ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - مديريت شبكه محور ميدان نبرد
در زمينه سيستمهاى ارتباطى و افزايش برد سلاحها، بهخصوص توپخانه و ورود هواپيما كه موجب افزايش پراكندگى ميدانهاى نبرد و ناتوانى يك فرمانده در مديريت جبهههاى نبرد، به تنهايى شد. افزايش اطّلاعات و گوناگونى آنها، فرماندهان را در سردرگمى فرو برد و قدرت تصميمگيرى به موقع و صحيح را از آنها گرفت. بعد از جنگ جهانى دوم، ايدههاى جديدى در دانشكدههاى نظامى شكل گرفت. ريشه آن، در دوران جنگ جهانى بود.
در اوايل دهه ١٩٤٠ م. گروهى از دانشمندان برجسته در «مكزيك» گردهم آمدند تا به وجوه مختلف مرتبط با جنگ جهانى دوم بپردازند.
به زودى مشخّص شد كه به دليل تبحّرشان در حوزههاى مختلف، مشكل است درباره موضوع مشتركى به صورت جدّى با يكديگر بحث كنند. از اينرو، تصميم گرفتند تا موضوعى انتخاب كنند كه هيچ كس متخصّص آن نباشد، امّا همگى به آن علاقهمند باشند. اين كار آنها از يك حيث ديگر هم اهمّيت داشت و آن اينكه، آنها چيزى براى اثبات نداشتند. آنها تصميم گرفتند تا ماهيّت كنترل را مورد بحث قرار دهند.
حاصل فعّاليت اين دانشمندان، تبديل به علم سايبرنتيك شد كه در آن، هدف، كنترل محيط به واسطه اطّلاعات دريافتى از آن است.
فضاى سايبر، اهمّيت و جايگاه اطّلاعات را افزايش داد و منجر به تمايل ارتشها براى شروع به بازسازى و تطبيق خود با شرايط جديد شد. فضاى سايبر دستاوردهاى گذشته را در تركيب با قواعد جديد به شكلى جديد بروز دادند و ارتشهاى موج سوم متولّد شدند.
در اوايل دهه نود ميلادى، با شروع عصر طلايى اطّلاعات و افزايش تكنولوژىهاى حسّاسهها و افزايش پردازش اطّلاعات، قابليّتهاى كنترل، به شكل فزايندهاى افزايش يافت و نياز به بازسازى مجدّد در نيروهاى نظامى احساس شد.
نسل چهارم ارتشها، به واسطه تكنولوژىهاى ارتباطى و افزايش كارايى در پردازش اطّلاعات، يكپارچه كردن آنها و دادن يك تصوير كامل از ميدان نبرد، فرماندهان را در تصميمگيرىهاى نظامى، به بالاترين سطح در تصميمگيرى رساند.
تكنولوژى، منجر به تغيير تاكتيكها شد. ماهوارهها با ارسال تصاوير عمودى از ارتفاع بالا، منجر به كاهش نيروهاى لازم براى عمل در ميدان نبرد و افزايش چالاكى نيروها شدند، وجود حسگرها در ميدان نبرد، منجر به يافتن سريعتر نقاط حياتى در ميدان نبرد و افزايش احتمال پيروزى شد.
مديريت شبكه محور ميدان نبرد
در چند دهه اخير، شاهد تحوّلات شگرفى در امور نظامى بودهايم و بروز تغييرات، موضوعى اساسى شده است. در گذشته دور، عرصه نبرد، آنچنان كوچك بود كه فرماندهان در نقاطى مرتفع، چه به صورت طبيعى و چه مصنوعى، مشرف به ميدان رزم مستقرّ مىشدند و با علائم سمعى و بصرى، قادر به پايش عدّه زيادى از نيروها در عرصه نبرد بودند؛ امّا امروزه امكانات ارتباطى و جنگافزارهاى هوشمند قادر هستند، صحنه جنگ را به سطح قارّهها بكشانند. در اين زمان، نياز اساسى سامانههاى مديريت اطّلاعات، صحنه نبرد است. تكنولوژىهاى نوين ارتباطى، ما را قادر مىسازند تا به سرعت، اقدام به فرماندهى و پايش جبهه نبرد كنيم.
اجزاى تشكيل دهنده اين سامانهها شامل موارد زير است:
\* فرمانده؛
\* قابليّت صدور فرمان فورى؛
\* ارتباط ميان عناصر؛
\* پردازش و ترسيم تصويرى مجازى از ميدان نبرد؛
\* سيستمهاى جمعآورى اطّلاعات؛
و شناسايى.
ايجاد اخلال در سامانههاى مرتبت با تقسيمبندى بالا، به خصوص بخش ارتباط ميان عناصر، ارتباط مستقيم با كاهش آگاهى ما، از ميدان نبرد دارد و به از دست دادن توازن دانش و گرفتن تصميمهاى غلط كه زمينهساز شكستند، منجر مىشود.
اينگونه جنگيدن ممكن است شامل مرور كردن، ايجاد پارازيت، گمراه كردن يا وارد كردن بار اضافى بر شبكه ارتباطى و اخلال در سامانههاى مديريت اطّلاعات دشمن شود. به مجموعهاى از تركيب اين روشها، جنگ سايبر مىگويند.
تكنولوژىهاى نظامى و كاربر عمومى آن
بسيارى از تكنولوژىهايى كه امروز در اطراف خود مىبينيم، در اصل، براى كاربردهاى نظامى طرّاحى شدهاند. تلفنهاى همراه و شبكه سلولى، براى ارتباط و انتقال دادهها(Data) ميان سربازان و حسگرها طرّاحى شدهاند. شبكههاى گستردهاى، مانند اينترنت، در اصل شبكههاى انتقال اطّلاعات نظامى هستند. دوربينهاى ترافيكى سامانههاى كنترل ترافيك كه همه براى مقاصد غيرنظامى باز طرّاحى شدهاند، نمونههاى كوچكى از تكنولوژىهاى نظامى هستند كه براى كاربردهاى غيرنظامى استفاده مىشوند.
امروزه، هنوز هم شبكه اينترنت در تمام كشورهاى دنيا، توسط سازمانهاى امنيّتى و نظامى كنترل مىشود. در آمريكا، يك فرماندهى مستقل براى آن در نظر گرفتهاند و به طور كلّى، شبكه اينترنت و فرماندهى آن، جزيى از دپارتمان دفاعى آمريكا به حساب مىآيد.
تمامى تكنولوژىهايى را كه از روند توسعه تكنولوژىهاى نظامى يا به واسطه آنها، تبديل به تكنولوژىهاى عمومى شدهاند، مىتوان به كمك جنگ افزارهاى سايبرى و روشهاى جنگ اطّلاعاتى مورد حمله قرارداد.
اين بدان معنا است كه دشمن در هر حملهاى، در فضاى سايبر كه به اهداف مختلف نزديك مىشود، توانايى تميز دادن اهداف نظامى از غيرنظامى را ندارد، ممكن است در يك درگيرى سايبر، به تعداد بسيارى از غيرنظاميان و زير ساختهاى حياتى خسارت وارد شود.
در حال حاضر، وابستگى ما به تكنولوژىها و شبكههاى ارتباطى، بسيار زياد شده است. در بُعد جنگهاى جديد، از اين وابستگىها به شكل فزايندهاى استفاده مىشود. درگير كردن مردم عادى به جنگ، منجر به پايان يافتن منابع يك ملّت و به زانو در آمدن آنها مىشود.