ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - حديث عقل و جهل و دامنه درگيرى
نقش حضرت زهرا (س) در اين درگيرى
در اين درگيرى، يك طرف، ولايت نور است و يك طرف ولايت نار. يك طرف، نعمت الهى است، يك طرف كفران نعمت. يك طرف، ايمان است و يك طرف كفر. يك طرف، جريان نور و يك طرف، جريان ظلمات است و در اين مقياس است كه نقش حضرت زهرا (س) مشخّص مىشود. ايشان مشكات انوار الهى هستند؛ لذا ايشان محور درگيرى با جريان ظلمات مىشوند.
مطابق روايات، نبىّ اكرم (ص) در رؤياى صادقه، بنى اميّه را مشاهده مىكنند كه بالاى منبر رفته و مردم را به قهقرا بر مىگردانند. قلوب را به سمت دنيا بر مىگردانند و بتپرستى را در قالبهاى جديد (نه آن بتهاى سنگى و چوبى) احيا مىكنند و اين، همان هدفى است كه فراعنه در طول تاريخ داشته و سعى كردهاند طريق ولايت را سد كنند؛ بنابراين حضرت نگران بودند تا اينكه حضرت جبرئيل (ع) آمده و آياتى را از قرآن، از جمله «سوره قدر» را آورد. خداوند فرمود: «اگر دولت باطلبنى اميّه هزار ماه حكومت مىكنند، به شما هم شب قدر را داديم و اين جبران هزار ماه را مىكند.»
و اين شب قدر به وجود مقدّس حضرت زهرا (س) تفسير شده است و حقيقت امامت در وجود ايشان متجلّى شده است.
هدايت عالم به سمت ظهور با تصرّف حضرت زهرا (س)
در اين تبديل نعمت به كفر، آن كسى كه پا به ميدان گذاشته است كه عالم را به مدار خود برگرداند و برمىگرداند و عالم به حيات طيّبه مىرسد، وجود مطهّر حضرت زهرا (س) است كه رحمت خداى متعال، يعنى امامت در نسل ايشان است. يكى از مزدهايى كه حضرت زهرا (س) بر بلاى «كربلا» گرفته است، وجود مبارك حضرت امام زمان (عج) است. در دوران ظهور، نعمتى كه در حجاب رفته بود، در اين دوره ظهور مىكند. آثار اين نعمت كه پنهان شده بود، ظاهر مىشود:
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ؛[١]
و زمين به نور پروردگارش روشن گردد و كارنامه [اعمال در ميان] نهاده شود و پيامبران و شاهدان را بياورند و ميانشان به حق داورى گردد و مورد ستم قرار نگيرند.»
اين آيه، وقتى ناظر به ظهور امام زمان (عج) است كه عالم با تصرّف حضرت زهرا (س) به مدار خود بر مىگردد، تمام و كمال آن در دوران ظهور است. بنابراين مسئله درگيرى، محدود نيست. تصرّف حضرت، تصرّف در كلّ عالم و كائنات است و عالم را به سمت ظهور هدايت كردهاند و البتّه در دوران ظهور هم، تمام حقيقت امكان ظهور ندارد. امكان اينكه همه ظرفيّت حضرت زهرا (س) تجلّى پيدا كند، در دنيا فراهم نيست و پس از دوره ظهور، بايد ادامه اين حكومت را در آخرت ببينيم؛ زيرا در ظرف دنيا نمىتواند ظهور تام پيدا كند و ادامهاش در عالم قيامت است.
حضرت زهرا (س)، ادامه هدايت نبىّ اكرم (ص)
نبىّ اكرم (ص) دو چيز كه ادامه وجود خودشان بود، باقى گذاشتند:
«إِنِّى تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِى»[٢]، اين دو چيز ادامه هدايت نبىّ اكرم (ص) درمقابل جريان باطل هستند و اين هدايت در وجود حضرت زهرا (س) تجلّى كرده است؛ لذا وقتى خداوند متعال مىخواهد در مقابل جريان فتنه دشمنان، به رسولش وعده پيروزى دهد، مىفرمايد: به شما شب قدر (كه وجود مقدّس حضرت زهراست) داديم. خداى متعال، در همين دنيا، وادى و خانههاى ايمنى قرار داده كه اگر كسى در اين خانهها وارد شد، تمام كارهايش ذكر خواهد بود و همه اين خانهها منتهى به حضرت زهرا (س) مىشود.
حديث عقل و جهل و دامنه درگيرى
«يا هِشَامُ اعْرِفْ الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَكُنْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ قَالَ هِشَامٌ فَقُلْتُ لَا نَعْرِفُ إِلَّا مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ (ع) يَا هِشَامُ إِنَّ اللهَ خَلَقَ الْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ اللهُ مِنَ الرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْش مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ فَقَالَ اللهُ جَلَّ وَ عَزَّ خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً وَ كَرَّمْتُكَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِى ثُمَّ خَلَقَ الْجَهْلَ مِنَ الْبَحْرِ الْاجَاجِ الظُّلُمَانِىِّ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ يقْبِلْ فَقَالَ اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَهُ ثُمَّ جَعَلَ لِلْعَقْلِ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَلَمَّا رَأَى الْجَهْلُ مَا كَرَّمَ اللهُ بِهِ الْعَقْلَ وَ مَا أَعْطَاهُ أَضْمَرَ لَهُ الْعَدَاوَةَ وَ قَالَ الْجَهْلُ يا رَبِّ هَذَا خَلْقٌ مِثْلِى خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أَنَا ضِدُّهُ وَ لَا قُوَّةَ لِى بِهِ أَعْطِنِى مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ مَا أَعْطَيْتَهُ فَقَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَعَمْ فَإِنْ عَصَيْتَنِى بَعْدَ ذَلِكَ أَخْرَجْتُكَ وَ جُنْدَكَ مِنْ جِوَارِى وَ مِنْ رَحْمَتِى فَقَالَ قَدْ رَضِيتُ فَأَعْطَاهُ اللهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْدا؛[٣]
اى هشام! عقل و سپاهش را بشناس، و نيز جهل و سپاهش را، تا از راه يافتگان گردى، هشام گويد: گفتم: قربانت گردم ما چيزى جز آنچه به ما آموختهايد، نمىدانيم.
پس آن حضرت (ع) فرمودند: اى هشام! به درستى كه خداوند عقل را آفريد و آن نخستين آفريده از روحانيان بود كه خداوند از جانب راست عرش خود، از نورش خلق كرد، پس به او گفت: «بازگرد.» بازگشت. سپس فرمود: «پيش آى.» پيش آمد. پس خداى جليل و عزيز فرمود: «تو را مخلوقى بزرگوار آفريدم و بر تمامى مخلوقاتم گرامى داشتم.» سپس جهل را از دريايى تلخ و تيره آفريد و به او گفت: