ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨ - شيطانى با پنج چشم
در اذهان عمومى دو كشور و ديگر مردم جهان مخدوشتر كرد. اين روزنامه، طىّ مقالهاى، عنوان كرد كه اين پروژه، ١٨ ماه است كه رقم خورده و دو دولت انگلستان و آمريكا، هسته اصلى آنند. در پى اين رخداد، مقاماتNSA دسترسى كارمندانشان به گاردين را از ترس افشاى بيشتر محدود كردند.
حال كه به اين مطالب مىنگريم، انگار كه در حال خواندن رمان معروف جورج اورول به اسم «١٩٨٤» هستيم؛ رمانى كه در آن كاراكتر برادر بزرگ(Big Brother) همواره در حال مشاهده و تعقيب ماست. برادر بزرگ همهجا هست. در تلويزيون، در خانه، در خيابان و كوچه. او همه رفتار شما را مىبيند. گويى جورج اورول خود يك كارمندNSA ياCGHQ است و مىداند كه چه چيزى در حال وقوع است.
امّا سؤالهايى كه در اينجا مطرح مىشود، اين است كه دولتها و حكومتها، چه اقدامى در قبال اين توتاليسم اطّلاعاتى انجام دهند؟ در اين ميان، جايگاه مردم در مقابله با اين هژمونى چيست؟ ميزان خطر براى افراد عادى در چه اندازه است؟
روزانه در اخبار و رسانهها، خبرهاى شوكّه كنندهاى در مورد جاسوسىهاى سايبرى، شنود مكالمات و هك اطّلاعات شخصى افراد و مقامات بلندپآيه سياسى، اقتصادى و ... را مىشنويد. خبرهايى كه گاه از اطّلاعات فاش شده از يك مقام سياسى، بهعنوان تهديدى از طرف دولتهاى استعمارى آمريكا و انگليس، يا خبرهايى از جاسوسىNSA از سران سياسى كشور در مدّت نشستهاى مشترك يا از طريق سفارتخانههايشان كه به حقّ لانه جاسوسىاند، به گوش مىرسد. اينها تنها بخش كوچكى از فعّاليت اين پروژههاست. اين جاسوسىهاى خاص، از رجال سياسى و مقامات بلندپايه، نه فقط در مكان و زمان خاص، بلكه ٢٤ ساعته و در تمام ايّام سال صورت مىگيرد. جاسوسى بر روى موبايلها، مكالمات و تمام اوقاتى كه فرد در حين استفاده از كامپيوتر، لپتاپ يا ديگر دستگاههاى متّصل به فضاى مجازى مىباشد، صورت مىگيرد.
ادوارد اسنودن، عضو سابق آژانس امنيّت ملّى آمريكا، كه امروز بهعنوان افشاگر اسناد جاسوسى آمريكا مطرح است، اين دو سازمان اطّلاعاتى و ديگر همپيمانانش در توافقنامه پنج چشم را عامل اين جاسوسىها مىداند؛ بلكه ديگر شركتهاى نرمافزارى، از جمله مايكروسافت، گوگل، اپل، ياهو، فيسبوك و ... را نيز عاملان غيرمستقيم در نقاب خصوصى اين پيمان مىدانند. اين شركتها، در قالب خصوصى بودنشان، علاوه بر اهداف تجارى و اقتصادى خودشان، تلاش براى گسترش و نفوذ محصولاتشان در تمام دنيا و حريم خصوصى افراد، اهداف اين سازمانهاى جاسوسى را براى نيل به مقاصدشان نيز، برآورده مىكنند؛ بهعنوان مثال، شركت گوگل، كه از همپيمانان وفادار آژانس امنيّت ملّى آمريكاست، بارها در دادگاهها، به دليل نقص حريم شخصى و همكارى با سازمانهاى اطّلاعاتى حضور پيداكرده است. همينطور مايكروسافت كه محبوبترين و مشهورترين محصول خود، ويندوز را يكى از مهمترين ابزارها براى كسب اطّلاعات از فعّاليتهاى افراد عادى و همينطور افراد خاص، در دست اعضاى ائتلاف پنج چشم قرار داده است. اين دست شركتها چه بزرگ و چه كوچك، بسيار زيادند كه خواسته يا ناخواسته تحت سلطه امپراتورى جاسوسى اناساى و سىجىاچكيو قرار گرفتهاند و اطّلاعات كاربرانشان را بىكم وكاست در اختيار آنها قرار دادهاند.
