ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - و) صبر كردن بر آتش
حضرت ابراهيم (ع)
الف) احاطه به ايمان
عالم يهودى گفت: اين فضيلت ابراهيم (ع) است كه خداوند او را آگاه گردانيد با عبرتهايى به معرفت و شناخت خود و در نهايت دلايل او، سبب تقويت ايمان او به خداوند شد.
حضرت (ع) فرمودند: «آرى. همينطور است و به حضرت محمّد (ص) برتر از آن داده شده است. حضرت ابراهيم (ع) در آن وقت [كه خداوند به او كرامت فرمود]، پانزده ساله بود؛ [امّا] محمّد (ص) هفت سال بيشتر نداشت كه گروهى از تجّار مسيحى با كالاهاى خود ما بين «صفا» و «مروه» نزول نمودند. با ديدن آن حضرت، يكى از مسيحيان او را به صفت و نشانه و خبر مبعوث شدن و آياتش شناخت و همگى به آن حضرت گفتند: اى غلام اسم تو چيست؟ فرمود: «محمّد.» گفتند: نام پدر تو چيست؟ فرمود: «عبدالله.»
و با اشاره به زمين گفتند: اسم اين چيست؟ فرمود: «زمين.» و با اشاره به آسمان گفتند: اسم اين چيست؟ فرمود: «آسمان.»
گفتند: پروردگار آن دو كيست؟ فرمود: «الله.» سپس آن حضرت ايشان را سرزنش كردند و فرمودند: «آيا مرا در مورد خداوند عزّوجلّ به ترديد و شك مىاندازيد؟!» واى بر تو اى يهودى، آن حضرت به تمام اين اعتبارات، بر معرفت خداوند عزّوجلّ ايمان يافت با اينكه تمام قوم او كافر بودند. آنان تقسيم اموال و مشاورت خود به ازلام و تير نموده و بت مىپرستيدند و آن حضرت فقط مىگفت: «لااله إلّاالله.»
ب) مخفى شدن از دست دشمنان
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت ابراهيم (ع) است كه با سه پرده از نمرود محجوب گرديد.
حضرت فرمودند: «همينطور است و پيامبر از قاتل خود با پنج پرده محجوب گرديد. سه پرده به سه پرده و دو پرده آن حضرت نشانه فضل و برترى او است.
خداوند عزّوجلّ در وصف محمّد (ص) مىفرمايد: «وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا؛ و فراروى آنها سدّى قرار داديم»؛ اين پرده أوّل.
«وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا؛ و پشت سرشان هم سدّى ...» و اين پرده دوم.
«فَأَغْشَيْناهُمْفَهُمْ لا يُبْصِرُونَ؛[١] و پردهاى بر چشمانشان كشيديم» و اين هم پرده سوم.
سپس فرموده: «وَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً؛[٢] و چون قرآن بخوانى، ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پردهاى پوشيده قرار مىدهيم.» و اين هم پرده چهارم.
سپس فرموده: «فَهِيَإِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ؛[٣] ما در گردنهاى آنان، تا چانههايشان، غُلهايى نهادهايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشتهاند.» و با اين، تعداد پرده و حجابها به پنج مىرسد.»
ج) برهانآورى
عالم يهودى گفت: اين از فضائل ابراهيم است كه فرد كافر از برهان نبوّت او مبهوت شد.
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و نزد حضرت محمّد (ص) تكذيبكننده زنده شدن بعد از مرگ، نزد او آمد و او همان ابىّ بنخَلف الجُمَحى است. روزى استخوان كهنهاى را نزد آن حضرت آورد و آن را ماليد و پراكَند و گفت: اى محمّد! چه كسى استخوانها را هنگامى كه پوسيد دوباره زنده مىكند؟[٤] و خداوند زبان محمّد (ص) را به آيات محكم گويا فرمود و ابىّ را توسط برهان نبوّت او، مبهوت ساخت و فرمود:
«قُلْيُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ؛[٥] به او بگو همان كسى كه نخستينبار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه] آفرينشى داناست» و آن فرد تكذيبكننده مبهوت بازگشت.»
د) بت شكنى
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت ابراهيم (ع) است كه از سر غضب براى خدا بتهاى قوم خود را خرد و نابود كرد.
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و حضرت محمّد (ص) تعداد سيصد و شصت بت را از خانه كعبه به زير كشيده و آنها را از «جزيرة العرب» خارج ساخت و پرستندگان آنها را با شمشير خوار و ذليل نمود.»
ه-) قربانى كردن فرزند
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت ابراهيم (ع) است كه پسر خود را دست و پا بسته به زمين خوابانيد [تا آن را طبق دستور خدا قربانى نمايد].
حضرت فرمودند: «همينطور است و حضرت ابراهيم پس از اين كار، فدى يافت (يعنى به جاى پسر؛ حيوانى را قربانى نمود)؛ ولى حضرت محمّد (ص) را مصيبتى سختتر از آن رسيد، آن حضرت بر سر جنازه عمويش حمزه حاضر شد؛ همو كه اسد الله و اسد رسول و ياور دين او بود و جدايى او همچون جدايى روح از جسد بود؛ با اين حال اظهار حزن و شورش نكرد و به موضع او از سر احساس خود و احساس اهل بيت او نگاه و نظرى نينداخت تا با اين صبر و تسليم امر بودن، موجبات خشنودى خداوند را در تمام اعمال فراهم سازد و فرمود: «اگر صفيّه (خواهر حمزه) محزون نمىشد، جنازه او را هم ترك مىكردم تا روز قيامت، از بطن درندگان و چينهدان پرندگان محشور شود و اگر نبود كه اين پس از من سنّت شود، حتماً اين كار را مىكردم.»
و) صبر كردن بر آتش
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت ابراهيم (ع) است كه قومش او را روانه آتش نمودند و او صبر و شكيب ورزيد تا خداوند عزّوجلّ آتش را بر او سرد و سلامت گردانيد. آيا يك چنين فضيلتى را مشمول محمّد (ص) نموده است؟