ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ٣- ٢ حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد
٢. اسرار، كيفيّت و نكات مربوط به ولادت
در مورد تاريخ تولّد حضرت فاطمه (س) اندكى اختلاف وجود دارد؛ امّا از نظر دوستداران و پيروان حقيقى آن حضرت، تمسّك به نقل ائمه اطهار (ع)، صحيحترين و قطعىترين تاريخ، پنج سال بعد از بعثت، در بيستم جمادىالآخر هجرى قمرى است. در مورد سالهاى ازدواج و شهادت ايشان، چندان مورد اختلاف وجود ندارد؛ يعنى ازدواج در سال اوّل يا دوم هجرت و شهادت در تاريخ يازدهم هجرت؛ امّا در اينكه حضرت در اين وقايع چه سنّى داشتهاند، مورد اختلاف است و آن به تعيين زمان ولادت ايشان بستگى دارد.
آنچه كه مسلّم است، ولادت آن حضرت بنا بر روايات بعد از بعثت اتّفاق افتاده است:
أَنَّ فَاطِمَةَ (س) وُلِدَتْ بَعْدَ مَا أَظْهَرَ اللهُ نُبُوَّةَ أَبِيهَا بِخَمْسِ سِنِينَ وَ قُرَيْشٌ تَبْنِى الْبَيْتَ وَ رُوِى أَنَّهَا وُلِدَتْ فِى جُمَادَى الْآخِرَةِ يَوْمَ الْعِشْرِينَ مِنْهُ سَنَةَ خَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ مِنْ مَوْلِدِ النَّبِى (ص)؛ ٥٠
همانا فاطمه (س) بعد از اينكه خداوند نبوّت پدرش را آشكار كرد، متولّد شد. حضرت فاطمه (س) در سال پنجم، در حالى كه قريش «خانه كعبه» را بنا يا تعمير مىكرد، در روز ٢٠ جمادى الآخر در سنّ ٤٥ سالگى پيامبر (ص) متولّد شد.
همچنين آمده است:
رُوِى أَنَّ فَاطِمَةَ (س) وُلِدَتْ بِمَكَّةَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِينَ وَ بَعْدَ الْأَسْرَى [الْإِسْرَاءِ] بِثَلَاثِ سِنِينَ فِى الْعِشْرِينَ مِنْ جُمَادَى الْآخِرَةِ؛ ٥١
روايت شده كه فاطمه (س) در «مكّه»، پنج سال بعد از بعثت- سه سال بعد از معراج- در روز بيستم جمادى الآخر متولّد شده است.
به نظر قوى، اين بازسازى كعبه براى بار دوم بوده است.
تاريخ ولادت حضرت فاطمه (س) مسئله بسيار مهمّى است؛ زيرا ثبت دقيق اين وقايع، مستندات تاريخى را قوىتر مىكند و مسئله ازدواج و به خصوص شهادت آن حضرت را نيز دقيقتر و آشكارتر مىسازد و شايد همين اختلاف در ولادت ايشان، همانند مخفى بودن قبرش از اسرار الهى باشد. البتّه ما در اين نوشتار در پى اثبات زمان و سال تولّد ايشان نمىباشيم. درباره حوادث، رويدادها و نكات زمان تولّد ايشان مىتوان به نكات زير اشاره نمود:
١- ٢. تكلّم حضرت فاطمه (س) با مادر خويش در زمان باردارى
هنگامى كه حضرت خديجه (س)، با پيامبر (ص) كه فردى يتيم و فقير بود، ازدواج نمود، زنان مكّه از او دورى مىگزيدند، به او وارد نمىشدند و سلام نمىكردند. از اين رو، حضرت خديجه (س) احساس تنهايى مىنمود.
فَلَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ (س) صَارَتْ تُحَدِّثُهَا فِى بَطْنِهَا وَ تُصَبِّرُهَا وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ تَكْتُمُ ذَلِكَ عَنْ رسول الله (ص) فَدَخَلَ يَوْماً وَ سَمِعَ خَدِيجَةَ تُحَدِّثُ فَاطِمَةَ فَقَالَ لَهَا يَا خَدِيجَةُ مَنْ يُحَدِّثُكِ قَالَتِ الْجَنِينُ الَّذِى فِى بَطْنِى يُحَدِّثُنِى وَ يُؤْنِسُنِى؛ ٥٢
زمانى كه به فاطمه باردار شد، حضرت فاطمه (س) در بطن حضرت خديجه با او حرف مىزدند و او را به صبر و شكيبايى دعوت مىنمودند. حضرت خديجه حرف زدن فاطمه (س) با خود را از پيامبر (ص) مخفى مىكرد تا اينكه روزى رسول خدا شنيد كه حضرت با فاطمه (س) صحبت مىكنند. فرمودند: «با چه كسى سخن مىگويى؟» عرض كرد: جنينى كه در شكم من است، پيوسته با من حرف مىزند و موجب آرامش من مىشود.
حضرت فاطمه (س) علاوه بر لقب امّ ابيها، مادر خود را نيز در حالت جنينى، به صبر و شكيبايى دعوت مىنمود.
٢- ٢. بشارت به دختر بودن جنين و ادامه نسل با بركت پيامبر (ص) توسط آن جنين
پيامبر (ص) به حضرت خديجه (س) فرمودند:
«هَذَا جَبْرَئِيلُ يُبَشِّرُنِى أَنَّهَا أُنْثَى وَ أَنَّهَا النَّسَمَةُ الطَّاهِرَةُ الْمَيْمُونَةُ وَ أَنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَجْعَلُ نَسْلِى مِنْهَا وَ سَيَجْعَلُ مِنْ نَسْلِهَا ائمه فِى الْأُمَّةِ يَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَهُ فِى أَرْضِهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِهِ؛ ٥٣
جبرئيل به من خبر داد كه آن جنين دختر است و نسلى پاك و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذريّه او قرار خواهد داد و از نسل او امامانى خواهند آمد كه پس از من و بعد از اتمام وحى، خليفههاى الهى بر روى زمين خواهند بود.»
نكته مهمّ اين قسمت، آن است كه معمولًا نسل هر فردى از طريق فرزند ذكور وى ادامه مىيابد و اصطلاحاً به كسى كه فرزند پسر ندارد، ابتر مىگويند؛ ولى از رازهاى ديگر وجود مقدّس حضرت زهرا (س) اين است كه در آن جامعه جاهلى و ديدگاهى كه نسبت به دختر داشتند، نسل برترين انسان جهان هستى از طريق او ادامه مىيابد و خليفههاى الهى از دامن او رشد يافته و زمينهساز سعادت انسانى مىگردند.
٣- ٢. حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد
هنگامى كه زمان فارغ شدن و وضع حمل زنى مىرسد، معمولًا زنها براى كمك به او مىشتابند؛ ولى هنگامى كه حضرت خديجه (س) به زنان قريش و بنىهاشم پيغام كمك فرستاد، آنها با كينهاى كه از ازدواج ايشان با پيامبر (ص) به دل داشتند، از كمك به او سر باز زدند و به يارى او نيامدند. در اين هنگام، خدايى كه تمام مقدّمات و برنامهريزى خود را براى تولّد اين بانو، آماده و مهيّا ساخته بود، رسولان خود را براى يارى فرستاد:
«دَخَلَ عَلَيْهَا أَرْبَعُ نِسْوَةٍ طِوَالٍ كَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِىهاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ لَهَا إِحْدَاهُنَّ لَا تَحْزَنِى يَا خَدِيجَةُ فَإِنَّا رُسُلُ رَبِّكِ إِلَيْكِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُكِ أَنَا سَارَةُ وَ هَذِهِ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِى رَفِيقَتُكِ فِى الْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ صَفْرَاءُ [صَفُورَاءُ]