ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - حضرت يوسف (ع)
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و حضرت محمّد (ص) وقتى وارد «خيبر» شد، يك زن يهودى او را مسموم ساخت و خداوند سمّ را در دل آن حضرت سرد و سلامت داشت تا اجل او فرا رسد و آن سم به نوعى بود كه وقتى در دل واقع مىشد، همچون آتش تمام آن محيط را مىسوزاند و اين از قدرت خداوند است كه انكارناپذير است.»
حضرت يعقوب (ع)
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت يعقوب (ع) است كه از ناحيه اولاد و اسباط خير بسيارى نصيب او گرديد و مريم دختر عمران نيز از دختران او بود.
حضرت على (ع) فرمودند:
«همينطور است و حضرت محمّد (ص) از اين بابت داراى خير بيشترى است؛ زيرا فاطمه سرور بانوان جهانيان از دختران او و حسن و حسين دخترزاده او مىباشند.»
عالم يهودى گفت: اين فضيلت حضرت يعقوب (ع) است كه در فراق و دورى فرزند خود به قدرى شكيب و صبر ورزيد كه از سر حزن مشرف به مرگ شد.
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و حزن يعقوب حزن دورى بود كه منجر به نزديكى و ملاقات شد و حضرت محمّد (ص) هنگامىكه نور چشم و فرزند او ابراهيم در حيات آن حضرت وفات يافت، با اين كار مورد امتحان واقع شد تا ثواب او بسيار شود. پس آن حضرت فرمودند: «جان، محزون است و قلب در جزع و ما بر تو، اى ابراهيم، محزون و غمناكيم؛ ولى هيچ سخنى كه موجب سخط الهى شود بر زبان نرانيم» و در تمام اين امور، دنبال رضاى الهى و در تمام افعال، در پى تسليم بودن محض به درگاه خداوند بود.»
حضرت يوسف (ع)
عالم يهودى گفت: اين حضرت يوسف (ع) است كه سختى دورى و فراق پدر چشيد و براى پرهيز از گناه، گوشه زندان را برگزيد و تك و تنها در چاه انداخته شد.
حضرت (ع) فرمودند: «همينطور است و حضرت محمّد (ص) سختى و مرارت غربت و فراق و دورى اهل و اولاد و مال را چشيد و از حرم امن الهى مهاجرت نمود و هنگامىكه خداوند اين حال او را مشاهده فرمود، خوابى را، همچون خواب يوسف، به او نماياند و راستى و صدق آن را براى جهانيان نشان داد و فرمود: «همانا خدا خواب پيامبرش را به حقّ راست آورد كه اگر خداى خواهد هر آينه به مسجدالحرام در خواهيد آمد، در ايمنى و سر تراشيده و كوتاه موى بىآنكه بيمى داشته باشيد»[١]
اگر يوسف در زندان محبوس شد، رسول خدا (ص) خود را در «شعب ابىطالب»، به مدّت سه سال محبوس نمود؛ در حالىكه تمام اقارب و فاميل با او قطع رابطه نمودند و كفّار او را به شدّت در تنگنا قرار دادند، در اين ميان خداوند ضعيفترين خلق خود را امر فرمود تا آن عهد مكتوب ايشان را در قطع رحم با آن حضرت بخورد.
اگر يوسف در چاه انداخته شد، حضرت محمّد (ص) از ترس دشمنش در غار مخفى شد تا اينكه به همراه خود فرمود: «اندوه مدار، خدا با ماست»[٢] و خداوند با اين كلام، وى را در قرآن مدح فرموده است.»
پىنوشتها:
[١]. سوره فتح، آيه ٢.
[٢]. سوره انشراح، آيه ٣.
[٣]. سوره هود، آيه ٤٥.
[٤]. همان، آيه ٤٦.
[٥]. سوره احزاب، آيه ٩.
[٦]. سوره يس، آيه ٩.
[٧]. سوره اسراء، آيه ٤٥.
[٨]. سوره يس، آيه ٨.
[٩]. همان، آيه ٧٨.
[١٠]. همان، آيه ٧٩.
[١١]. سوره فتح، آيه ٢٧.
[١٢]. سوره توبه، آيه ٤٠.
منبع روايت: طبرسى، احمد بن على، «الإحتجاج»، ترجمه جعفرى، تهران، اسلاميه، چاپ اوّل، ١٣٨١، ج ١، صص ٤٥٩- ٥٠٥.