ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - زندگى دوم
زندگى دوم
در تفكّر مغربزمين و متأثّر از «يونان باستان»، پس از دوران سياه حكومت كليسا (نه دين) بر مردم كه در حدود ده قرن به طول انجاميد، دورانى به نام رنسانس پديد آمد. رنسانس در لغت، به معناى بازگشت و اين نامگذارى به معناى بازگشت به دوران قبل از حكومت كليسا است؛ دورانى كه محوريت همه چيز در آن، انسان بوده؛ آنچه در اصطلاح فلسفى، به آن اومانيسم مىگويند. از تفكّر انسان محور يا اومانيستى، سبك زندگى با محوريت انسان پديد مىآيد كه امروزه به سبك زندگى آمريكايى معروف است.
انسان اومانيست كه مبناى زندگى خود را سبك زندگى مبتنى بر انسان محورى قرار مىدهد، به دليل اينكه از جهان پس از مرگ، غفلت كرده است، آيندهنگرى را انتخاب مىكند؛ يعنى براى آيندهاى بهتر تلاش مىنمايد و همه چيز را براى دنياى فعلى برنامهريزى مىكند. درمقابل، انسانى كه خدا محور است، عاقبتنگرى را انتخاب و براى زندگى پس از مرگ، توشه جمع مىكند. حال نگاهى بيندازيم به آخر و عاقبت يك زندگى اومانيستى كه به تازگى در كشور «آمريكا»، به مراحل جديدى رسيده است.
انقلاب صنعتى زمانى شروع شد كه جيمز وات از قدرت بخار به عنوان نيروى محرّكه قطار استفاده كرد. همين آغاز به ما مىگويد كه صنعت براى بهتر شدن زندگى انسانها بر روى زمين انقلاب كرد. در واقع، سبك زندگى اومانيستى، از زير خاكستر كليساها سر بيرون آورد و انقلاب صنعتى، جهشى مهم براى محقّق شدن آن بود. نتيجه اين شد كه انسان غربى به تصوّرى كليدى از زندگى بر روى زمين رسيد: انسان خدايى است كه بهشت را بر روى زمين محقّق مىكند.
لفظ يوتوپيا كه در فرهنگ غربى مورد استفاده قرار مىگيرد، بهشتى است كه توسط انسان و نه خداوند و پيامبرانش و بر روى زمين و نه در زندگى اخروى، محقّق مىشود. بنابراين از آن زمان به بعد، تمام تلاش مردم مغربزمين براى پيشرفت در تكنولوژى و صنعت، همانا براى محقّق شدن مدينه فاضله بود. اسكار وايد، اين شاعر و نويسنده ايرلندى كه معتقد بود مكانيزه شدن، بار اجبار را از روى دوش توان انسان برداشته است، در تنها كتاب سياسى خود، مىنويسد: پيشرفت، تحقّق مدينه فاضله است.
اين بهشت اومانيسم چه ويژگىهايى دارد؟ ويژگى اصلى آن اين است