيقت، ضامن و حافظ ايمان و امان مردمند.
بدا به حال قومى كه ايمان و امان از ميانشان برود.
بسيارى از دروازههاى اقوام و ملل، آنگاه بر دشمنان مهاجم گشوده شد كه ايمان و امان از ميان مردم رخت بربسته بود.
اگرچه بسيار دير شده؛ امّا تا فرصت باقى است ايمان و امان مردم را دريابيد و بدانيد كه حافظ اين حصن نگهدارنده، پيش از آنكه مردان سياسى، اقتصادى و نظامى باشند، اهل فرهنگند.
والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
سردبير