ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - ١ برقرارى عدالت اجتماعى
از راه اصلى و درست جدا مىسازند و اين است آزادى و آزادگى واقعى؛ آزادىاى كه در سراسر دنياى كنونى، تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست ...
در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستىسوز رهايى مىيابد، از بند مشكلات آن آزاد مىگردد، به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مىانديشد و در اين راستا گام برمىدارد.
احاديث بسيارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلى باشد كه بيشترين تأكيد بر آن شده است. همين نكته اهمّيت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مىرساند و شايد پس از اصل عدالت، دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعهها پديد مىآيد. اين دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند؛ زيرا اجراى دقيق عدالت، براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه، اكل و مأكولى است تا اقويا حقّ ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكانپذير است؛ بلكه رفاه و بىنيازى، از ميوههاى درخت تناور عدل است و امام با تحقّق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگىاى درست و سامانيافته مىرساند.[١]
همچنين از نظر تعاليم اسلامى، حاكميّت اگر درست و اسلامى باشد و برنامهها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمىماند؛ زيرا اصول عدل و حق اجرا مىگردد و در پرتو اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بىنيازى مىرسند.[٢]
در پرتو حاكميّت قرآنى، محمّدى و علوى امام مهدى (ع) و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه در سيره انكارناپذير آن امام، سامان مىيابد، نيازها برآورده مىگردد و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زندگى خانواده بشرى پرتو مىافكند.
با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است و اين اهمّيت موضوع را آشكار مىسازد[٣]
تأمين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده باشد، به دست امام خريده مىشود و آزاد مىگردد. اگر كسى بدهكار باشد، بدهى او پرداخت مىشود. هر كس حقّى و حقوقى از ديگران برده، قصاص شده، ديه او به صاحبش پرداخت مىگردد. هر كس به دليل جرمى به اعدام محكوم شده، بدهكارىهاى او پرداخت مىشود و پس از اعدام وى، زندگى خانوادهاش همسان و همسطح ديگر مردم تأمين مىگردد و اينها همه براى اجراى عدالت دقيق در سراسر آبادىهاى زمين است؛ يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق، گسترده و انسانى دارد كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مىسازد.[٤]
سطح زندگى در اين حدّ بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعههاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درك نيست؛ ليكن وعده خدا است و تحقّق خواهد يافت. آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالمگسترى، با شيوههاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مىآيد يا امام مهدى (ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوى، اين چگونگىها را در زمين پديد مىآورد؟ يا شيوهها و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مىبرد كه تاكنون نبوده است؟
روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حد و براى يكايك افراد خانواده بشرى، كارى بزرگ و مشكلى بس عظيم است و به دشوارى مىتوان تصوّر كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملى پديد مىآيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مىگردد.
با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجمّلى، همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد مىآيد؛ آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين است. آنگاه مهدى به مردمان مىگويد: بياييد! و اين اموال را بگيريد.
اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مىيابيم:
١. منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست) و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تأمين معاش برساند؛
٢. محاسبه مقدار مصرف تجمّلى و مسرفانه اجتماعات بشرى، روشن مىسازد كه اگر اين اسرافكارىها و شادخوارىها به صورتى درست و اصولى مهار گردد و با انضباط و قانونى سازشناپذير جلوى عيّاشى و ريختوپاشهاى زائد گروه اشراف رفاهطلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاى كلّ بشريت برآورده مىشود و زندگى همگان در روى زمين تأمين مىگردد؛
٣. با بررسى استعداد خلّاق و هوش مبتكر انسانى، روشن مىشود كه انسانها مىتوانند در پرتو پيشرفت دانشها، به فرمولها و اصول تازهاى دست يابند كه معاش آنان بهتر تأمين شود و نيازها و خواستهها بيشتر برآورده گردد و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد. با توجّه به اين سه محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تأمين زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمين، روشن مىگردد. در اين بخش از اين مقاله، به بررسى برخى از علل و عواملى مىپردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدى (ع) به كار گرفته شود و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براى چنين اقدام عظيمى تأمين گردد و در فروغ آن زندگى بشريت سامانى درخور يابد:
١. برقرارى عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در كلّيه جريانهاى اقتصادى جامعه است و نظام توليد و توزيع مصرف را در بر مىگيرد. عدالت به اين معنا، اگر گسترهاى جهانى يابد و دقيق و بىاستثنا حدود آن مشخّص شود و درست اجرا گردد، تعادل و توازنى در كلّ جامعه بشرى پديد مىآورد كه آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتوى چنين عدالتى، فاصلههاى اقتصادى به معناى اسراف و تكاثر در بخشهايى و كمبود و محروميّت در