ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - تقدّس يافته ها
بهرهبردارى از نتايج نيكوى اين پديدهها يا مصونيت يافتن از عواقب سوء پديدههاى ديگرى كنند.
بهرغم تصوّر انسان مادّىگراى عصر ما، آسمان بالاى سر و زمين زير پاى ما آكنده از هزاران موجود زنده و فعّال است. موجوداتى متنوّع و متكثّر كه در طوايف گوناگون، برخى رحمانى و برخى شيطانى زندگى و مستقيم و غيرمستقيم در حيات مادّى و فرهنگى انسان حضور يافته و گاه دخالت مىكنند؛ در حالىكه دانش بشر، به دليل ابتلاى به سكولاريسم (مادّىگرايى و دنيوىگرى) از اين عوالم و موجودات مستقرّ در آنها، بىخبر است و مجال شناسايى دامنه حضور و تداخل اين عوالم با جهان انسانى را ندارد و در نتيجه، از راههاى مصونيتبخشى به خود هم، بىاطّلاع است.
بايد پرسيد؛ چگونه است كه ما درباره عزيزكردهها و وابستگان خود و آنچه بر آنها مىگذرد، غيرت مىورزيم و انتظار داريم به وقت سور و شادى يا سوگ و عزادارى عزيزان و اقرباى ما، مراعات حال ما را بكنند؛ امّا چرا انتظار نداريم خداوند متعال درباره عزيزترين، شريفترين، نزديكترين، مطهّرترينبندگان معصوم خود، يعنى اهل بيت (ع) غيرت بورزد و از انسانها بخواهد كه در سور و سوگ اين گلهاى سرسبد آفرينش، آدابى را مراعات كنند و يارىرسان آنها باشند.
هستى درباره آنچه بر محمّد و آلمحمّد (ص) گذشته و مىگذرد، عكسالعمل نشان مىدهد. تحت عنايات آسمانى، نوعى هوشمندى بر هستى و ساكنان مستقرّ در آن حاكم است و آنها را به نحو فطرى و غريزى، مستعدّ همنوايى با آهنگ هستى مىكند.
آهنگ گوشنواز هستى، هماهنگ با حيات مؤمنانه بر زمين، سير الىالله را متذكّر مىشود و حسب هوشمندى خدادادى، (فطرت و غريزه)، عليه حيات غيرمؤمنانه و غيررحمانى، عكسالعمل نشان مىدهد. گوش و چشم و جان مؤمنان، متوجّه اين آهنگ و هماهنگى موجودات با آن مىشود و آن همه را درمىيابد.
جاى تأسّف و زارى است كه مشاهده مىكنيم، مسلمانان و حتّى شيعيان، دانسته و ندانسته، در حقّ جمله مقدّسات (اشخاص، ايّام، اماكن، اعمال و اشياء مقدّس) جفا مىكنند؛ مَثل آنان، مَثل شخصى است كه شاخه زير پاى خود را قطع مىكند و به قول جناب سعدى شيرازى:
|
يكى بر سر شاخ، بن مىبريد |
خداوند بستان نگه كرد و ديد |
|
|
بگفتا گر اين مرد بد مىكند |
نه با من كه با نفس خود مىكند |