ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - در آينه اسماء و القاب
كه از معراج به زمين بازگشتند، حضرت فاطمه (س) در رحم حضرت خديجه (س) قرار گرفت. بدين سبب حضرت فاطمه (س) حوراى انسيه نام گرفت.[١]
١٠. راضيه؛ يعنى كسى كه به تقدير و قوانين الهى خشنود بود.[٢]
اين صفت از والاترين درجات ايمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگى، به آنچه كه از سوى خداوند متعال از ترس و آزار در راه دين و ظلم و اندوه و غم، برايش مقدّر شده بود، رضايت داشت و هيچ گاه از وضع خود گله نكرد.
١١. زكيّه؛ به معنى پاك و پاكدامن يا وجود پر بركت است.
قرآن هر يك از اين معانى را در سه آيه مختلف بيان فرموده است. در جايى از پاكدامنى و مقام عصمت حضرت عيسى (ع) چنين ياد مىكند:
«قالَإِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا؛[٣]
يعنى جبرئيل به مريم گفت: من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسرى پاكيزه به تو بخشم.»
در آيه ديگر آمده است:
«فَانْطَلَقاحَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ؛[٤]
چون خضر آن پسر را كشت، موسى گفت: آيا جوانى پاكيزه و بىگناه را بىآنكه كسى را كشته باشد، كشتى؟»
در جايى ديگر مىفرمايد:
«قَدْأَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها؛[٥] رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.»
در حقيقت زكيّه به بانويى گويند كه از همه ناپاكىهاى اخلاقى دور باشد و هرگز در وجودش هيچ صفت بد يافت نشود.
١٢. زهرا؛ يعنى درخشان، نورانى و درخشنده.
از امام صادق (ع) پرسيدند: چرا فاطمه را زهرا ناميدند؟ فرمود:
«زيرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب مىايستاد، نورى از او براى اهل آسمان درخشش مىكرد، همان طور كه ستارگان براى اهل زمين درخشش دارند.»
١٣. سماويه؛ يعنى گرانبها، گوهرى آسمانى.[٦]
١٤. سيّدة، سيّدة نساء العالمين؛ يعنى بزرگ بانوى جهانيان.[٧]
شيخ صدوق در كتاب «امالى»، حديثى را از حضرت رسول خدا (ص) چنين نقل كرده كه فرمود:
«دخترم فاطمه، بزرگ بانوى زنان جهان است.»
رسول خدا (ص) به دخترش فرمود:
«اى فاطمه، به درستى كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و زنان اسلام كه بهترين دين است، برترى داد.»[٨]
رسول خدا (ص) از نزديك بودن وفات خود از طريق وحى با اطّلاع شد، دخترش فاطمه را از اين موضوع آگاه ساخت و آن بانو گريست. در اين حال رسول خدا (ص) به وى فرمود:
«تو اوّلين كسى از خانوادهام هستى كه به من خواهى پيوست. آيا دوست ندارى كه ارجمندترين زنان بهشت باشى!»[٩]
١٥. صدّيقه، صدّيقه كبرا؛ صدّيقه يعنى كسى كه در راستگويى كامل است يا آنكه هرگز دروغ نگفته است يا كسى كه سخن خود را با عمل خويش تصديق مىكند.[١٠]
مرتبه صدّيقين، در رديف پيامبران و شهيدان است. اين مطلب را آيات بسيارى روشن مىكنند كه از آن جملهاند:
«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»[١١]
اهل تسنّن از عايشه روايتى را چنين نقل كردهاند: ما رأيت احداً اصدق من فاطمه (س) غير ابيها؛ پس از رسول خدا (ص)، هرگز كسى را راستگوتر از فاطمه نديدم.»[١٢]
١٦. طاهره؛ به معنى پاكيزه، بىعيب، پاك و معصوم.
در حقيقت آيه شريفى كه در پاكيزه دانستن اهل بيت نازل شده است، اين نام را براى حضرت زهرا (س) ثابت مىكند. خداى تعالى در آيه ٣٣ سوره احزاب مىفرمايد:
«إِنَّمايُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؛
خداوند چنين مىخواهد كه پليدى هر آلايش را از شما خاندان نبوّت ببرد و از هر عيب پاكتان گرداند.»
در اين مطلب، مفسّران و محدّثان شيعه و سنّى به گونهاى انبوه، رواياتى ذكر كردهاند كه به مفادّ آنها معنى
اهل بيت هر چه باشد صدّيقه طاهره را شامل مىشود.[١٣]
والاترين حديث در مقام طهارت حضرت زهرا (س) حديث شريف كساء است كه شيعه و سنّى با دهها سند، صحّت آن را تأييد كردهاند. بر پايه اين حديث، زمانى رسول اكرم (ص) به خانه دخترش فاطمه (س) آمد و خود را در چيزى شبيه عبا پيچيد. زمانى بعد حضرت مجتبى (ع) و حسين (ع) نزد حضرتش رفتند و سپس اميرالمؤمنين، على (ع) و بعد فاطمه (س) به پيش ايشان رفت. در همين هنگام بود كه آيه تطهير «إِنَّمايُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ ...» نازل شد.
١٧. عذرا؛ يعنى آن بانو پيوسته همچون دوشيزگان بود.
از فرموده رسول خدا (ص) كه آن بانو را حوريهاى