ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و شصت و هشت- يكصد و شصت و نه
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
ايمان و امان
٤ ص
(٤)
گلبرگ هاى زهرايى
٥ ص
(٥)
روزهاى نشان شده و دنياى قشنگ نو
٨ ص
(٦)
همه آيات ذاكر و واعظند
١١ ص
(٧)
ايّام نشان شده
١٣ ص
(٨)
تبديل و تغيير در ماه هاى حرام كفر است
١٣ ص
(٩)
شماره ماه ها در لوح الهى ثبت است
١٣ ص
(١٠)
چهار روز برتر در قيامت
١٣ ص
(١١)
به روزها و شب ها دشنام ندهيد
١٤ ص
(١٢)
ساعتى از بهشت
١٤ ص
(١٣)
تقدّس يافته ها
١٤ ص
(١٤)
از ميان خبرها
١٧ ص
(١٥)
جاسوسى ژنتيكى
١٨ ص
(١٦)
چند نكته بسيار مهم در مورد جاسوسى ژنتيكى
١٨ ص
(١٧)
روزنامه آمريكايى، موساد را عامل كشتار شارلى ابدو دانست
٢٠ ص
(١٨)
شارلى ابدو از تأسيس تا كشتار كاركنان
٢٠ ص
(١٩)
آغاز فعّاليت
٢٠ ص
(٢٠)
ابوبكر البغدادى
٢١ ص
(٢١)
گلستانه
٢٢ ص
(٢٢)
بهمن گل
٢٢ ص
(٢٣)
كوثر نور
٢٣ ص
(٢٤)
قرار بود
٢٣ ص
(٢٥)
بگير دست مرا!
٢٣ ص
(٢٦)
هدايت عالم به سمت ظهور با تصرّف حضرت زهرا (س)
٢٤ ص
(٢٧)
درگيرى ائمّه نور و ائمه نار
٢٤ ص
(٢٨)
نعمت عظيم ولايت، زنده كننده زمين
٢٥ ص
(٢٩)
نقش حضرت زهرا (س) در اين درگيرى
٢٦ ص
(٣٠)
هدايت عالم به سمت ظهور با تصرّف حضرت زهرا (س)
٢٦ ص
(٣١)
حضرت زهرا (س)، ادامه هدايت نبىّ اكرم (ص)
٢٦ ص
(٣٢)
حديث عقل و جهل و دامنه درگيرى
٢٦ ص
(٣٣)
وسعت ميدان درگيرى عقل و جهل
٢٧ ص
(٣٤)
تدبير حضرت زهرا (س) در اين نبرد
٢٨ ص
(٣٥)
بحران حيرت در دوره غيبت
٢٩ ص
(٣٦)
مقدّمه
٢٩ ص
(٣٧)
تأليفات درباره عصر حيرت
٢٩ ص
(٣٨)
سابقه حيرت نسبت به امامان قبل (ع) و واكنش به آن
٢٩ ص
(٣٩)
عصر حيرت
٣٠ ص
(٤٠)
منشأ و گستره حيرت
٣١ ص
(٤١)
آسيب ديدگان حيرت
٣١ ص
(٤٢)
حيرت و روايات اثناعشر و حجّت مستمرّ زمين
٣١ ص
(٤٣)
پيش گويى ها درباره حيرت
٣٢ ص
(٤٤)
مراتب حيرت
٣٣ ص
(٤٥)
زيارت ناحيه مقدّسه
٣٤ ص
(٤٦)
منابع زيارت ناحيه مقدّسه
٣٥ ص
(٤٧)
1 المزار الكبير
٣٥ ص
(٤٨)
2 المزار الكبير
٣٥ ص
(٤٩)
3 اقبال الأعمال
٣٥ ص
(٥٠)
4 مصباح الزّائر
٣٥ ص
(٥١)
5 بحارالانوار
٣٥ ص
(٥٢)
6 تحفة الزّائر
٣٥ ص
(٥٣)
7 تظلّم الزّهراء
٣٥ ص
(٥٤)
8 عوالم العلوم
٣٥ ص
(٥٥)
9 عمدة الزّائر
٣٥ ص
(٥٦)
10 ناسخ التّواريخ
٣٥ ص
(٥٧)
11 الدّعا و الزّيارة
٣٥ ص
(٥٨)
12 انصار الحسين (ع)
٣٥ ص
(٥٩)
13 رمز المصيبه
٣٥ ص
(٦٠)
14 نبراس الزّائر
٣٥ ص
(٦١)
چند نكته
٣٦ ص
(٦٢)
مناظره با قاضى القضات در مدينه
٣٨ ص
(٦٣)
بن بستى به نام بن باز
٤٠ ص
(٦٤)
زندگينامه
٤٠ ص
(٦٥)
تأليفات
٤١ ص
(٦٦)
مرگ بن باز
٤١ ص
(٦٧)
فتاواى قرون وسطايى
٤١ ص
(٦٨)
اعتقادات عجيب درباره خدا و ملائكه
٤١ ص
(٦٩)
بى حرمتى به پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع)
٤١ ص
(٧٠)
توهين به صحابه
٤٢ ص
(٧١)
توهين به همه مسلمانان براى اثبات وهّابيت
