ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - مراتب حيرت
پنجمين از اولاد هفتمين كيست؟ فرمود: «پسرك من خردهاى شما از دريافت اين مطلب كوچكتر است و برداشت اين معنا، در پندارهاى شما نمىگنجد؛ ولى اگر زنده مانديد، آن روز را خواهيد ديد.»[١]
همچنين امام جواد (ع) از وقوع حيرت در ميان شيعيان خبر داده بود.
اميّة بن علىّ قيسىّ مىگويد: به ابىجعفر محمّدبن علىّ الرّضا (امام جواد (ع)) عرض كردم: جانشين تو پس از تو كيست؟ فرمودند: «فرزندم علىّ و دو فرزندان على»، سپس اندكى سربه زير افكند، آنگاه سر برداشت. سپس فرمودند: «همانا حيرتى پيش خواهد آمد.» عرض كردم: چون چنين شود، به كجا بايد روى آورد؟ آن حضرت اندكى خاموش ماند و سپس فرمودند: «هيچ جا» و سه بار اين كلمه را تكرار كردند. من سؤالم را ديگر باره پرسيدم. فرمودند: «به مدينه.» گفتم: كداميك از مدينهها (يعنى شهرها) فرمودند: «همين مدينه خودمان؛ مگر مدينهاى به جز اين هست؟»[٢]
و باز در روايت ديگرى فرمودند:
از ابىجعفر محمّدبن علىّالرّضا (امام جواد) كه او شنيده است كه آن حضرت مىفرمودند:
«زمانى كه فرزندم على بميرد، چراغ ديگرى پس از او نمايان مىشود و سپس پنهان مىگردد. پس واى بر كسى كه شكّ نمايد و خوشا به غريبى كه دين خود را برداشته و فرار كند. سپس به دنبال اين پنهان شدن، پيش آمدهايى روى دهد كه بر پيشانىها نقش پيرى نشيند و كوههاى سخت و سنگين از جاى كنده شود.»[٣]
لازم به ذكر است با توجّه با گستردگى روايات و اطّلاعات در دسترس شيعيان در اينباره، مجموعه اين روايات، متن دهها كتاب و اصول را تشكيل داده كه پيش از ولادت امام زمان (عج) نگاشته شده بودند. اين آثار گاه براى سوء استفاده فرق و جريانهاى انحرافى، مانند واقفيّه در راستاى اثبات باورهايشان استفاده مىشده[٤] و گاه براى تبيين باورهاى اماميّه و غيبت امام دوازدهم (ع).[٥]
مراتب حيرت
بزرگان شيعه با هدايتهاى مستقيم و غيرمستقيم امام عصر (ع)، چنان عنان شيعيان را به دست گرفتند كه از مجموع تمام فرق به وجود آمده، تنها اثناعشريّه باقى ماند.[٦] مراتب حيرت پس از آن را مىتوان چنين فهرست نمود:
١. حيرت در شناخت امام زمان (عج)؛
٢. حيرت در شناسايى مصداق امام زمان (عج)؛
٣. حيرت در پاسخ به شبهات؛
٤. حيرت در يافتن حكم واقعى مسائل شرعى؛
٥. حيرت عاشقان امام عصر (ع).[٧]
مراتب سه گانه نخست را تا حدّ زيادى با مطالعه آثار اعتقادى و كلامى مىتوان برطرف نمود. در مرتبه چهارم، با تلاش فقها تا حدّى از حيرت كاسته مىشود؛ امّا تعدّد آراى ميان فقها و مجتهدان، به خوبى گوياى آن است كه اين حيرت به طور كامل برطرف نشده است. حيرت عاشقان و دلدادگان امام زمان (عج) نيز با درك محضر ايشان تسكين پيدا مىكند. برخى از افراد كه در منابع، از آنان با تعبير تشرّف يافتگان ياد مىشود، به چنين سعادتى نائل آمدهاند.
