ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٩ - بسم ربّ الزّهراء
بود. حالا امام زمان (ع) هر روز آن بدن را مىبيند. وقتى نگاه مىكند، مىبيند كه همه ايران غرق عزا و شيون زهرا (ع) است، اين مرهم دل او كارى مىكند كه شب قدر وقتى صحيفه عملمان را خدمت او مىدهند، قلم روى جرايم ما مىكشد و سعادت دنيا و آخرت براى شما ذخيره مىكند.
مسئله آنقدر مهم است كه پيغمبر اكرم (ص) به على (ع) فرمودند:
«يا على! فاطمه وقتى در محراب مىايستد، هفتاد هزار ملك مقرّب بر او سلام مىكنند و مىگويند: «إِنَّاللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ».[١] بعد فرمود: «يا على فاطمة بضعة منى؛ فاطمه پاره تن من و نور چشم من و ميوه دلم است.»
هر يك از اين توصيفها يك كتاب شرح دارد. ميوه قلب من است. بعد فرمود: «يا على، به فاطمه بعد از من احسان كن». اين كلمه معنى دارد. على (ع) كه محتاج سفارش نيست. بفهميد چه خبر است. ختم مطلب اينكه «يا على! از آن فزع اكبر روز قيامت كسى كه در امان است فاطمه است و ذريّه فاطمه و شيعه فاطمه» و اين مزد شما در فاطميّه است.
اگر امسال همّت كنيد و در هر استانى ملاحظه بشود كه آنچه در سال قبل براى فاطمه (س) انجام داديد، دو برابر شده است و بعد از آن اگر به «مشهد» رفتيد و به امام رضا (ع) سلام داديد، يا به «قم» آمديد و به حضرت معصومه (س)، دختر موسى بن جعفر (ع) سلام داديد، يا «كربلا» رفتيد و كنار آن قبر شش گوشه، به سيّدالشّهداء (ع) سلام كرديد، مىبينيد كه اين بزرگواران به شما جور ديگرى جواب مىدهند و ديگرى به شما نظر مىكنند. پيغمبر (ص) به شما جور ديگرى نظر مىكند، مىگويد: اين همان است كه براى دخترم به سر و سينه مىزد. حضرت على (ع) به شما جور ديگرى جواب سلام مىدهد، مىگويد: اين همان است كه براى آن جنازه غريب دل شب خدمت كرد. اين اثر عمل شماست.
بسم ربّ الزّهراء
در روايات زيادى است كه مقام شفاعت كبرا مربوط به صدّيقه طاهره (س) مىباشد.
امام باقر (ع) مىفرمايند:
«پدرم از جدّم، رسول خدا (ص) حديث كردند كه: در روز قيامت منبرهايى از نور براى انبيا نصب مىنمايند و منبر من از همه بلندتر است.
آنگاه خداوند مىفرمايد: «اى محمّد! خطبه بخوان و من خطبه مىخوانم كه هيچ يك از پيامبران نشنيده باشند و پس از آن براى اوصيا، منبرهاى نورانى نصب مىنمايند و منبر وصى من على ابن ابى طالب (ع) از همه منبرها بلندتر است و على (ع) به دستور حق، خطبهاى مىخواند كه اوصيا نشنيده باشند ... و جبرئيل ندا مىدهد كه هان! اهل محشر سرها به گريبان كشيد و ديدههاى خود ببنديد، همانا فاطمه (س) به جانب بهشت عبور مىكند. حضرت در ملازمت فرشتگان با جلال و جبروت بر در بهشت فرود مىآيند، پس فاطمه (س) توقّف مىكند و التفات ايشان به جانب صحراى محشر است.
خطاب مىرسد: «اى دختر حبيب من! اينك كه دستور دادهام به بهشت روى، نگران چه هستى؟»
عرض مىكند: «اى پروردگار من! دوست دارم چنين روزى مقام و منزلتم نزد اهل محشر معلوم شود.»
ندا مىرسد: «اى دختر حبيب من! برگرد و در مردم بنگر و هر كس كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت است، داخل بهشت گردان.»
و بعد امام (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند در آن روز، فاطمه (س) شيعيان و دوستان خود را از ميان مردم چنان بر مىچيند كه مرغ دانههاى خوب را از بد جدا مىكند.
آنگاه فاطمه (س) با شيعيان خود در بهشت حاضر مىشوند. خدا در دل ايشان مىافكند تا دوباره به محشر التفات مىكنند، خطاب مىرسد: «اين نگرانى شما براى چيست؟ همانا دختر حبيب من، از شما شفاعت كرد»، عرض مىكنند: «خدايا! دوست داريم قدر ما در چنين روزى معلوم گردد.»
خداوند مىفرمايد:
«اى دوستان من! در ميان جماعت بنگريد؛ هر كس كه به خاطر دوستى فاطمه (س) شما را دوست داشت، هر كس به خاطر محبّت فاطمه (س) به شما طعام داد، به خاطر محبّت فاطمه (س) به شما لباس داد، به خاطر محبّت فاطمه (س) شما را به جام آبى سيراب كرد، يا غيبتى را از شما دور گردانيد، دست او را بگيريد و همراه خود وارد بهشت كنيد.»
امام باقر (ع) فرمودند:
«به خدا سوگند كه در محشر جز كافر و منافق و شكّاك نمىماند.»[٢]
پىنوشتها:
[١]. سوره نجم (٥٣)، آيات ٦ و ٧.
[٢]. سوره واقعه (٥٦)، آيات ١- ٦.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٤٣، ص ٢٢٦.
[٤]. همان، ص ٢٢٧.
[٥]. امالى صدوق، ص ٤٧٨.
[٦]. روحانى على آبادى، محمّد، زندگانى حضرت زهرا (س)، ص ٣٤٢.