٤٢ ص
(٧٢)
حمله به شيعيان
٤٢ ص
(٧٣)
ديگر فتاوا و موضع گيرى هاى عجيب
٤٢ ص
(٧٤)
خادم و غلام رژيم صهيونيستى
٤٣ ص
(٧٥)
ردّ همه فتاواى بن باز توسط پسرش احمد
٤٤ ص
(٧٦)
منابع
٤٤ ص
(٧٧)
همراه همه انبياء
٤٥ ص
(٧٨)
مهدويت در انديشه صادق آل محمّد (ص)
٤٨ ص
(٧٩)
انحراف فكرى در مسئله مهدويّت در دوران امام صادق (ع)
٤٩ ص
(٨٠)
چشم اندازى به مسئله امامت در انديشه امام صادق (ع)
٤٩ ص
(٨١)
معجزات پيامبر اعظم (ع)
٥٠ ص
(٨٢)
حضرت آدم (ع)
٥٠ ص
(٨٣)
حضرت ادريس (ع)
٥١ ص
(٨٤)
حضرت نوح (ع)
٥١ ص
(٨٥)
حضرت هود (ع)
٥٢ ص
(٨٦)
حضرت صالح (ع)
٥٢ ص
(٨٧)
حضرت ابراهيم (ع)
٥٣ ص
(٨٨)
الف) احاطه به ايمان
٥٣ ص
(٨٩)
ب) مخفى شدن از دست دشمنان
٥٣ ص
(٩٠)
ج) برهان آورى
٥٣ ص
(٩١)
د) بت شكنى
٥٣ ص
(٩٢)
ه-) قربانى كردن فرزند
٥٣ ص
(٩٣)
و) صبر كردن بر آتش
٥٣ ص
(٩٤)
حضرت يعقوب (ع)
٥٤ ص
(٩٥)
حضرت يوسف (ع)
٥٤ ص
(٩٦)
دام ابليس
٥٥ ص
(٩٧)
ويژه نامه سايبرى
٥٧ ص
(٩٨)
سايبرنتيك
٥٨ ص
(٩٩)
فضاى سايبر
٥٩ ص
(١٠٠)
اينترنت ملّى
٦٠ ص
(١٠١)
نيمه سخت
٦٠ ص
(١٠٢)
نرم
٦٠ ص
(١٠٣)
جمع بندى
٦١ ص
(١٠٤)
اپل، اسب ترواى مدرن
٦٢ ص
(١٠٥)
سيطره گوگل بر فضاى مجازى
٦٤ ص
(١٠٦)
فاميليست مجازى
٦٦ ص
(١٠٧)
سبك زندگى سايبرى باطنى گسسته، ظاهرى پيوسته
٦٦ ص
(١٠٨)
فضاى مجازى، قتلگاه نقش ها
٦٧ ص
(١٠٩)
سقوط عشق، درزگاه پوچى
٦٩ ص
(١١٠)
از فرار مغزها تا فرار ايده ها
٧٠ ص
(١١١)
زندگى دوم
٧٢ ص
(١١٢)
زندگى دوم
٧٣ ص
(١١٣)
آواتاريسم
٧٤ ص
(١١٤)
فضاى سايبر
٧٤ ص
(١١٥)
حكمرانى در فضاى سايبر
٧٥ ص
(١١٦)
آموزش و پرورش و فرهنگ
٧٥ ص
(١١٧)
واقعيت هاى واقعى و واقعيت هاى مجازى
٧٥ ص
(١١٨)
سيستم آموزشى مجازى
٧٧ ص
(١١٩)
فضاى آموزشى، در خانه يا مدرسه؟
٧٧ ص
(١٢٠)
امكان سنجى پياده سازى فضاى آموزشى مجازى
٧٧ ص
(١٢١)
ممكن غيرممكن، يا بايد نبايد؟
٧٩ ص
(١٢٢)
فضاى سايبر و سرگرمى
٨٠ ص
(١٢٣)
مقدّمه
٨٠ ص
(١٢٤)
نبردگاه فضيلت
٨٠ ص
(١٢٥)
اتّصال مخاطب به ميدان نبرد
٨١ ص
(١٢٦)
سرگرمى سايبر بازى رايانه اى
٨٢ ص
(١٢٧)
آموزش سرگرمى به واسطه رسانه هاى سايبرى
٨٢ ص
(١٢٨)
سكّان داران رو به افق
٨٢ ص
(١٢٩)
همگام با نسل چهارم تعاملات
٨٣ ص
(١٣٠)
شيطانى با پنج چشم
٨٦ ص
(١٣١)
آمريكا، منشأ هرزه نگارى سايبرى
٩٠ ص
(١٣٢)
فضاى سايبر و كاربردهاى نظامى
٩٢ ص
(١٣٣)
روند تأثير تكنولوژى بر ارتش ها
٩٢ ص
(١٣٤)
مديريت شبكه محور ميدان نبرد
٩٣ ص
(١٣٥)
موتور جست وجوى اسلامى با طعم وهّابيت
٩٤ ص
(١٣٦)
1 پايگاه اسلاميك سرچ چيست؟
٩٤ ص
(١٣٧)
2 اين پايگاه متعلّق به كيست؟
٩٤ ص
(١٣٨)
3 جامعه اينترنتى و واكنش آنان در برابر اين اقدام چگونه بود؟
٩٥ ص
(١٣٩)
4 جست وجو در اين پايگاه بر چه پايه اى بنا شده است؟
٩٥ ص
(١٤٠)
سخن پايانى
٩٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - عصر حيرت

