ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - سقوط عشق، درزگاه پوچى
هنجارشكنىهايى كه اوّلين قربانى آن، خود افرادى با هويّتهاى چندگانه هستند كه در جامعه مجازى با جعل نقشها و نسبت دادن آن به يكديگر، اخلاقيّات را به سخره گرفتهاند.
سقوط عشق، درزگاه پوچى
يكى از اصلىترين معضلات در دنياى مجازى، رسيدن به پوچى و نهيليسم است كه اين پوچى به اقسام مختلف در افراد، ظهور و بروز مىيابد؛ مانند افسردگى، بدبينى نسبت به جنس مخالف، خودآزارى، مازوخيسم، منزوى شدن و ...
پيشتر گفته شد كه هر فردى نقشى دارد كه آن نقش، بر اساس مسئوليت متقابلى كه مىآورد، در جامعه اهمّيت و ارزش پيدا مىكند و جعل اين نقشها، مىتواند آسيبهاى فراوانى را به پيكره جامعه وارد كند؛ امّا اين نقشهاى جعلى و توخالى، چگونه باعث پوچى مىشود؟
طبيعى است، فردى كه به دليل داشتن علاقههاى پوچ و دروغين زياد، دچار انزوا شده است، نسبت به تمام افراد غير همجنس خودش مواضع سخت و بدبينانه مىگيرد و با برچسب اينكه عشق و علاقه حقيقى وجود ندارد، شناخته مىشود.
دنياى مجازى، بهويژه شبكههاى اجتماعى كه بستر اصلى تعاملات فضاى سايبر است، به علّت تكثّر نقشهاى حبابى و پوچ كه افراد از خود بروز مىدهند، در لابهلاى دروغها محاصره شده است. اين حصر در دراز مدّت مىتواند سبب آن گردد كه فرد حاضر در اين فضاى زيست نوين، به سبب نديدن حقانيّت در مناسبات انسانى، دچار نوعى خاص از پوچگرايى شود كه معلول فقدان عشق و تنزّل مفهوم عشق است.
قسمت قابل توجّهى از فضاى شبكههاى اجتماعى، اشباعشده است از كسانى كه با رفتارهاى نابههنجار، با نمايش گذاشتن خود در ويترين پروفايلشان، در تقّلاى آنند كه شهوت شهرت را در خود ارضا كنند و از تعريفها و تمجيدهاى تو خالى و گذرا لذّت ببرند؛ غافل از اينكه با اين كار، حبابهاى توى خالى از شخصيّتها و نقشهاى جعلى را در اطراف خود به وجود مىآورند. وقتى اين حبابهاى تو خالى تركيدند يا جذب يك ويترين زيباتر شدند و درست زمانى كه فرد خود را تنها ديد، اكنون تحت تأثير پوچى حبابها، به نهيليسم مىرسد و اين زمانى است كه فراموش مىكند عشق حقيقى چيست و عاجز از درك محبّت بىريا مىشود. غافل از اينكه همهچيز پوچ نيست و فقط اين خود اوست كه ديگر توانايى درك حقيقت را ندارد.
اين موضوع سبب احساس پوچى در دو دسته مىشود: دسته اوّل، افرادى كه با به نمايش گذاشتن ويترينوار خويش در شبكههاى مجازى سعى دارند از تجمّع افراد در گرد خود لذّت ببرند. اين افراد به صرف مشغول شدن به نيازهاى كاذب، دچار بىهدفى مىشوند كه اين مسئله، خود سبب گسست روانى آنها نيز مىشود. از طرف ديگر نيز تجمّع شخصيّتهاى مجازى دور اين دسته، باعث مىگردد كه اين افراد به صورت روزمرّه با گفتارها و كردارهايى سروكار داشته باشند كه بعضاً ساخته و پرداخته تخيّلات است و ريشه حقيقى ندارد؛ امّا دسته دوم كه دچار گسست روانى و پوچى در فضاى سايبر مىشوند، خود شخصيّتهاى مجازىاى هستند كه با جعل نقشها و خطاب قرار دادن خود با عنوانهايى، مانند: برادر يا آبجى يا ايجاد تعاملات مبهم، به كمك انتخاب عناوينى براى رابطه خود، مانند دوست اينترنتى، سعى در اغواى جامعه هدف خود، يعنى ويترينها دارند. اين افراد نيز به نوبه خود به سبب شخصيّتهاى متفاوتى كه از خود بروز مىدهند، دچار مشكلات روحى، روانى مىشوند. چرخه اينگونه تعاملات، به مرور زمان، بهواسطه شخصيّت حقيقى افراد مجازى در فضاى وب، به زيستبوم حقيقى جامعه سرايت مىكند و با خود، موجى از بيمارىهاى روانى و پوچگرايى به همراه مىآورد.