امّا اهداف، فقط اين اشخاص سرشناس نيستند؛ بلكه مردم عادى نيز، كه در ٢٤ ساعت ممكن است حتّى كوچكترين دليلى براى تهديد بهحساب آمدن نداشته باشند، تحت نظرند. عمليات در اين سيستمها، بهعنوان پيشگيرى، جمعآورى تاريخچه فردى، آناليز و تحليل افراد در طول زمان و دستهبندى آنها در دستههاى مختلف، براى نظارت بهتر و دقيقتر صورت مىگيرد. هر فرد، در نگاه اين دو سازمان، بالقوّه قابلّيت تبديلشدن به يك تهديد را دارد و ممكن است در آينده، بهعنوان سوژه موردنظر و خطر احتمالى براى سيستم بهحساب بيايد؛ لذا آنها بايد در تمام عمر، تحت نظر باشند؛ اعمالشان رؤيت شود و هرگونه فعّاليتشان، چه قانونى و چه غيرقانونى، در سرورهاى ذخيره داده، ثبت گردند.
در سينماى «هاليوود» همواره، چه در بخش سريالهاى تلويزيونى و چه در فيلمهاى سينما، آثارى را مىبينيم كه منطبق بر سياستهاى كلّى نظام كاپيتاليسم، ليبراليسم آمريكا ساخته شدهاند و در خلال آنها، سخن از فعّاليتهاى سرّى، اختراعات يا برنامههايى مىآيد كه دولت آمريكا در صدد ارائه بخش كوچكى از آن به جامعه، براى كنترل افكار عمومى، مهندسى افكار عمومى يا آمادهسازى آنها براى اتّفاقات پيشرو است. يكى از اين آثار، سريال تلويزيونى «سوژه مورد نظر»(person of interest) است كه داستان آن در مورد يك نابغه برنامهنويسى و كامپيوتر است. اين شخص كه هارولد فينچ نام دارد، سالها پيش سيستم نظارت همگانى را كه به صورت هوشمند و تمام وقت بر مردم نظارت مىكند، نوشته است. او هرگاه فعّاليت مشكوكى را مشاهده مىكند و با تحليل آن، به پيشبينى از وقوع يك جرم مىرسد و شماره شناسايى فرد را بهعنوان سوژه مورد نظر، به خروجى دستگاه مىدهد؛ امّا مشكل او اين است كه اگرچه اين دستگاه براى شناسايى فعّاليتهاى تروريستى طرّاحى شده است، امّا هوش آن سبب شده است تا تمام خطرات و جرائم را ببيند. پس او به تلاشى افتاده تا جرائم غير مرتبط را خود، پيشگيرى كند.
آنچه كه اين سريال را بسيار مهم و تأثيرگذار كرده، اذعان آن به وجود سيستم جاسوسى گسترده آمريكاست كه همواره مكالمات و فعّاليتهاى سايبرى مردم را رصد مىكند. در اين سريال، هارولد، به راحتى با سركشى به حريم خصوصى افراد و استخراج اطّلاعات آنها، به يك شماى كلّى از فرد مىرسد؛ مانند شغل، تحصيل، خانواده، سابقه جرم و ديگر اطّلاعات مورد نياز و آن را در اختيار افراد عملگر خود قرار مىدهد تا آن فرد را تعقيب و واكنشهاى موردنظر را انجام دهند. نكته مهم اين است كه آنچنان ضريب نفوذ اينترنت و همينطور زندگى سايبرى، در اين جوامع بالاست كه از طريق سيستم سايبر مىتوان بهراحتى، اطّلاعات زيادى از افراد را به دست آورد. اين موضوع، مانند اين است كه فردى در خيابان راه برود و در دست خود، يك دسته اسكناس قرار دهد و آن را بالا بگيرد تا هر دزدى هم بتواند آن را ببيند و هم دزديدن آن بسيار راحت باشد. اين بلايى است كه امروز بر سر