بود و با وفات اين دو، آن قاعده به هم خورده و قائلان به آن، به دنبال توجيه و تفسير شرايط تازه مى‌افتادند.

امام صادق (ع) براى صيانت از جان امام بعد از خود، به پنج نفر، از جمله منصور، خليفه وقت عبّاسى، امام كاظم (ع)، مادر و يكى ديگر از فرزندان خود وصيّت كرد. علاوه بر آن، در حركتى آموزشى، نمايشى، بزرگان اصحاب امام (ع)، مانند زراره نسبت به امام بعدى اظهار بى‌اطّلاعى كردند و سپس با آزمون و بررسى گزينه‌هاى محتمل، امامت شيعيان را نهايتاً به امام كاظم (ع) رهنمون شدند. اين روش را بايد اقتباس از روش قرآنى حضرت ابراهيم (ع) دانست. در «آيات ٧٦ تا ٧٩ سوره انعام» با همين روش، پس از اثبات فناپذيرى و غروب ستارگان و ماه و خورشيد به آنان فرمود:

«إِنِّيوَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛

من از روى اخلاص، پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمان ها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.»

بيّنه يا شاخصى كه امامان براى اثبات امامت خود به پرسشگران نشان مى‌دادند، عبارت بود از پاسخ به سؤالات و خبر از امور پنهانى؛ مانند نيّت‌هاى افراد، محتويات نامه‌ها و كيسه‌هاى پول بدون باز كردن آنها و مواردى از اين دست. معمولًا اين‌گونه گزارش‌ها، محتواى آثارى را تشكيل مى‌دهد كه با عناوينى، مانند معاجز، مدينة المعاجز و ... نام‌گذارى شده‌اند.

با مطالعه گزارش‌هاى به خصوص ابتداى دوره غيبت صغرا و ماه‌هاى پايانى عمر امام عسكرى (ع)، به خوبى مى‌توان دريافت اين روش (درخواست اخبار غيبى براى اثبات امامت)، نزد شيعيان روش شناخته شده‌اى بوده است. آنان تا جايى به اين روش پايبند بوده‌اند كه افراد واسطه، به اين شرط به امام يا نايب او اجازه داشتند وجوهات را تحويل دهند كه تحويل گيرنده قبل از باز كردن، به محتويات آن، با بيان جزييات (مانند ميزان تفكيك نقره و طلا، عيار آنها، حلال و حرام بودن اموال داده شده و ...) اشاره كند.[١] از اين دست نقل‌ها در منابع متقدّم و متأخّر، به وفور يافت مى‌شود.