علاوه بر مطالعه آثار و ارتباط با فقها و علما، بر هر شيعهاى لازم است كه در عرصه باطنى نيز به سير و سلوك همّت گماشته، با ادعيهاى كه از آنها با تعبير ادعيه مهدوى ياد شده است[٨] با ساحت قدس مهدوى (ع) ارتباط برقرار كنند و از ميزان و عوامل حيرت بكاهند. در اين ميان، برخى از اين ادعيه، مانند «دعاى غريق» و «دعاى معرفت امام عصر (ع)» جايگاه ممتازى دارند كه در جاى خود، بايد به آنان، به تفصيل پرداخته شود. پايان تمام حيرتها نيز با ظهور امام زمان (عج) خواهد بود.
به اميد ديدار آن روز.
پىنوشتها:
[١]. قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ.
[٢]. الذريعة إلىتصانيف الشيعة، ج ١٦، ص: ٧٢- ٨٤.
[٣]. صدوق أول: شيخ أبى الحسن علىبن الحسينبن موسىبن بابويه قمى متوفى سنة ٣٢٩.
[٤]. «كمال الدين و تمام النعمة»، الشيخ الصدوق، ج ١، ص: ٣٣٢.
[٥]. «عيون أخبار الرضا (ع)»، الشيخ الصدوق، ج ١، ص: ٥٤ و ٦٩
[٦]. «إعلام الورى، الطبرسى»، ج ٢، ص ١٩٨؛ «كشف الغمة»، الإربلى، ج ٢، ص ١٠٠٧.
[٧]. «الغيبة للطوسى»، ص ٨٣.
[٨]. «كمال الدين و تمام النعمة»، ج ٢، ص ٤٨٧.
[٩]. أى حيرة أعظم من هذه الحيرة التى أخرجت من هذا الأمر الخلق الكثير و الجم الغفير و لم يبق عليه ممن كان فيه إلا النزر اليسير و ذلك لشك الناس و ضعف يقينهم و قلة ثباتهم على صعوبة ما ابتلى به المخلصون الصابرون و الثابتون و الراسخون فى علم آل محمّد (ع) الراوون لأحاديثهم هذه العالمون بمرادهم فيها الدارون لما أشاروا إليه فى معانيها الذين أنعم الله عليهم بالثبات و أكرمهم باليقين- وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين. الغيبة للنعمانى، ص: ١٨٦.
[١٠]. «كمال الدين و تمام النعمة»، ج ١، صص ٢- ٤.
[١١]. «اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعيان در عصر غيبت»، ص ٣٦.
[١٢]. الناس اعداء ما جهلوا.
[١٣].
[١٤]. اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعيان در عصر غيبت، ص ٢٦.
[١٥]. «اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعيان در عصر غيبت»، ص ٢٦- ٢٩.
[١٦]. «الغيبة للنعمانى»، ص ١٥٤.
[١٧]. همان، ص ١٨٥
[١٨]. همان، ص ١٨٦.
[١٩]. مانند كتاب غيبت علىبن حسن طائى معروف طاطرى و نيز كتاب غيبت ابنسماعه شاگرد او.
[٢٠]. مانند كتاب الغيبه ابراهيمبن صالح انماطى كوفى و كتاب الملاحم والقائم علىبن مهزيار اهوازى و كتاب المشيخه حسنبن محبوب سرّاد و بالأخره اثبات الرجعه فضلبن شاذان كه همزمان با غيبت امام (ع) نوشته شده است.
[٢١]. پرداختن به مجموعه اقدامات علماى شيعه در دوره غيبت در اين مجال نمىگنجد و علاقمندان مىتوان به اثر ارزنده «اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى» نوشته حسن حسينزاده شانهچى، صص ٢٤٣- ٣٤٦ مراجعه نمايند.
[٢٢]. «الحيره فى عصر الغيبه الكبرى»، صص ٤٠- ٢٩.
[٢٣]. مجموعه كامل اين ادعيه را در كتاب صحيفه مهديه نوشته سيّدمرتضى مجتهدى سيستانى مىتوانيد ببينيد.