ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - سكّان داران رو به افق
كه همپوشانى دارند، به طور مشترك استفاده كنند. اين همگرايى و يكپارچگى، ميزان اطّلاعاتى را كه ما در روز، به آنها دسترسى داريم، افزايش داده و خود اطّلاعات، اطّلاعات ايجاد كرده و موجب غرق شدن مخاطب در انبوهى از اطّلاعات مىشود كه فقط مقدارى از آن را نياز دارد.
دكتر استيون بست و دكتر داگلاس كلنر از «دانشگاه كاليفرنيا»، با بررسى وضعيت اجتماعى و فرهنگى جوانان آمريكايى در دو دهه گذشته (١٩٩٠- ٢٠١٠ م.) طىّ مقالهاى در سال ٢٠١٣ م. به نقش فضاى سايبر در تغيير فرهنگ در اين رده سنّى در اين دو دهه پرداختند. اينترنت، تكنولوژى رايانه و ابزارهاى ارتباط جمعى و به ويژه نحوه جريان اطّلاعات، تصوّرات ما از انواع مختلف فرهنگ را تغيير دادهاند. در اين شرايط، نسل جوان بايد مهارتهايى را بياموزد تا در اين دوره بتواند از اين ظرفيتها براى بقا در جامعه سايبرى استفاده كند. انبوه اطّلاعاتى كه نسل جوان با آن درگير هستند، زمان براى تحليل و نتيجهگيرى از اين حجم اطّلاعات را كوتاه كرده است. اين محدود شدن زمان انسان، سايبرگرد را واداشته است تا با حركت به سمت سادهسازى و كوتاه كردن پيامها (مانند آن چيزى كه در پيامك توييتر و ديگر شبكههاى اجتماعى رخ مىدهد) خود را از انبوه اطّلاعاتى كه ازapplicatio ها دريافت مىكند، برهاند. يكى از مهمترين، اينapplication ها، بازى رايانهاى است.
سرگرمى سايبر بازى رايانهاى
بازى رايانهاى يكapplication با قابليت چند رسانهاى است و حجم زيادى از اطّلاعات را در قالبهاى مختلف در خود جاى داده است. بازى رايانهاى در سبكهاى مختلف، داراى ساختار رسانهاى متفاوتى است. گونههاى ساده آن، بر روى تلفنهاى همراه، بيشتر از جنبه اجتماعى و تفريحى برخوردارند، بازىهاى رايانهاى ديگر نيز با متّصل شدن به اينترنت و استفاده از تعاملهاى اجتماعى، كاربر خود را سرگرم مىكنند.
امّا اساس تمامى بازىها بر قوانين آنها استوار است. اين قوانين مىتوانند واقعى يا برگرفته از قوانين غيرواقعى باشند يا قوانينى ساخته شوند كه در دنياى واقع، امكانپذير نيست. بازىها از ساختارapplication پيروى مىكنند؛ امّا هرچه قدرت پردازش در آنها بيشتر باشد، ميل به نمايش خود با قوانين دنياى واقعى در آنها بيشتر است. بازىهاى رايانهاى، ريشه دربازىهاى سنّتى دارند و هركدام، يك هدف آموزش را دنبال مىكنند. اين هدف، معمولًا آموزش قوانين موجود در خود هر بازى است كه افراد براى تعامل با بازى رايانهاى، بايد مبتنى بر اين قوانين، اكشنها را به اتمام برسانند.
بازى، خارج از حجم زياد اطّلاعات در بعد آموزش خود، در بسيارى از موارد به فرد، قوانينى را آموزش مىدهد كه او در فضاىactual نمىتواند مبتنى بر آن، به تعامل اجتماعى و زندگى بپردازد. بازى در مرحله نخست، داراى حجم مشخّصى از اطّلاعات است كه هرچه بيشتر با آن تعامل انجام شود، حجم اطّلاعات نيز بيشتر مىشود. بنابراين بازى رايانهاى بيش از هر رسانه ديگر، داراى اطّلاعات است و بيشتر اين را مديون تعاملى بودن خود مىباشد.
بازى رايانهاى را به عنوان يكapplication و يك رسانه سايبر، نمىتوان مبادله كرد و بايد آن را مانند اطّلاعات، به اشتراك گذاشت. درزمينه اقتصادى، بيشتر بازىها تا زمانى داراى ارزش اقتصادى هستند كه كاربرها به واسطه بازى مورد نظر، اطّلاعات توليد كنند يا هزينه اشتراك براى بازى پرداخت كنند يا در زمان بازى، قابليتهايى را كه به صورت محدودشده در بازى وجود دارد، تهيه كنند. بازى رايانهاى به عنوان يكapplication كاربردى، در حوزه رسانه است.
آموزش سرگرمى به واسطه رسانههاى سايبرى
بازىهاى سنّتى، يكى از روشهاى آموزش هنجارهاى اجتماعى به فرد است. فرد، نمونه كوچك شده هنجارها و قوانين را در قالب بازىهاى گروهى انجام مىدهد و با كمك دوستان و همبازىهاى خود، رفتار اجتماعى خود را افزايش مىدهد. اين روند در بازىهاى رايانهاى نيز موجود است. دربازىهاى رايانهاى، فرد مىتواند با افراد ديگر در ارتباط باشد و نيز مىتواند با خود به رقابت بپردازد. اين قابليت به فرد اين امكان را مىدهد تا خود را با خود بسنجد و حسّ رقابت با خود را در فرد بيدار مىكند. اين مسئله خود، ريشه در فردگرايى دنياى مدرنى دارد كه انسان حاضر در آن زيست مىكند.
از سوى ديگر، بازىهايى كه هدف از آنها، آموزش به كمك تكرار است، بسيارند. اين بازىها تمام تلاش خود را مىكنند تا با يك تعامل سازنده، فرد را به انجام عملى تكرارى وادار كنند تا به اين ترتيب، فرد بتواند در آموزش مورد نظر به سطحى از توانايى برسد. شيوه تكرار براى تثبيت در مغز، روش آموزشى است كه طىّ آن فرد هدف، به مرور زمان، حل در مسئلهاى مىشود كه سيستم تلاش مىكند آن را القا كند يا آموزش دهد. وقتى اين شيوه در بستر سايبر رخ مىدهد، آسيب ديگرى نيز جز حل شدن تدريجى در مفاهيم القايى دارد و آن اين است كه فرد فقط آموزشهاى بقا در دنياىvirtual را ديده و هيچ توانايى در برخوردهاى اجتماعى و حتّى زندگى در دنياىactual را ندارد.
سكّان داران رو به افق
فضاى سايبر، ريشه در فيزيك و تكنولوژى دارد و براى آن، فلسفه كامل موجود نيست. فضاىvirtual هنوز به درستى شناختهنشده و ظرفيتهاى آن هرروز در حال شكوفا شدن است. براى استفاده از اين ظرفيتها، بايد با چالشهايى روبرو شد و خود را براى حضور در اين فضا، آماده كرد. اين ميدان نبرد براى بشر، تعيينكننده و سرنوشتساز است. امروز «آمريكا» داعيه قدرت در فضاى سايبر را دارد و به واسطه آن، بسيارى از مفاهيم ليبرالى را در جهان بسط مىدهد. آگاهى از پتانسيلهاى فضاى مجازى، اين مسئله را يادآور مىشود كه جبهه فكرى اسلام نيز براى بقا و تقابل با جبهه اومانيستى غرب، بايد هرچه بيشتر، سنگرهاى مجازى و سايبرى خود را قوى كند.