عصر حيرت‌

پيش از اين، بيان شد كه برخى روايات، دوره غيبت امام زمان (عج) را دوره حيرت ناميده‌اند و شدّت و ميزان اين حيرت، در مقاطع مختلف عصر غيبت، نوسان داشته است. با بررسى گزارش‌هاى تاريخى و روايات، مى‌توان اوج حيرت را در آغاز و فرجام غيبت و از همه شديدتر در آستانه ظهور امام عصر (ع) دانست. به عبارت ديگر، دوره غيبت را بايد به سه مقطع تقسيم كرد:

١. حيرت نخست: آغازين ايّام غيبت كه باعث ظهور فرق مختلف شيعه شد؛

٢. دوره ميانى: افراد به مرور دچار ريزش مى‌شوند و رويش‌ها، به مراتب بيش از ريزش‌هاست و از اين‌رو، چندان حيرت به چشم نمى‌آيد؛

٣. حيرت دوم: آستانه ظهور و آخرين ماه‌ها و سال‌هاى غيبت امام زمان (عج)؛ اين دوره حيرتى به مراتب شديدتر از دوره نخست رخ مى‌دهد و بسيارى دچار آسيب‌هاى كلّى يا جزيى خواهند شد.

با توجّه به اينكه منشأ حيرت، غيبت امام زمان (عج) است، بايد دوره ظهور آن را در طول غيبت ايشان، اعمّ از صغرا و كبرا در نظر بگيريم. البتّه در طول قرون مختلف غيبت امام زمان (عج)، اين حيرت شدّت و ضعف‌هايى داشته است. آن‌گونه كه از روايات و گزارش‌هاى تاريخى برمى‌آيد، در مقاطع آغاز و پايان آن، بيشترين شدّت حيرت را شاهد هستيم. مرحوم نعمانى در توصيف شرايط دوره خود مى‌نويسد:

كدام حيرانى از اين حيرت بالاتر است كه مردم بسيار و گروه فراوانى از زير بار اين امر در رفته و به جز اندكى بر آن باقى نمانده‌اند؛ زيرا مردم به شكّ افتاده‌اند و يقينشان ضعيف گشته و كمتر كسى است كه ثابت قدم مانده باشد بر گرفتارى سختى كه از براى افراد مخلص و بردبار و ثابت قدم و راسخان در علم آل محمّد (ص) پيش آمده است. آنانى كه همين حديث‌ها را روايت كرده‌اند و به مقصود ائمّه در اين روايات آشنا هستند و معناهائى را كه اشاره فرموده‌اند، درك مى‌كنند، كسانى كه خداوند، نعمت ثبات قدم به آنان ارزانى داشته و آنان را با يقين سرافراز فرموده است و سپاس خدايى را كه پروردگار جهانيان است.[٢]

انگيزه نگارش كتاب شريف «كمال‌الدّين» ماجرايى تكان‌دهنده و توصيف‌كننده اوج حيرت، حتّى بزرگان شيعه در اوان غيبت امام عصر (ع) است. شيخ صدوق در مقدّمه كتاب، جريان را چنين نقل كرده است:

انگيزه من در تأليف اين كتاب، آن بود كه چون آرزويم در زيارت على‌بن موسى الرّضا (ع) برآورده شد، به «نيشابور» برگشتم و در آنجا، اقامت گزيدم و ديدم بيشتر شيعيانى كه به نزد من آمد و شد مى‌كردند، در امر غيبت حيرانند و درباره امام قائم (عج) شبهه دارند و از راه راست منحرف گشته و به رأى و قياس روى آورده‌اند. پس با استمداد از اخبار وارده از پيامبر اكرم (ص) و ائمّه اطهار (ع) تلاش خود را در ارشاد ايشان، به كار بستم تا آنها را به حقّ و صواب دلالت كنم.

تا اينكه شيخى از اهل فضل و علم و شرف كه از دانشمندان «قم» بود، از «بخارا» بر ما وارد شد. من به جهت آنكه وى دين‌دار و خوش فكر و راست‌كردار بود، از دير زمان، آرزوى ملاقات او را داشتم و مشتاق ديدار او بودم و او شيخ نجم‌الدّين محمّدبن حسن‌بن محمّدبن احمدبن‌